سردار جهادگر شهید احمد حجتی
فرمانده پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد نجف آباد اصفهان
1393/10/03
سردار رشید اسلام، مجاهد خستگی‌ناپذیر، جهادگرشهید احمد حجتی
عضو شورای جهاد نجف‌آباد و مسئول تدارکات منطقة 2 سپاه پاسداران
شهید احمد حجتی، در پنجم خردادماه 1331 در یک خانوادة کاملاً مذهبی در نجف‌آباد به دنیا آمد. دوران کودکی را به همراه دیگر برادرانش به کشاورزی پرداخت و به علت فقر مادی نتوانست به مدرسه برود. در هفت سالگی به شاگردی در یک کارگاه درب و پنجره‌سازی مشغول شد و چون از هوش سرشاری برخوردار بود در 9 سالگی استادکار ماهر شده بود و یبشتر کارهای جوشکاری را شخصاً انجام می‌داد.
در سن 11 سالگی به علت عشق و علاقه‌ای که به تحصیل داشت یکساله ره شش ساله را پیمود. در مدت یکسال بطور چشم‌گیری موفق به درس خواندن شد و به اخذ گواهینامة ششم ابتدائی نائل آمد. پس از آن کارگاه را رها نمود و وارد دبیرستان شد. دورة اول دبیرستان را با موفقیت به پایان رساند و در دورة دوم نیز با انتخاب رشتة ریاضی کمال موفقیت را به دست آورد.
احمد از همان اوائل، فردی شجاع و ورزشکار و متقی، و دارای اخلاق پسندیدة اسلامی بود.
وی بخاطر امرارمعاش خود و خانواده ناچار، کار و تحصیل ر همراه با هم داشت و سرانجام در سال 1350 موفق به اخذ دیپلم ریاضی گردید.
شهید حجتی پس از اخذ دیپلم جهت خدمت سربازی وارد سپاه دانش شد و با اینکه محل خدمت او را آبادة شیراز تعیین کردند به میل خود بدترین نقطة استان فارس یعنی (لامرد لارستان) را انتخاب کرد. احمد در روستا از هیچ کوششی در افشاگری رژیم طاغوت دریغ نمی‌کرد، جوانان آن دیار را با پخش کتب اسلامی و اعلامیه‌های حضرت امام(قدس‌سره) بیدار می‌:ردو آنان را بر علیه رژیم می‌شوراند بطوریکه آنها یاران باوفای دوران انقلاب گشتند و در اینجا نباید زحمات شبانه‌روزی زنده‌یاد معلم شهید نصیری لاری نمایندة محترم مجلس شورای اسلامی را نیز از یاد برد.
شهید احمد حجتی پس از پایان خدمت سربازی در امتحان کنکور دانشگاه شرکت کرد که در رشتة راه و ساختمان دانشگاه علم و صنعت و رشتة هواشناسی قبول شد، ولی بعلت گرفتاری خانوادگی نتوانست ادامة تحصیل دهد، لذا خدمت به فرهنگ اجتماع را برگزید و در آموزش و پرورش مشغول به کار و ابتداء در روستای فریدن و بعد در نجف‌آباد مشغول تدریس شد. و براستی گام در راه ایفاء شغل انبیاء گذاشته بود چراکه روح انقلابی او در کلاس و محتویات کتب درسی خلاصه نمی‌شد و تنها مسئله ارشاد برایش مهم بود.
شروع مبارزات سیاسی: در سال 1356 احمد در رشتة فیزیک، ریاضی قبول و مشغول تحصیل شد، و در حین تحصیل مخالفتش را با خط‌های انحرافی و گروه‌های ضداسلام شروع و مبارزه را با آنها آغاز کرد. او عقیده داشت که جز خط امام امت و ولایت‌فقیه خط دیگری نمی‌تواند جامعه را به مقصود برساند.
وی برای آنکه دانشجویان را متشکل سازد در دانشگاه انجمن اسلامی را بنیانگذاری کرد تا دانشجویان حزب‌اللهی دانشگاه دلگرم‌تر به مبارزات خود مشغول شوند.
احمد اولین کسی بود که دانشجویان را دعوت به اعتصاب کردو تظاهرات خیابانی را علیه رژیم ستم‌شاهی براه انداخت در آن زمان که هنوز وحشت درونی مردم را از رژیم کاسته نشده بود. احمد بیشترین ایثارگری‌ها و شهامت‌ها را از خود نشان داد.
