سردار جهادگر شهید سبزعلی اینانلو
1391/07/18
شهيد سبزعلي اينانلو
 پدر: شيرعلي
 ولادت: 1/7/1339 ـ مشانه آوج
 مجرد
  محل دفن: روستاي مشانه                   
مسؤوليت: فرمانده مهندسي رزمي
شهادت: 3/3/1361 ـ شلمچه
عمليات: بيت المقدس
سرگذشت
سبزعلي اينانلو را مردم روستاي «مشانه» از توابع شهر آوج، به خوبي مي شناسند. زيرا او در بيستمين روز از آذر ماه سال 1339 در همين روستا ديده به جهان گشود و با پا نهادن به كلاس درس، همراه و همگام با خانواده در زمين هاي كشاورزي حضور داشت و همواره تلاش مي كرد تا با كمك هر چند ناچيز خود، باري را از دوش خانواده بردارد. درست در ايامي كه رژيم ستم شاهي قصد نابودي زمين هاي كشاورزي و خالي كردن روستاها از سكنه را داشت، فقر و محروميت در سراسر كشور، به ويژه روستاها فراگير شد تا آنجايي كه بسياري از مردم، بخصوص روستائيان براي امرار معاش روزانه ي خود نيز با مشكل مواجه مي شدند.سبزعلي هم كه فقر و تنگدستي را در جامعه ي خود به خوبي لمس كرده بود، مجبورشد به تهران مهاجرت كند تا همراه برادرش با نقاشي ساختمان درآمدي به دست آورد و كمك خرجي براي خانواده اش باشد.
سبزعلي كه اين دوره از زندگيش با آغاز قيام ملت ايران عليه رژيم پهلوي همزمان بود، با آگاهي از ظلم هاي رژيم پهلوي، همراه رود خروشان ملت به حركت در آمد و با پخش اعلاميه، عكس و نوارهاي انقلابي، به مبارزه با ظلم و بي عدالتي پرداخت.دستگيري سبزعلي توسط عوامل رژيم ستم شاهي كه يك بار منجر به فرار او و بار دوم منجر به ضمانت او براي آزادي اش شد، نشانه ي فعاليت گسترده ي او در صحنه هاي مختلف انقلاب بود.
سبزعلي همزمان با پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي، بار ديگر متولد شد و حيات دوباره ي خود را در مبارزه با عوامل كفر و نفاق آغاز كرد به طوري كه از هيچ كوششي در راه افشاي آنان و آگاهي جامعه، فرو گذار نبود. هنوز آرامش به انقلابي كه هر روز درگير دسيسه هاي منافقين و ضد انقلاب بود، باز نگشته بود كه استكبار جهاني، يكي از نوكران ناآگاه خود را مامور كرد تا با ايجاد جنگ نابرابر، مانع گسترش انقلاب اسلامي در سراسر جهان شود. در اين ايام بود كه سبزعلي خدمت صادقانه را در ياري كشاورزان و جهادگران دانست و سنگر باني انقلاب را در سنگر جهاد سازندگي برگزيد و سپس از طريق جهاد سازندگي استان فارس به جبهه ي آبادان اعزام شد. وي پس از مدتي براي پشتيباني رزمندگان اسلام به خط مقدم مبارزه عليه رژيم بعث شتافت و در عمليات غرورآفرين طريق القدس، جهت آزادسازي بستان از چنگال صداميان، شركت فعال داشت و چندين مورد نيز مجروح گرديد.همزمان با آغاز عمليات بيت المقدس كه آزادي خرمشهر قهرمان را به همراه داشت، سبزعلي در اين عمليات بزرگ شركت كرد و به اسارت دشمن بعثي درآمد ولي با ترفندهاي مختلف از دست سربازان عراقي گريخت و به رزمندگان اسلام در خط مقدم جبهه ها پيوست. روزهاي سرخ خرداد ماه سال 1361 روزهاي عجيبي بود، اين روزهاي ساده و صميمي هر روز گل هاي زيباي باغ انقلاب را با خود به همراه مي بُرد و اينگونه شد كه سبزعلي در سپيده دم سوم خرداد سال 1361 در شلمچه ي قهرمان به ديار باقي شتافت تا چهره ي مظلومانه او و هزاران رزمنده ي شهيد، گواهان صادق اين صبح ماندگار شوند.
