بمناسبت 16 مرداد، روز شهدای جهاد سازندگی‌ نیکبخت و ریگی‌ «پیشتازان شهادت‌ مرحله سازندگی انقلاب»
1399/05/11

وَما نَقَموا مِنهُم إِلّا أَن یُؤمِنوا بِاللَّهِ العَزیزِ الحَمیدِ

تنها بجرم ایمان به اللّه و تعهد ایفای رسالتهای خدائی بخون کشیده شدند (سوره بروج – آیه 8)

16 مردادماه سال 1358 یعنی در دورانی که‌ هنوز مدت زیادی از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران نگذشته بود و هنوز ارگانهای انقلاب‌ نیز تثبیت نشده بودند و در این حال که هرگوشه و کنار این مرزوبوم از جنوب تا شمال و از شرق تا غرب ندای محرومیت و استضعاف را فریاد می‌کرد، دستان پلید ضد انقلاب به خون مردان پاکی از سلاله‌ نیکان و پاکان آلوده شد و خطه بلوچستان این‌ محرومترین و دورافتاده‌ترین ناحیه ایران را که با پیروزی انقلاب اسلامی جوانه‌های امید تازه‌ در اعماق خاک تفتیده‌اش شکوفا شده بود،پذیرای‌ شهادت مهندس ولی ا...نیکبخت و امام‌بخش ریگی‌ دو تن از فعالترین بنیانگذاران جهاد سازندگی استان‌ سیستان‌وبلوچستان گردید.

جهاد سازندگی که رسالت بازسازی و آبادسازی‌ خرابیهای ناشی از صدها و هزاران سال ویرانگری‌ حاکمان شاهنشاهی را برای مرحله دوم انقلاب که‌ همان «سازندگی» باشد،در صدر برنامه‌های خویش‌ قرار داده بود،که نخستین «شهدای مرحله دوم‌ انقلاب» را تقدیم انقلاب نمود.ضد انقلاب که با سوء استفاده از آشفتگی‌ها و ناهماهنگی‌های‌ پس از پیروزی انقلاب،با بهره‌برداری‌های سیاسی‌ رشد فراوانی کرده و قسمت عمده‌ای از توجه افکار عمومی را بخود اختصاص داده بودند،بر آن شد تا با بهره‌برداری از ویرانیها و خرابیهایی که خصوصا در مناطق محروم و دورافتاده مرزی تجلی و تبلوری‌ عینی پیدا کرده بود،نقطه مخالفت و دشمنی با جمهوری اسلامی را در دل ساکنان این نواحی‌ بکارد.

کردستان، گنبد، سیستان‌وبلوچستان بزعم آنها مساعدترین نواحی برای انجام مقاصد شومشان‌ بشمار می‌رفت.آنها که ویرانیها و نابسامانیهای‌ بازمانده از دوره طاغوت و بازتاب‌های ناشی از انقلاب را،به حربه‌ای کاری بر علیه انقلاب تبدیل‌ کرده بودند،به هیچوجه نمی‌توانستند سازندگی این‌ نمودها را در جهت منافع شوم خویش بپندارند.

زمانی یکی از سرکردگان ضد انقلاب‌ در کردستان گفته بود:«جهاد سازندگی برای ما خطرناکتر از سپاه است.»این گفته وی که بحق‌ شایسته دقت و تامل است بنحوی بیانگر ترس و وحشت عظیم این گروهک‌ها از«ارگان‌های سازنده‌ انقلاب»و در راس آنان جهاد سازندگی می‌باشد.چه‌ با فعال بودن این ارگانها در بررسی و اجابت‌ خواستهای بحق مردم،دیگر جائی برای بهانه‌گیری و ناراضی‌تراشی این گروهک‌ها و بدست آوردن‌ سوژه تبلیغاتی باقی نمی‌ماند و مردم بطور طبیعی‌ جذب انقلاب می‌شدند.

ضد انقلابیون که در برابر اعمال بجا و شایسته‌ ایثارگران جهاد سازندگی عملا خلع سلاح بوده و از امتیاز برخورداری از سوژه‌های تبلیغاتی (همانند آنچه در برابر سپاه از آن استفاده می‌کردند) نیز محروم بودند،اینبار از راه دیگری وارد شده و با ترور و از میان برداشتن برادران و خواهران ایثارگر جهادی و ناامن نمودن بعضی از مناطق به نیت شوم‌ خود جامه عمل پوشاندند.

