مصاحبه با حاج یداله شمایلی فرمانده قرارگاه کربلای پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد
1399/04/17

در خصوص برخی وقایع و اقدامات هنگام پذیرش قطعنامه 598 
                                                                                                                                          تنظیم مصاحبه: محمد مهدی عابدینی


 

 
 
س. در خصوص عملیات دشمن در منطقه کوشک و اقدامات پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد در آن زمان برای ما توضیح دهید.

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از محورهایی که دشمن بعد از قبول قطعنامه از طرف جمهوری اسلامی شروع به عملیات کرد محور عمومی منطقه کوشک بود که دشمن با اهدافی که برای خودش مشخص کرده بود که با چند تا فلش از محورکوشک و محور حسینیه و شلمچه آسفالت برسد و یک فلش به طرف خرمشهر بگذارد و یک طرف هم خودش را برساند به کارون و یک فلش هم به طرف اهواز بود تا هر جا که امکانش هست.

روز 31/5/1367 بود که دشمن عملیات خودش را از محور کوشک آغاز کرد و به طرف جاده اهواز – خرمشهر و جاده المهدی آمد که با رسیدن دشمن به این محورتقریباً خط عمومی لشکر 92 سقوط کرده بود وارتباط ما با اهواز قطع شد و کار به جایی رسید که دستور عقب نشینی نیروهای مهندسی و جهادها را آقای فروزنده دادند و گفتند هر چقدر که می توانید نیرو و امکانات را تخلیه کنید تا ببینیم وضعیت چه می شود و یک نکته دیگر دررابطه با کارهای آن روزها باتوجه به آن شرایط سخت و خیلی حادی که بر منطقه مخصوصاً منطقه جنوب ونیروها حاکم بود و باتوجه به ضبه هایی که ما از طرف عراق خوردیم و خطوط پدافندی که مجبور بودیم خودمان همه جا حضور داشته باشیم این بود که ما آمدیم با بچه ها هماهنگ کردیم و یک تعداد سلاح از          بچه های سپاه گرفتیم و یک تعداد سلاح هم خود گردان ها و تشکیلات داشت با خود مجموعه کربلا و به گردان ها ابلاغ شد که هر گدانی که از هر استان در منطقه است حداقل یک گروهان رزمی آماده کند و خود تشکیلات کربلا هم حدود یک تا 2 گردان رزمی آماده کرد که از نیروهای داوطلب بود و چون اعلام شده بود که به نیرو نیاز است همه ابزار کارشان که یا راننده و یا مکانیک بودند همه کارها را تعطیل کردند و اسلحه به دست گرفتند. در اهواز هم یادمه هست که یک رژه رفته بودند که از لحاظ روحیه یک کار خوبی شده بود در همین رابطه جهاد کرمان 2 تا گروهانش به لشکر ثاراله که هم گردانی های خودشان بودند ملحق شدند و یک تعداد زیادی از بچه های گردان کهنوج اسیر، مفقودالاثر و شهید شدند و تعداد زیادی از بچه های جهاد و قرارگاه کربلا اسیر یا شهید شدند، حالا چون کار به این جا رسیده بود که نیاز بود بچه ها جور دیگری کار جنگ را دنبال کنند همه کار اصلی را رها کرده بودند و با هماهنگی که با قرارگاه مرکزب شده بود همه آمده بودند در یک گردان منسجم و آماده کار رزمی شدند که بعضی از گروهان ها به کار گرفته شد وبعضی ها هم تقریباً به کار گرفته نشدند و این در حالی بود که دیگ سیل نیروهای حزب اله با آن پیام تاریخی امام به منطقه آمده بودند ودیگر نیازی نبود که نیروهای مهندسی اسلحه دست بگیرند و نیاز بود که کارهای خودشان را دنبال کنند بعد از این که دشمن درتاریخ 1/5/67 به این منطقه آمده بود و نیروهای هوانیروز و بعضی از خودروهای زرهی دشمن تا قرارگاه تاکتیکی لشکر 90 آمده بودند و هیچ مقاومتی از طرف ما ندیده بودند نزدیک ظهر بود که دشمن حرکت ضعیفی کرد و تا نزدیکی پادگان حمید آمد که تقریباً چند ساعتی دشمن در این حوالی بود و با یک سری مقاومت ها و جنگی که آن جا شد دشمن عقب نشینی کرد وتا نزدیک غروب سر این سه راهی رسید و بعد از غروب هم دشمن عقب نشینی کرد، همان شب هماهنگ شد این جبهه را که ما در چند عملیات دشمن ضربه خورده بودیم یک مقدار بازسازی شد و یک خاکریز توسط چند گردان و گروهان های مهندسی جهاد زده شد و همان شب هم این جاده آسفالت کانال هفت تیر که به این صورت می آمد و از پشت پادگان حمید می آمد برادران جهاد اصفهان جاده و خاکریز را احداث کردند که دشمن اگر مجداً بخواهد حرکت کند با یک مانع طبیعی به نام کانال هفت تیر روبرو شود که بریدن این جاده را آن شب برادران جهاد اصفهان انجام دادند که آب همان شب رها شد و تا نزدیکی های کارون آمد. بعد از این کهدشمن در این منطقه با عقب نشینی خودش به طرف مرز رفت به خاطر این که یک مقداری از خطهایمان مطمئن شویم یک سری کارهای سلمان 2 که از قبل طراحی شده بود و یک مقدار باز شده بود همه بسیج شدند که کار این کانال را زودتر انجام بدهند و بتوانند آن جا آب رها کنند تا دشمن دفعات بعدی نتواند به راحتی حرکت کند و در قضیه کانال سلمان 2 هم تعدادی از جهاد مثل کاشان- کرمان کار کردند و توانستند به کمک سازمان های مهندسی مربوطه این کانال بعد از چند روز تمام بشود و آب بتواند به پیچ کوشک برسد و جلوی حرکت دشمن را تا حدی بگیرد.

