جهادگران و « مجاهدتِ خاموش»
صادق صدقگو
1399/06/25



«مگر شما از اینها می‌ترسید!؟»

این آخرین جملۀ راننده لودر خطاب به جانشین فرمانده گردان کمیل بود. جهادگری که ناجی عملیات کربلای یک شد و در حال احداث خاکریز دوجداره، با شلیک مستقیم توپ 106 میلیمتری دشمن به شهادت رسید.

کلام ماندگار آن سنگرساز بی‌سنگر، حدیث فتح و ظفر رزمندگان در آزادسازی مهران شد. حکایت حیات و مجاهدت جهادگران در دوران هشت سال دفاع مقدس، سرشار از ماجراها و رویدادهایی در به سُخره گرفتن «مرگ» است. روایت‌هایی که زبان از بیان و بنان از به تصویر کشیدن آن قاصر است و به عنوان مثال اگر لودر کاترپیلارِ جهاد اصفهان زبان بگشاید، شاید بتواند داستان ایثار و نحوۀ شهادت پانزده رانندۀ خود - آن هم در یک شب از عملیات کربلای پنج - را برای ما بیان کند.

روایتهایی «حماسه آفرین و غم انگیز که عرق‌ جبین‌ جهادگرانی را حکایت می کند که قبل از شروع عملیات و در نیمه های شب، کار خود را آغاز می‌کردند» 1 که «با هر قطرۀ عرق‌شان در امر مهندسی رزمی، یک قطره خون در میدان جنگ کمتر بر زمین ریخته است.»2

از آغاز آن روزهای سراسر حماسه آفرینی، آتش و جانفشانی چهار دهه گذشته است. جماعتی از بهترین فرزندان امّت پیامبر(ص) از بلندای سه متری لودرها و بولدوزرهای غول پیکر، با پروازی ابدی به دیدار معبود و وصال یاران رسیدند.

آنها در کسوت سنگرسازان بی سنگر، با رفتن خود کاری حسینی(ع) کردند و برای اهل یقین، تبدیل به امام زادگانِ عشقی شدند که مزارشان زیارتگاهِ دل‌سوختگان و تربت پاک شان مزار عاشقان، دارالشفای آزادگان و یادشان حیات بخش دل‌های عارفان شد 3. برخی دیگر نیز که از آن قافله نور، شور و حضور جا مانده بودند، کاری زینبی(س) کردند و عاشقی و دلدادگی را در قاموس خود به شیوه دیگری تعبیر نمودند و با قامتی استوار اما رنجور و زخم خورده، آئینه‌ای تمام نما از جلوه‌های ماندگار دوران رزم آوری و مجاهدت جهادگران شدند.

اما در این میان، برخی رسانه‌ها یا تریبون ها، روایتهای متفاوت و حتی متناقضی در به تصویر کشیدن جلوه‌های ایثارِ جهادگران داشته و دارند و بر این اساس، دو تفسیر از «جهاد سازندگی» را در ذهن مردم جامعه شکل داده‌اند، اولی مفهومی است قریب و آشنا و مفهوم دیگر هم غریب و ناشناخته است.

در خوانش نخست، «جهاد» تبدیل به مفهومی آشنا برای مردم دشت و کوهستان، نامی دل آرام برای مردم کویر، همنشینی دلسوز برای روستاییان و نوایی دل نشین به عمق درون همه انسان های پاک سرشت شده است. معنایی بالاتر از عشق که می‌توان آن را حتی در دل و جانِ شهروندانی که در کوران حوادث بعد از پیروزی انقلاب، دستی بر آتش نداشته اند و یا جوانانی که ظاهرشان با الگوهای عرفی و رسمی هم‌خوانی ندارد، بیابیم. انسانهایی که به «فضیلت مجاهدت» باور دارند، خدمت صادقانه و مخلصانه را پاس می دارند و شهدا و ایثارگران را «منادیان عزّت و شرافت» این مرز و بوم می‌دانند.

اما معنای دیگر بر محور تفسیری تحریف شده و تصویری غیر واقعی از جهاد سازندگی شکل گرفته است. تصویری که نقش «جهاد در جهاد» را محدود و مخدوش کرده و از آن «شجره طیبه و یادگار ارزنده امام(ره)» 4، مفهومی غریب و بیگانه را به جامعه ارائه داده است.