ترور برادران شهید مهندس ولی ا...نیکبخت و امام‌بخش ریگی در 16 مرداد سال 1358 در قلب‌ بلوچستان بعنوان اولین نمونه عینی از روند مزبور بر سینه تاریخ انقلاب خونین ایران حک گردید.

از آن پس 16 مردادماه بعنوان روز شهدای جهاد سازندگی اعلام گردید،زیراکه جهاد سازندگی‌ اولین شهدای خود را یعنی اولین شهدای «مرحله دوم‌ انقلاب» را در روز تقدیم انقلاب نمود. نیکبخت‌ و ریگی اولین سالکان راه خونین شهادت جهادگران‌ بودند و پس از آن دو شهید گرانقدر،این راه نیز، همچنان «پررهرو» و خونین باقی ماند،زیراکه هنوز انقلاب در حرکت است و تا وقتی که انقلاب‌ در حرکت است «شهید»و«شاهد» می‌طلبد.

***

نظر به اهمیت مساله ترور ناجوانمردانه برادران‌ نیکبخت و ریگی که نقطه عطفی در رابطه با عملکرد ضد انقلاب به شمار می‌رود و این عمل‌ جنایتکارانه آنان در منطقه بلوچستان و در دیدی‌ عامتر،در«ایران»اثراتی داشته است،لذا در نگاهی‌ گذرا و تحلیل‌گونه به مشاهده وقایع آن دوران می‌ نشینیم:

مرداد سال 1358،طوفانی عظیم در سیستان‌ وبلوچستان درگرفت،تفتان آتشفشان کرد و انفجاری‌ عظیم سیستان‌وبلوچستان را تا عمق جان بلرزه‌ درآورد و در این حال مسلسلهای امریکایی روی سینه‌ پاکترین فرزندان این امت مسلمان قراول رفت و پس‌ از لحظه‌ای کوتاه دستهای ناپاک عوامل مزدور و جنایتکار آنها ماشه را چکاند و ناگهان خون پاک‌ اولین شهیدان جهاد سازندگی ایران حاشیه جاده‌ خاکی «ایرندگان-خاش» را گلگون ساخت و بدین‌ سان مهندس ولی ا...نیکبخت و امام‌بخش ریگی‌ رسالت خدایی خویش را در تداوم بخشیدن به انقلاب‌ اسلامی ایران در مرزهای این آب و خاک ایفاء کردند و جهادی را که بفرمان امامشان علیه ویرانی و خرابی‌ در تمامی زمینه‌ها آغاز کرده بودند با شهادت خویش‌ بپایان رساندند.

این شهادت نه‌تنها کویر مرده و خاموش‌ بلوچستان را بحرکت و فریاد درآورد بلکه شعاع تاثیر آن آنقدر وسیع و پردامنه بود که ایران را بسوک‌ نشاند و هر انسان متعهد و آزاده‌ای را در اندوه فرو برد زیرا نهایت گذشت و فداکاری برادرانی را می‌رساند که براستی قلبشان برای اسلام و انقلاب می‌طپید و در این راه گرانبهاترین سرمایه خویش را به‌ پیشگاه این ملت قهرمان اهدا نموده بودند.

این مساله که چرا و چگونه و با چه انگیزه‌ای این‌ ترور ناجوانمردانه بوقوع پیوست شرحی مفصل دارد که پس از سه سال از گذشت این جریان میتوان آن را روشنتر بررسی و تحلیل کرد.دشمن از مدتها قبل‌ در پی فرصتی بود تا برای تثبیت حاکمیت رو به‌ نابودی خود به چنین جنایتی دست زند.آنها و هم‌ پیمانانشان به این مساله خوب پی برده بودند که با وجود اشخاصی چون نیکبخت و امام‌بخش ریگی‌ و دیگر یارانشان در آن منطقه نمی‌توانند به آنچه‌ خواستشان است دست یابند نیکبخت گرچه بمناسبت‌ زمان و موقعیت شهادتش «در رابطه با جهاد سازندگی» شناخته شد، ولی میزان فعالیت و سابقه تلاشهای‌ صادقانه او بخصوص بعد از پیروزی انقلاب، شخصیتی وسیعتر و فراتر از این را معرفی می‌کند و جهاد آخرین سنگری بود که او برای بثمر رساندن‌ اهداف انقلاب برگزیده بود.