روزی که مردم برای نماز به خارج شهر رفته بودند، ابراهیم‌وار به کمک یاران مخلص و از جان‌گذشتة خود بت شهر (مجسمه) را با فریاد الله‌اکبر به زیر کشیدند و درهم شکستند.
در روزهای 11 و 12 محرم زمانی‌که شهر در آتش مزدوران پهلوی می‌سوخت او همراه یاران باوفایش در مقابل دژخیمان چماق به دست ایستاد و پوزه آنها را به خاک مالید و با اینکه در 12 محرم خودش به سختی مجروح شده بود به فکر نجات دوستان و مجروحین حادثه بود و آنها را در خانه‌های امن جای می‌داد.
شهید حجتی نه تنها بعنوان مجری کارهای اداری بلکه برای دفع عناصر منحرف و نیز ساختن فکر و اندیشة جوانان، دانش‌آموزان مطابق اصول اسلامی رنج‌ها و تهمت‌ها و تهدیدهای زیادی را که از ناحیة گروهک‌ها و در اصطلاح روشنفکران متوجة او می‌شد به خود هموار می‌نمود او به راستی اسوة مقاومت در برابر خط‌های منحرف بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، او در انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری نقش بسزائی داشت و در افشای خط غربزدگی بنی‌صدر و منافقین بسیار می‌کوشید که چندین‌بار بطور جدی تهدید به قتل شد...
احمد از بنیانگزاران جهادسازندگی نجف‌آباد بود، اولین کسی بود که به فرمان تاریخی مجاهد اکبر حضرت امام خمینی(قدس‌سره) در سال 58 جهادسازندگی را در اتاق کوچکی در دبیرستان آیت‌آلله منتظری تشکیل داد و اردوهای جهادسازندگی را با دیگر یارانش براه انداخته و همة وقت خود را در راه توسعه جهاد و کمک به محرومین صرف می‌کرد و با جاذبة خاصی که داشت، یاران با وفایی چون شهید حسین پارسا و علی ایمانیان و برادران از جان گذشتة دیگری که تا آخرین قطرة خون خود در راه جهاد فی سبیل‌آلله مقاومت نمودند را جذب نمود و با یاری آنها به کمک روستائیان محروم شتافت و اکنون در هر روستائی از روستاهای آن اطراف قدم بگذاریم خدمات مخلصانه و ارزندة این برادر را به چشم می‌بینیم، باشد که انقلاب افشاء کند و تاریخ اثبات، که این عزیزان در پی پست و مقام نبودند بلکه می‌خواستند انقلاب در همة ابعاد اسلامیش با رهبری امام امت شکل گیرد و به ثمر رسد و دیدیم که چگونه ایستادگی کردند و جان در این راه باختند.
جنگ و شرکت مستمر احمد در آن:
یکی از همرزمانش می‌گوید:
«شاید کمتر کسی بداند که شهید احمد حجتی با گروهی از یاران با وفایش همراه با برادران غیور خرمشهری با اسلحة سبک به مدت 40 روز در مقابل پیشروی دشمن بعثی مقاومت کردند و از اشغال بیشتر میهن اسلامی جلوگیری نمودند.
احمد از اولین کسانی بود که جهادسازندگی نجف‌آباد را در جنگ شرکت داد و جهاد اصفهان در آبادان را با برادران حزب‌الله تشکیل داد و فعالانه مجاهدان خستگی‌ناپذیر را که بسیارشان به خیل شهیدان پیوستند وارد جنگ کرد.
وی در سال 60 وارد سپاه شد و به سمت مسئول تدارکات منطقة 2 کشور منصوب و با عشق و علاقه‌ای که به سپاه داشت شروع به تجهیز سپاه منطقه کرد. از طرف دیگر احمد برای اینکه سپاه را به سلاح‌های سنگین مجهز نماید کوشش‌های فراوان کرد و به کمک دیگر برادران مسئول این ارگان را با سلاح‌های سنگین مجهز نموده و تیپ‌های نجف اشرف و کربلا و امام حسین(ع) را که در پیروزی‌های مکرر سپاهیان اسلام نقش بسزائی داشتند تجهیز نمود.