بخشي از وصيت نامه شهيد
هنوز خود را لايق شهادت نمي دانم .   خدايا! نمي دانم اين بار چه شده است كه هوس كرده ام وصيت نامه بنويسم. اگر چه هنوز خود را لايق شهادت نمي دانم. بارالها! پروردگارا! دوست دارم اگر قرار است مرا به جمع شهيدان بپيوندي، شهادتم طوري باشد كه روز قيامت من و خانواده ام در برابر حضرت فاطمه زهرا (س) خجل و شرمنده نباشيم. پدر و مادر عزيزم! اگر شهادت نصيب من شد، صبر و حوصله كنيد و در مراسمم ناله و شيون نكنيد، چرا كه تعدادي از مردم چشم ديدن اين انقلاب را ندارند و از گريه ي شما خوشحال مي شوند.  من از شما تمام فاميل، بخصوص جوانان مي خواهم كه در مقابل دشمنان اسلام ايستادگي كرده و از قرآن و اسلام دفاع كنيد.
     التماس دعا
                سبزعلي اينانلو                                                                                                    11/9/1360 ـ آبادان
نامه رئيس جهاد سازندگي فارس، مستقر در جبهه آبادان، خطاب به پدر بزرگوار شهيد
قول مي دهم در اسرع وقت ياد بگيرم!
بسم الله الرحمن الرحيم
حضور محترم سرور گرامي آقاي شير علي اينانلو پدر شهيدان گرانقدر سبز علي و پنجعلي اينانلو
سلام عليكم؛
تا عمر دارم لحظه ي ملحق شدن فرزند گرامي شما، سبزعلي اينانلو را به واحد تحت مسئوليت خود (جهاد فارس، مستقر در جبهه آبادان) در سال 1359 را فراموش نخواهم كرد، زيرا در سيماي نوراني او اراده اي قوي، ايماني عميق و خلوصي بي پايان خوانده مي شد. در واقع در اين لحظه جبهه ي 180 كيلومتري آبادان يكي از اركان ثبات و استقامت و استحكام خود را يافت.
وقتي از او سؤال شد: چه شغلي مي¬داني؟ در جواب گفت: «هر شغلي كه جبهه نياز دارد قول مي دهم در اسرع وقت ياد بگيرم.»
همان ايّام جبهه آبادان از بي آبي كه نتيجه ي نبود تانكرهاي آب بود، به شدت رنج مي برد و سبزعلي در همان هفته اول، تاثير حضور خود را در جبهه با قابل استفاده نمودن چند تانكر آب 30 هزار ليتري نشان داد و يكباره مشكل آب جبهه به دست تواناي ايشان و البته بياري پروردگار، براي ماهها حل شد.
علي در جبهه لحظه اي آرام و قرار نداشت و خيلي زود توانست با ياد گرفتن طرز استفاده از ماشين آلات سنگين، از قبيل: بولدزر خود را در جرگه ي گروهي كوچك از نظر كميت و بسيار عظيم از نظر كيفيت قرار دهد كه در واقع اين گروه نه تنها مهمترين عامل براي جلوگيري از تصرف جزيره ي آبادان به وسيله ي قواي دشمن بود بلكه همين گروه بود كه هسته ي اوليه ي واحد مهندسي رزمي را در جنگ تشكيل داد و به آن عمل كرد به طوري كه اين گروه، اسوه ي حسنه اي براي ديگر واحدهاي مهندسي رزمي شد.
وقتي سبز علي اينانلو و ديگر همرزمانش، همچون خليل پرويزي، محمد جواد كريمي، مرادي ، مهدي خليفه، محمد جواد جزايري، اكبري نژاد، محمد حسين نجات، مسعود فلاح زاده و ... را مشاهده مي كرديم كه چگونه روز و شب خود را نمي دانند و لحظه اي نيست مگر آنكه مشغول استحكام مواضع و جبران كمبودهاي مدافعان حريم مقدس انقلاب اسلامي هستند، بي اختيار آيه مباركه اللهّم كانوا ... آمنوا بربهم و زدناهم هدي، در نظرمان تجلّي مي كرد. اين عزيزان همه جا و همه وقت در جبهه عامل تأويل آيات مباركه قرآن بودند و قداست و روحانيتي به واحد بخشيده بودند كه هر كس با هر ايده و طرز تفكري وارد قرارگاه هاي واحد مي شد، تحت تأثير اين قداست و روحانيّت قرار مي گرفت و ناخودآگاه خود را در صدر اسلام و در ميان مجاهدان في سبيل الله و در ركاب حضرت پيامبر خاتم صلوات الله و سلامه عليه احساس مي كرد.