به هنگام پیروزی انقلاب اسلامی،استان‌ سیستان‌وبلوچستان در زمره استانهایی بود که واژه‌ انقلاب برایش ثقیل و سنگین بود زیرا تا آنزمان نسبت‌ به نقاط دیگر کشور حرکت موثر و چشمگیری‌ در جهت انقلاب در آنجا ایجاد نشده بود و توده محروم‌ بدلیل حاکمیت خوانین و فئودالها در منطقه دور از واقعیاتی بودند که در گوشه و کنار این مملکت‌ در جریان بود.بهمین علت بهنگام پیروزی انقلاب‌ هیچ‌گونه آمادگی در استان مشاهده نمی‌شد و در نتیجه با سقوط رژیم طاغوت،نیروهای ضد انقلاب که‌ از همان اوایل شروع انقلاب نظر خوشی به اسلام‌ و مکتب اسلام نداشتند،تحریکات خود را علیه‌ انقلاب اسلامی سازماندهی کرده و تلاش می‌کردند تا در منطقه یک جو ناامنی ایجاد کنند.بنابراین آنها مرکز اصلی تشکل و تمرکز خود را در زاهدان‌ و دانشگاه سیستان‌وبلوچستان قرار دادند و با وحدتی‌ که با ساواکی‌ها،خوانین،گروهکهای ضد انقلاب و ستون پنجم بین خود بوجود آورده بودند به توطئه‌ و دسیسه‌های گوناگون علیه جمهوری اسلامی‌ پرداختند.در اینجا لازم بود که یک هسته مسلح‌ انقلابی جهت بدست گرفتن نبض امور و جلوگیری‌ از هرج‌ومرج و دستگیری عناصر مزدور و وابسته‌ بوجود آید،یکی از عناصری که در کنترل اوضاع‌ و احوال شهر و جلوگیری از ناامنی و دستگیری‌ خوانین بطور صادقانه و جدی تلاش می‌کرد،شهید مهندس نیکبخت بود.او در قسمتی از دفتر خاطراتش‌ در مورد فعالیتهایش در منطقه سیستان‌وبلوچستان‌ می‌گوید:«فعالیت اصلی ما بعد از پیروزی انقلاب‌ در سیستان‌وبلوچستان،همزمان با درگیریهای پراکنده‌ و موجود در شهرستانهای دیگر شروع شد،که‌ بموازات اینها نیروهای فرصت‌طلب به شدت می‌ خواستند از موقعیت به نفع خود استفاده کنند و منطقه‌ را به آشوب بکشانند.ازاین‌رو ما بسرعت دست به‌ عمل زدیم و در اسرع وقت به فعالیتهایی چون جلب‌ نظر روحانیون برای شروع کارهای ضربتی‌ در زاهدان،تشکیل کمیته‌های نظامی و انتظامی، امداد،اطلاعات و تبلیغات به کمک جوانان‌ و معتمدین،دستگیری تعدادی از افراد ساواک‌ و عمال رژیم،کنترل مرز و حفاظت از مرز ایران، پاکستان به کمک افراد محلی،جلوگیری از چپاول‌ اموال و پرونده‌های ساواک و نگهداری آنها، همکاری با ارگانها،ارتش و ژاندارمری جهت تحکیم‌ حکومت اسلامی،اعزام گروه سیاسی-نظامی به‌ مناطق چاه‌بهار،کنارک و ایرانشهر جهت مقابله با اشرار،کنترل نیروهای مختلف بصورت تجمع‌ در سازمان پاسداران،منعکس کردن کلیه اوضاع‌ و رویدادها به مقامات مسئول،کنترل جاده‌ها، فعالیتهای شدید سیاسی جهت جلوگیری‌ از اغتشاشات نظیر کردستان و گنبد با همکاری علمای‌ اهل تشیع و تسنن و جوانان مسئول و مومن منطقه، خنثی کردن فعالیت گروهکهای ضد انقلاب،و بررسی اوضاع سیاسی و اقتصادی منطقه نمودیم

به این ترتیب با انجام اینگونه فعالیتها و همچنین تامین اغذیه مردم از طریق تعاونیها، نیازهای حاد منطقه در آنزمان تا حدودی مرتفع شد و نقطه ضعفی که ممکن بود در صورت عدم توجه به‌ آن انقلاب را در فشار قرار دهد تا حدود زیادی‌ برطرف گردید.

شهید امام‌بخش ریگی در تمامی این مراحل‌ چون یاری وفادار و همسنگری استوار بیاری و همکاری با شهید نیکبخت پرداخته و او را در این‌ امر عظیم مساعدت می‌نمود.