احمد در شکست حصرآبادان شرکت فعالانه داشت که چند تن از بهترین یارانش در این حمله شهید شدند، پس از شکست حصر آبادان با غنائم جنگی که بدست سپاهیان اسلام افتاد تیپ زرهی کربلا را تشکیل دادند که در حمله‌های «طریق‌القدس» و «بیت‌المقدس» نقش بسزائی داشتند. در حملة طریق‌القدس و فتح بستان در ستاد فرماندهی و فراهم آوردن نیرو و تجهیز آنها زحمات زیادی کشید و دراین حمله بود که برادر کوچکش محمدعلی حجتی این اسوة شهامت و شجاعت که فرماندهی تیپ زرهی کربلا را به عهده داشت به شهادت رسید. پس از پیروزی عملیات ظفرمند طریق‌القدس احمد با فعالیت شبانه‌روزی در پادگان الغدیر بعنوان مسئول در اعزام نیرو و تأمین سلاح و سرکشی به جبهه‌ها فعالانه شرکت نمود و نیاز جبهه‌ها را از هر لحاظ تأمین می‌کرد...
وی در اردیبهشت‌ماه 1361 در یک سمیناری که فرماندهان و مسئولان جنگ درا رتباط با حملة بیت‌المقدس در اهواز تشکیل داده بودند، شرکت جست و پس از آن برای مراسم بزرگداشت معلم جهادگر اسماعیل جلالی به نجف‌آباد رفت. در مدت 2 روزی که در نجف‌اباد بود وصیت‌نامه‌اش را نوشت و با همة آشنایان و دوستان خداحافظی کردو مجدداً عازم جبهه گردید؛ او آمادة شهادت بود و همة دوستان و همرزمانش آثار شهادت را در چهره او می‌خواندند.
احمد زیاد به جبهه رفته بود. اما این‌بار با دفعات قبل فرق داشت این‌بار احمد با یک دنیا صفا و محبت خداحافظی می‌کرد، به همه سفارش می‌نمود در خط ولایت‌فقیه باشید و دست از حمایت رهبر برندارید.
او عاشق الله بودو از شهادت خود آگاه شده بود، او با شهیدان بود و بهشت برین را پیش روی خود می‌دید چون این نوید مسرت‌بخش را برادر شهیدش محمدعلی و دوست با وفایش حسین پارسا در خواب به او داده بودند؟!...
در مرحلة اول در عملیات بیت المقدس شرکت کرد و چون در حملة اول راه اصلی در دست عراقی‌ها بود و مجروحان تا رسیدن به پشت جبهه امکان شهادتشان بود، احمد بفکر افتاد تا با پیداکردن راهی در انتقال مجروحان به پشت جبهه از شهادت همرزمانش جلوگیری نماید. از آنجا که از منطقه اطلاع کامل داشت به اتفاق برادران عزیز جهادگر، شهید احمد معین و شهید عبدالحسین رجائی اقدام به جستجوی جاده می‌کنند و پس از پیدا کردن آن به رفع نواقص آن پرداخته و برای حمل مجروحان جنگی آماده می‌کنند.
در روز 12/2/1361 به وسیلة ماشین برای آماده نمودن جاده می‌روند و دیگر از این یاران باوفای اسلام خبری نمی‌شود، همة دوستانشان متحیر می‌شوند. تمام نیروها بسیج می‌شوند ولی اثر از انها نمی‌یابند و همه مطمئن می‌شوند که احمد و یارانش اسیر شده‌اند ولی آنها افرادی نبودند که به آسانی تن به اسارت دهند، همه در انتظار خبری بودند که کرامتی رخ داد و پرده از این راز برداشته شد. پس از آزادی خرمشهر از لوث وجود بعثیان یکی از برادران پاسدار اصفهانی حلقة فیلمی پیدا می‌کند پس از چاپ 34 عکس آن، خیانت رژیم صدام برملا می‌شود؛ عکس‌ها از شروع تیراندازی به اتومبیل آنها تا هنگام شهادت برادران (احمد حجتی و احمد معین و عبدالحسین رجائی) و تصویر از صورت تک‌تک آنها را نشان می‌دهد و بدین‌ترتیب راز شهادت احمد معلوم ولی از جسد پاک و مطهر آن عزیزان اثری برای خانواده‌های معظم‌شان و دوستان و همرزمانشان پیدا نشد. و با شهادت احمد غمی سنگین بر قلب جهادسازندگی نجف‌آباد و مخصوصاً یاران عزیزش نشست.
«راهشان پررهرو و مستدام باد»
متن وصیت‌نامة شهید احمد حجتی
بسم‌الله الرحمن الرحیم
