سردار جهادگرشهید معرفت الله نوری محمد
1391/07/26
شهيد معرفت الله نوري محمد
 پدر: نبي الله
ولادت: 2/3/1339 ـ مشانه آوج
متأهل، داراي يك فرزند
 محل دفن: آوج               
مسؤوليت: راننده جرثقيل و لودر
 شهادت: 12/12/1365 ـ شلمچه    عمليات: كربلاي 5

سرگذشت
معرفت الله نوري محمد، دومين روز از خرداد ماه سال 1339 در روستاي مشانه از توابع شهرستان آوج متولد شد و در آن دوران با حضور در كلاس هاي سپاهي دانش، دوره ي تحصيلي ابتدايي اش را گذراند. وي از آن جائي كه در زادگاهش مدرسه راهنمايي نبود، امكان ادامه ي تحصيل برايش فراهم نشد و به كشاورزي پرداخت و دوران نوجواني اش را در زمين هاي كشاورزي پدر و همراه وي سپري كرد. با اوج گرفتن قيام ملت ايران عليه رژيم ستم شاهي با مردم انقلابي در تظاهرات و راهپيمايي ها شركت داشت و از هيچ كوششي در راه تحقق آرمان هاي امام راحل دريغ نكرد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي جهت كار و تأمين مخارج زندگي به تهران رفت و مشغول به كار شد و چندي بعد به خدمت سربازي اعزام گرديد كه 14 ماه از اين دوره را در وزارت امور خارجه گذراند.
او پس از اتمام خدمت سربازي و تا آغاز جنگ تحميلي با تهيه ي يك دستگاه كاميون به عنوان راننده به كسب درآمد پرداخت و در دوراني كه حضرت امام خميني (ره) با رهنمودهايشان دفاع را بر همگان واجب كرده بودند، معرفت الله تصميم گرفت تا براي دفاع از حريم ايران اسلامي روانه ي جبهه هاي نبرد شود و به همن دليل هم در سال 1362 به عنوان راننده ي لودر در جهاد سازندگي قزوين مشغول به كار شد. او كه از استعداد و هوش خوبي برخوردار بود پس از مدتي، وظيفه ي انتقال پايه هاي تيرك برق به روستاها را برعهده گرفت و در جهت ياري رساندن به روستائيان محروم مناطق مختلف تلاش زيادي كرد. اوايل سال 1363 زماني كه از سوي وزارت جهاد سازندگي درخواست شد تا 10 دستگاه كمپرسي جهت كار 2 شيفت و خدمت رساني به مناطق جنگي اعزام شوند، معرفت اله به عنوان اولين داوطلب به مسئولين خود مراجعه و جهت اعزام به مناطق فوق اعلام آمادگي كرد. مأموريت او و همرزمانش پس از 3 ماه با ساخت جاده هاي متعدد در مناطق عملياتي به پايان رسيد و وقتي كه به جهاد باز گشت، علاقه اي به ماندن در اداره نشان نداده و با توجه به نياز جبهه ها، مصمم مي شد تا مجدداً به مناطق جنگي باز گردد.
معرفت الله در طول سالهاي 1363 تا 1365 چندين بار به جبهه ها به صورت داوطلبانه اعزام شده. حتي وقتي مسئولين جهاد با اعزام وي به مناطق جنگي مخالفت كردند، او مرخصي بدون حقوق مي گرفت و خود عازم جبهه ها مي شد تا در خدمت جنگ و دفاع مقدس باشد. وي كه در اين مدت از انجام هيچ كاري در جبهه ها دريغ نمي كرد، سرانجام در دوازدهم اسفندماه سال 1365در منطقه عملياتي شلمچه، بر اثر اصابت تركش به بدن و سر، به درجه ي رفيع شهادت نايل گرديد. 
در خاطر يار
احساس مي كنم روزهاي آخر زندگي ام است .معرفت اله در سال 1362 ازدواج كرد و روزهايي كه در جبهه ها به سر مي برد يك نوزاد پسر داشت. سال 1365 و در ادامه ي عمليات كربلاي 5 در شلمچه قرار گذاشتيم كه با هم به جبهه برويم، وقتي پدرمان متوجه اعزام ما شد، گفت: حداقل يكي يكي برويد تا من هم اين جا تنها نباشم، اما ما اصرار داشتيم كه با هم باشيم و او هم سرانجام پذيرفت. من براي اعزام مشكلي نداشتم ولي جهاد با اعزام معرفت الله مخالفت مي كرد. به همين دليل او حتي حاضر شد از جهاد استعفا بدهد، تا در اين جهاد بزرگ مشاركت داشته باشد. لذا تحت هر شرايطي كه بود آماده شديم و با هم به منطقه فوق رفتيم.در دهمين روز حضورمان در جبهه ها، من زخمي شدم و داخل سنگر افتادم و با توجه به غيبت بي سيم چي، بي سيم نيز در اختيار من بود و در حال گزارش دادن به فرماندهي بودم كه متوجه شدم معرفت اله در مقر پشت بي سيم است و از زخمي شدن من مطلع شده است. لذا با من احوال پرسي كرد و گفت: من هم براي انجام مأموريت عازم كانال ماهي هستم. به او گفتم: جايي كه مي خواهي بروي خيلي خطرناك است و بايستي كاملاً مراقب باشي. او گفت: خلاصه يك روزي همه بايد برويم، عمر كه دست ما نيست تا جلوي قضا و قدر الهي را بگيريم. گفتم: اين كه مي گويي درست است، اما تو پسرت كوچك است و بايد مراقب او باشي.
معرفت اله گفت: من احساس مي كنم روزهاي آخر زندگي ام است و از شما مي خواهم كه مراقب همه و به خصوص فرزندم باشي و او را خوب تربيت كني. معرفت اله پس از بيان اين مطالب خداحافظي كرد و 2 روز بعد خبر آوردند كه به شهادت رسيده است. 
برادر شهيد
تعداد مشاهده خبر85 بار
تصاویر مرتبط


مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
 
آدرس پست الکترونیکی شما
   
شماره تلفن
توضیحات
 
تغییر کد امنیتی
کد امنیت
 
وزارت جهاد کشاورزی
کلیه حقوق این سایت متعلق به وزارت جهاد کشاورزی می باشد
Powered by DorsaPortal