مهندس نیکبخت در کنار تمام فعالیتهایش‌ همچنان به عنوان یک معلم در دانشگاه سیستان‌و بلوچستان وظیفه اصلی خویش را فراموش نمی‌کرد، و با تمام وجود بمنظور حمایت و پاسداری از انقلاب اسلامی در دانشگاه فعالیت می‌نمود،و این‌ مساله مخالفت و کینه همکاران رشنفکر مابی را که‌ دشمنان انقلاب اسلامی بودند برمی‌انگیخت و مجدانه در ایزوله کردن او می‌کوشیدند.به لحاظ زمینه‌ای که از همان بدو تاسیس دانشگاه توسط تعدادی از استادان ضد انقلاب در دانشکده مهندسی زاهدان‌ چیده شد،تلاش زیادی می‌کردند تا وانمود کنند انقلاب ایران یک انقلاب غیراسلامی است و ساعتها جلساتی تشکیل داده و مشاجره می‌کردند که‌ کلمه«بنام خدا»را از ابتدای بیانیه‌ها حذف کنند.بعد از پیروزی انقلاب و تثبیت حکومت اسلامی، نیروهای مخالف سعی زیادی در جهت تخریب و ضربه زدن به انقلاب داشتند و از دانشگاه به عنوان‌ سنگری علیه جمهوری اسلامی و از بیت المال برای‌ اهداف شوم خود استفاده می‌کردند و بموازات این‌ مسائل جریانات ضد انقلابی در داخل شهر و منطقه‌ مرتب حمایت و طرح‌ریزی می‌شد که بوضوح رد پای اکثر استادان در آن مشهود بود.

شهید نیکبخت به تمام معنی یک انسان پرشور ومسلمان متعهد و حامی راستین انقلاب اسلامی‌ بود و چنین برنامه‌هایی را تحمل نمی‌کرد و علی رغم‌ فشار سنگین مسئولیتهای خارج از دانشگاه،تلاش‌ فراوانی برای مقابله با طرحها و توطئه‌های خطرناک‌ داخل دانشگاه و برنامه‌چینان آن داشت و آنها را افشاء می‌کرد.

شهید نیکبخت علی رغم تمام مسائل فوق‌ همچنان در محیط دانشگاه به تدریس خویش ادامه‌ میداد و حتی بجای دیگر استادان نیز بدلیل تجربه‌ فراوان و هوش و ذکاوت سرشاری که داشت تدریس‌ می‌نمود.او پس از انقلاب معتقد بود که انقلاب‌ مرحله تخریب را پشت سر گذاشته و اکنون بایستی‌ به آباد ساختن ویرانه‌ها پرداخت،او به لحاظ رویت‌ محرومیتها و ویرانیهای استان در زمان رژیم جبار گذشته درصدد برآمد تا بنحوی کار سازندگی را شروع نماید که با پیام امام امت بمنظور بسیج کلیه‌ نیروهای مسلمان و متعهد در ساختن کشور تحت‌ عنوان«جهاد سازندگی»وی بسرعت و با تمام وجود درصدد اجرای آن برآمد و در نتیجه متعاقب‌نامه‌ای که‌ از تهران به دانشگاهیان مسلمان زاهدان جهت راه‌ اندازی جهاد سازندگی روستاها ارسال شد بدون‌ کوچکترین بودجه و امکانات در یکی از سالنهای‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) آزمایشگاه دانشگاه،دفتر جهاد سازندگی را ایجاد کرد و هسته اولیه آنرا در استان سیستان‌وبلوچستان پی‌ ریزی نمود و از آن پس تمام تلاش خود را صرف‌ توسعه این نهاد انقلابی کرد.وی حتی بیش از انسان‌ معمولی وقت و مایه می‌گذاشت و آنرا جهاد در راه‌ بثمر رساندن اهداف انقلاب و اسلام می‌دانست.