محتوایی بیگانه با ارزشها و اصول انقلاب اسلامی که بُعد مردمیِ جهاد را کمرنگ کرده و به تَبَع آن، فرهنگ و روحیه جهادی به عنوان مهمترین نقشۀ راه در گام دوم انقلاب را به مسلخ زوال و اضمحلال برده است. ترویج این مفهوم مجعول، تنها بر نوع تلقی و برداشت عمومی از خدمات، ابتکارات و اقدامات «جهاد سازندگی» اثر گذار بوده که حتی نگاه‌ مرسوم و معمول جامعه به مفهوم «جهاد» را نیز دستخوش تغییر یا استحاله کرده است.

نیروهای پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد، پیش‌تر از نیروهای رزمی و بدون هیچ سنگر و جان‌پناهی، به پیشواز «مرگِ سرخ» رفتند و مظلومانه در حصارِ دشمن به دیدار معبود شتافتند و «نقش آنان در جنگ، کمتر از نیروهای نظامی نبوده و نیست، و این اقراری‏ ‏است مکرر از سوی فرماندهان ارتشی و سپاهی ما که اگر جهاد نبود پیروزی با این سرعت‏ ‏به دست نمی آمد» 5  اما حتی قبول قطعنامه 598 هم برای آنها به منزله پایان جنگ نبود و آغازی بر ماجراهای دیگری بود.

آغاز نوعی تراژدی که نه تنها هویت و اصالت آنها نشانه رفته بود که فعالیتها و اقدامات آنان را هم کم اهمیت جلوه می داد و با تحریف بخش مهمی از تاریخ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، خدمات و ابتکارات جهاد را نادیده می گرفت.

حکایت مجاهدت و ایثارگری جهادگران، به روایت‌های جاری از زندگی و زمانه آنها در دوران محرومیت زدایی و عمران روستایی، پشتیبانی و مهندسی جنگ، بازسازی و سازندگی کشور محدود و محصور نیست. آنان پس از دفاع مقدس نیز برای حراست و پاس‌داری از هویت خود، به جنگ با تحریف کنندگان تاریخ رفتند و این مجاهدت‌شان همچنان ادامه دارد.

مجاهدتی خاموش برای آنکه گَردِ خاموشی از چهره خود و غبارِ فراموشی از قاب خاطرات پرمخاطره‌شان بزدایند و ناگفته‌هایی که سالهاست در سینه های غمزده‌شان مانده است را بازگو کنند تا آیندگان بدانند در سالهای طلوع خورشید انقلاب، برای دفاع از انقلاب ارزشها و حفظ ارزشهای انقلاب بر امّت امام(ره) چه گذشته است.

مجاهدتی مقدّس در راستای زنده نگهداشتن یاد و خاطره حماسه آفرینی های سنگرسازان بی سنگر و تلنگری برای بیدارسازی وجدان های مکتوم و گریز از خواب غفلت و فراموشی.

حرکتی اثرگذار به منظور پاسداشت شعار محوری و ماندگار «همه با هم» که یادآوری کند «ما می‌توانیم» همچنان در گرو خواستن ماست.

 

پی نوشت:

1-    بخشی از سخنان سردار سرلشگر پاسدار دکتر محسن رضایی (فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران جنگ تحمیلی)

2-    اشاره به سخنان سردار سرلشگر جهادگر شهید سید محمد تقی رضوی (قائم مقام قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا(ص) و فرمانده ستاد مرکزی پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد)

3-    اشاره به سخنان امام خمینی (ره): همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود (صحیفه امام؛ ج 21، ص 93)

4-    اشاره به سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با جمعی از مسئولین جهاد سازندگی: جهاد سازندگی، یادگار ارزنده امام بزرگوار ماست. حقیقتا شجره طیبه‌ای است که به دست با برکت امام بزرگوار، غرس شد و رشد کرد و میوه داد و کشور و ملت را در مراحل مختلف بهره مند کردند. (15/07/1377)

5-    صحیفه امام؛ ج 16، ص 338

 

تعداد مشاهده خبر214 بار
تصاویر مرتبط


مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
 
آدرس پست الکترونیکی شما
   
شماره تلفن
توضیحات
 
تغییر کد امنیتی
کد امنیت
 
وزارت جهاد کشاورزی
کلیه حقوق این سایت متعلق به وزارت جهاد کشاورزی می باشد
Powered by DorsaPortal