ايماني كه خداوند تبارك و تعالي در قلب فرزند شما ثبت كرده بود او را واداشت تا بيشتر علوم و فنون رزم را در حداقل مدت فرا گيرد و خيلي زود اميري باشد بر دسته هاي مهندسي رزمي كه آن روزها به اين دسته ها محورهاي عملياتي مي گفتيم.
ابتكارها، خلاقيّت ها و در يك كلام با چنگ و دندان جنگيدن فرزند گرامي شما و ديگر يارانش در عمليات هاي ثامن الائمه، طريق القدس، فتح المبين و بالاخره بيت المقدس بود كه خداوند تبارك و تعالي نصرت و پيروزي خود را با آن همه عظمت، نصيب لشكريان اسلام نمود و تاجي از عزت و شرف بر سر دست مسلمان و انقلابي ايران نهاد كه قرنها جلوه گر خواهد بود. زماني را كه سبزعلي در اولين شب شروع عمليات بيت المقدس براي چند ساعت به اسارت دشمن در آمد را هرگز نمي توان فراموش كرد. نيمه هاي همان شب علي پس از محاصره ي واحد اسير كننده اش، به دست نيروهاي خودي آزاد شد و بلافاصله پس از آن بر روي موتورسيكلت سوار شده و فرماندهي واحد خود را مجدداً به عهده گرفت. حادثه اي كه چه بسا خيلي ها باور نكنند.
علي و يارانش همواره و در عمليات هاي گوناگون با خاك ريز زدن هاي به موقع و به جا و با جاده سازي هاي اعجاب انگيز، يك تنه جان هزاران نفر از لشكريان اسلام را نجات مي دادند و اين نكته اي است كه موجب گرديده تا اين شهيد گرانقدر و يارانش، مرتبه و مقامي نزد خداوند باري تعالي داشته باشند كه با خيلي هاي ديگر قابل مقايسه نباشد.
سرور گرامي، آقاي شيرعلي اينانلو! اين نكات را كه در اين چند سطر خدمتتان مي نويسم، بيانگر جزئي از ايثارها و خدمات فرزند گرامي شما در جبهه هاست و بدان خاطر نوشتم كه مطلع باشيد فرزند گرامي شما در عمر كوتاه ولي پر بركت خود خدمتي چنان ارزنده به اسلام و مسلمين نموده كه قابل مقايسه با صدها سال عبادت و خدمات ديگر نيست و چه افتخاري براي حضرتعالي از اين بهتر كه مربي چنين مرد خدايي باشيد كه انشاء الله خداوند منان او را در زمره اولياء الله قرار داده و با انصار دين الله محشور خواهد كرد.                                                                                                                                            والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
التماس دعا، عبدالرحمن جزايري
                                                                                                                               
تعداد مشاهده خبر115 بار
تصاویر مرتبط


مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
 
آدرس پست الکترونیکی شما
   
شماره تلفن
توضیحات
 
تغییر کد امنیتی
کد امنیت
 
وزارت جهاد کشاورزی
کلیه حقوق این سایت متعلق به وزارت جهاد کشاورزی می باشد
Powered by DorsaPortal