ضد انقلاب که فداکاری و پشتکار این عنصر فعال و مسلمان را بخوبی می‌دانست و از زمان‌ پیروزی انقلاب تا مرحله تشکیل جهاد سازندگی در استان با برنامه‌ها و فعالیتهای خستگی‌ناپذیر او در جهت استقرار نظام جمهوری اسلامی آشنایی کامل‌ داشت بیش از هر فردی و شخصی در استان خطر جدی و همه‌جانبه‌ای را برای خود از سوی نیکبخت‌ احساس می‌نمود و در نتیجه بفکر حذف نمودن این‌ مهره برآمد به این خیال که با ترور و شهید کردن‌ مهندس نیکبخت می‌تواند جلوی رشد سریع انقلاب‌ و گسترش حاکمیت مستضعفین را سد کند.برای‌ رسیدن به این منظور از مدتی قبل مهندس را زیر نظر می‌گیرند و هنگامی که برای بازدید زا فعالیتهای جهاد خاش و منطقه اطراف آن به خاش‌ عزیمت می‌کند در جاده«خاش-ایرندگان»او را همراه با امام بخش ریگی یکی از معلمان متعهد و بومی اهل تسنن ترور کرده و بشهادت می‌رسانند.

با یک دید عمیق و شواهد موجود ثابت می‌شود که ترور نیکبخت و ریگی هرگز به یک راهزنی‌ معمولی و یا سرقت تصادفی نبوده است،و با توجه به‌ کلیه قرائن موجود در این رابطه کسانیکه خود را آگاه‌ترین افراد به مسائل منطقه می‌دانستند،و عملا سعی در عنوان کردن این حادثه بصورت یک سرقت‌ معمولی را داشتند،خود می‌توانند یک جناح از طراحان ترور باشند.

زمانیکه مهندس نیکبخت برای تثبیت انقلاب‌ اسلامی در منطقه و خصوصا دانشگاه تلاش‌ می‌کرد،روشنفکرهای ضد انقلاب به او نسبتهای ناروا داده و وی را عامل ارتجاع می‌نامیدند و مقالات‌ تحریک‌آمیز و مغرضانه‌ای در محکوم نمودن‌ برنامه جامعه اسلامی دانشگاه که در صدر آن‌ نیکبخت قرار داشت،نوشتند و به روزنامه دادند و او را غیرمستقیم ضد انقلاب،وابسته به امپریالیسم و مخالف منافع مردم منطقه نامیدند.

وقتی که در 16 مردادماه سال 58 مهندس‌ نیکبخت و معلم بومی منطقه امام‌بخش ریگی‌ بشهادت می‌رسند،همین روشنفکر مآبان ضد انقلاب که‌ برای روی کار آمدن و حاکمیت خودشان در منطقه، به تمام دروغ‌پردازیها و تهمتها علیه مهندس‌ نیکبخت دست زده بودند،پس از شهادتشان وقتی‌ نتیجه درخشان کار خود را می‌بینند و خواسته قلبی‌ آنها برآورده می‌شود به منظور رد گم کردن و بیگناه‌ جلوه دادن خود 180 درجه تغییر موضع داده،از زحمات او قدردانی و تقدیر می‌کنند و خواستار رسیدگی به وضع زندگی و خانواده این شهید گرامی‌ می‌شوند.

نیکبخت و ریگی بعنوان پاسداران راستین‌ انقلاب اسلامی در سنگر فعالیتهای دانشگاهی و جهاد سازندگی تا آخرین لحظات زندگیشان تلاش و کوشش نمودند و عملا با خون خود ثابت کردند که‌ ملت مسلمان و شهیدپرور نیازی به دایه‌های ضد خدا و منافق و طاغوتی ندارد ترور ناجوانمردانه نیکبخت و ریگی که از سوی دشمنان‌ انقلاب اسلامی برای نابودی نطفه انقلاب در سیستان‌وبلوچستان طراحی شده بود،خود زمینه‌های‌ گسترش رشد انقلاب را در این منطقه بارور ساخت‌ و شهادت مظلومانه این دو معلم شیعه و سنی بار دیگر نشان داد که ضد انقلاب در راه اهداف‌ شوم خود از هرگونه عملی کوتاهی نخواهد کرد.

نیکبخت و ریگی بعنوان اولین شهدای جهاد سازندگی با شهادت افتخارآفرینشان پیمودن خط سرخ شهادت را آغاز نمودند و شهادت این دو، ضد انقلاب را هرچه بیشتر و بیشتر رسوا نموده و عملا اتحاد و همبستگی شیعه و سنی را به اثبات‌ رسانیدند.

 

منبع :

مجله جهاد-شماره 37-21 مرداد 1361

 

تعداد مشاهده خبر314 بار
تصاویر مرتبط


مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
 
آدرس پست الکترونیکی شما
   
شماره تلفن
توضیحات
 
تغییر کد امنیتی
کد امنیت
 
وزارت جهاد کشاورزی
کلیه حقوق این سایت متعلق به وزارت جهاد کشاورزی می باشد
Powered by DorsaPortal