سردار جهادگر شهيد حيدرقلي رضايي
1391/07/19
شهيد حيدر قلي رضائي
پدر: رجبعلي
ولادت: 8/3/1336 ـ شنازند قاقازان
متأهل، داراي 3 فرزند
محل دفن: روستاي شنازند                 
مسؤوليت: تعميركار خودرو
 شهادت: 4/3/1363 ـ سرپل ذهاب
منطقه غرب كشور
سرگذشت
روستاي شنازند در منطقه ي قاقازان قزوين، محلي است كه روز هشتم خردادماه سال 1336، شاهد تولد حيدر قلي رضائي بوده است. او كه دوره ي ابتدايي را به پايان رسانيده بود، به دليل مشكلات مالي، نتوانست تحصيلش را در مناطقي كه مدرسه راهنمايي داشتند ادامه دهد، لذا علي رغم شوق زيادي كه براي ادامه ي تحصيل داشت، همراه پدر پيرش به كشاورزي پرداخت تا كمك ناچيزي به خرج خانواده كرده باشد. وي با فرا رسيدن دوران خدمت سربازي، خود را به نظام وظيفه معرفي و جهت گذراندن اين دوران، عازم خدمت شد كه پس از اتمام سربازي، تشكيل خانواده داد.
اين دوران همزمان بود با راهپيمايي ها و اعتراضات گسترده ي ملت ايران عليه رژيم ستم شاهي و او كه طعم تلخ محروميت و ظلم استكبار و استبداد را به خوبي چشيده بود، با حضور هميشگي خود در راهپيمايي ها، خشم و انزجارش را نسبت به دستگاه پهلوي به نمايش گذاشت و تلاش كرد تا در تمامي صحنه هاي اعتراض به اين دستگاه حضور فعال داشته باشد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، او علاقه مند بود تا با ادامه فعاليت هاي انقلابي خود كمكي در راه سازندگي و رشد و توسعه ي كشور باشد و به همين خاطر در سال1362 با ورود به جهاد سازندگي، احساس كرد مي تواند فعاليت هاي خوبي در اين زمينه داشته باشد.حضور حيدرقلي در جهادسازندگي با فعاليت هاي چشمگير و شبانه روزي او در سازندگي كشور همراه بود و او كه در راه رسيدن به اهداف امام راحل، آرام و قرار نداشت، همزمان با دفاع جانانه ي رزمندگان اسلام از ميهن اسلامي در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل، تصميم گرفت تا با حضور در صحنه هاي نبرد، دين خود نسبت را به انقلاب، امام و مردم انقلابي ادا نمايد، لذا سرانجام از طرف جهاد سازندگي داوطلبانه عازم مناطق جنگي غرب شد و در خرداد ماه سال 1363 در سومار به شهادت رسيد. 
در خاطر يار
پخش آش پشت پا، همزمان با شهادت! شب قبل از اعزام به جبهه، وسايلي را كه در خانه داشت جمع آوري كرد و همه را گوشه اي گذاشت و صبح آن عازم جبهه ها شد. قبل از اعزام به خيلي از فاميل و دوستانش گفته بود كه من شهيد مي شوم. 10 روز بود كه از رفتنش به جبهه گذشته بود، فاميل جمع شدند تا براي سلامتي او آش پشت پا بپذيم و پخش كنيم. در حال پخش كردن آش بوديم كه خبر آوردند، حيدر قلي پسرم زخمي شده است، آش از دستم افتاد و در دلم غوغايي به پاشد، آن روز هر طور كه بود آش ها پخش شد، در حالي كه حيدر قلي همان روز شهيد شده بود و به ما نمي خواستند بگويند.
مادر شهيد

قدم آهسته! 
شهيد حيدر قلي رضايي، علاقه ي زيادي به شعر و نوشتن داشت. دفتري از خاطرات سربازي اش به جاي مانده كه در آن چند شعر نو سروده است، از جمله شعر قدم آهسته:
شروع كردم به خدمت برابر يك دسته
قدم آهسته مي رفتم ولي با حالت خسته / قدم آهسته رفتن نگوييد كار آساني است
ز سختيهاي آن گويم كه همچون دادن جان است / بگويم از نگهباني، جوان را پير مي سازد
اگر شير ژيان باشي ترا دلگير مي سازد / كجايي مادر زارم بيا يكدم ملاقاتم
در اين گروهان تصرف شد تمام صبر و اوقاتم / گر تو مي تواني تا زماني كه نفس دارم
بيا مادر به پهلوم كه جان خويش بسپارم
تعداد مشاهده خبر37 بار
تصاویر مرتبط


مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
 
آدرس پست الکترونیکی شما
   
شماره تلفن
توضیحات
 
تغییر کد امنیتی
کد امنیت
 
وزارت جهاد کشاورزی
کلیه حقوق این سایت متعلق به وزارت جهاد کشاورزی می باشد
Powered by DorsaPortal