پس از حمد و سپاس خداوند یکتا و درود بر محمد مصطفی(ص) و درود بر ائمة معصومین(ع) و درود بر رهبر عظیم‌الشأن انقلاب آیت الله العظمی نائب الامام خمینی کبیر و با درود بر شهداء و رزمندگان و درود بر پدر و مادر و همسر و فرزندان و برادران و خواهر و درود بر دوستان و یاران باوفایم و سلام بر همة مؤمنین و افراد حزب‌اللهی و به امید شهادت در راه الله، نکاتی را یادآوری می‌کنم:
ـ همیشه سعی کنید در خط ولایت‌فقیه گام بردارید چون شهید رجائی مقلد حقیقی و واقعی امام باشید و از انحراف به چپ و راست بپرهیزید.
ـ پیام‌ها و رهنمودهای امام که همواره ارزنده و مرهمی است بر جراحات و التیام‌بخش تلاش شبانه‌روزی مردم مستضعف و رزمدگان است بجان و د ل گوش کرده و بکار ببرید.
و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه و یکون الدین لله..
ای مؤمنان با کافران جهاد کنید تا در زمین فتنه و فسادی نماند و آئین همه دین خدا گردد چنانچه ایمان آوردند خدا به اعمالشان بصیر و آگاه است.
ـ در مورد جنگ: ملت باید به جنگ بیشتر بیندیشد و همانطورکه امام فرمود: رهبر ما آن طفل 13 ساله‌ای است که با نارنجک خود را زیر تانک دشمن می‌اندازد بنابراین جهاد در راه خدا واجب شرعی است.
ـ رزمندگان عزیز! سعی کنید فقط برای خدا بجنگید و بس. آگاهانه مبارزه کنید و قدر خودتان را بدانید این فرصتها سعادتی است که مفت بدست نمی‌آید از فرصت نهایت بهره را ببرید.
ـ پیام به اولیاء رزمندگان: شما بارها آرزو می‌:ردید که خود و فرزندتان در کربلا بودید و به ندای هل من ناصر ینصرنی امام حسین(ع) لبیک می‌گفتید اکنون آن فرصت برای شما بدست آمده، فرصت را غنیمت شمارید و بیاری اسلام بشتابید.
ـ پیام به ارگان‌های انقلابی جهاد و سپاه: شما فرزندان انقلاب مقدس ایران هستید، ایمان و فداکاری شما مبین انقلاب است مقاومت شما در برابر سختی‌ها باید همچون یاران رسول اکرم(ص) در صدر اسلام باشد اگر خدای ناکرده فردی نالایق در بین شما پیدا شد او را طرد کنید و به جایش افراد مؤمن و کاردان بکار گمارید. افراد دو چهره و منافق را از خود دور کنید که بزرگترین آفت انقلاب می‌باشند. توصیه‌های استاد محمد منتظری را همیشه در گوش داشته باشید که فرمود: با دشمن، انقلابی عمل کنید و اگر نکردید او با شما انقلابی عمل خواهد کرد.
ـ دوستان، برادران، همرزمان و اولیاء امور! برای اینکه مردم از راه راست منحرف نشوند نظرهای افراد را با نقطه‌نظرهای امام و اولیاء دین مقایسه کنید، همیشه فکر نکنید تمام حرف‌های شما صحیح و حرف‌های دیگران اشتباه است، لااقل 10% هم احتمال بدهید که دیگران صحیح فکر می‌کنند و شما اشتباه، طرفدار حقیقت باشید و به آراء و نظرات دیگران احترام بگذارید در راه خدمت به ملت عزیز کوشش نمائید و ادامه‌دهندة راه شهداء باشید و هر کاری را با نام خدا و برای خدا شروع و به انجام برسانید.
فرزندان عزیزم را بخدا می‌سپارم و امیدوارم که در امر تربیت آنها کوتاهی نشود و در پناه حکومت اسلام افراد شایسته برای اجتماع باشند.
والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته
5/2/61
 
 
منبع :
 
ره یافتگان ج اول
تعداد مشاهده خبر57 بار
تصاویر مرتبط


مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
 
آدرس پست الکترونیکی شما
   
شماره تلفن
توضیحات
 
تغییر کد امنیتی
کد امنیت
 
وزارت جهاد کشاورزی
کلیه حقوق این سایت متعلق به وزارت جهاد کشاورزی می باشد
Powered by DorsaPortal