 

اقدامات پدافندی قرارگاه نجف

محدوده فعالیت قرارگاه نجف از محدوده الحاقی کارون به اروند تا دهانه خلیج فارس مسئوولیتش با قرارگاه نجف بود بعد در حول و حوش این منطقه از لحاظ پدافندی هم یکسری کارها انجام گرفت که ابتدا استحکام محور حاشیه اروند بود که اکثریت جهادها مثل جهاد خراسان و جهاد کاشان بودند که در این محور و در منطقه خود آبادان ازاین الحاقی نهر جنوب به کارون به طرف دهانه که آن قسمت را جهاد خراسان کار می کرد و قسمت محدوده شرق را جهاد کاشان تا پشت کانال بین النهرین یا کانال ابوالفضل کار می کرد، در اینجا یک سری جاده هایی بود که این جاده ها ترمیم می شد و یک سری رده های پدافندی 2 و 3 برای توپخانه ها بود که در منطقه قوفاز و جاده ایستگاه برزه کار می کردند که اکثریت برادران سپاه بودند که بعد دو تا جهاد به آنها اضافه شد که جهاد نجف آباد و جهاد خوزستان بود که ما موانع توپخانه را در رده های 2 و 3 خواسته بودند که در این منطقه انجام بشود مشغول شدیم که این کارها داشت انجام می شد که یک طرح آب اندازی برای این منطقه بود ما منطقه پدافندی که فقط برای شهر آبادان تا پشت رودخانه کارون بود، ازکانال حضرت ابوالفضل به این طرف برادران طرح پدافند داشتند وبه طور کلی گردان نوح بود که زیر نظر قرارگاه نجف کار می کرد برنامه خاصی نسبت به این منطقه نداشتند، در قرارگاه هم که صحبت می شد این منطقه را از دست داده حساب می کردند و می گفتند ما باید از پشت این کانال پدافند کنیم تا رودخانه کارون بالطبع از کانال ابوالفضل جهاد کاشان، خراسان و خوزستان را در منطقه جزیره مینو مشغول به کار شدند و جهاد نجف آباد هم در یک قسمت از رودخانه بهمن شیر که به اصطلاح روبروی جاده شهید اله وردی بود قرار شد که این قسمت را پر کنند و یک سد خاکی بزنند که جهاد نجف آباد خیلی سریع شروع به کار کرد، برادران داشتند استحکام این منطقه را می دادند که خبرهایی رسید که دشمن می خواهد در منطقه عمومی شلمچه عملیات کند و اینها هم به نسبت خبرهایی که می رسید طرح ها را تغییر می دادند، این بود که یک بار در قرارگاه برآورد شد که اگر دشمن بخواهد در منطقه شلمچه عملیات کند اگر بخواهد تا پشت رودخانه کارون بیاید آن نیروهای ما را هم در منطقه آبادان به زحمت می اندازد و احتمال می دادند که یک عملیات هم در جزیره مینو آبادان داشته باشیم بعد خبرهایی که گرفته شد معلوم شد که منافقین هم به روبروی جزیره سهیل آمدند و می خواستند از این طرف روی جزیره مینو عملیات کنند این بود که یک سری پوشش های هوایی برای هلیبرد درست کردند و چند تا تویوتا هم جهاد داد که دو شکاو تیربار را روی آن کار گذاشتند و یک طرح پدافندی سیار برای هلیبرد درمحدوده شهرآبادان درست کردند و یک سری مناطق را هم خراب کردیم که اگر جنگ شهری خواست در بگیرد یک مقدار در جلویمان دیدداشته باشیم که نیروهایی که دشمن می خواهد از آب عبور بدهد بشود با آنها مقابله کرد، بعد چون تنها راه ارتباطی ما در جزیره آبادان همان سد خاکی هایی بود که روی رودخانه بهمن شیر زده بودند این بود که اگر دشمن روی جزیره آبادان عکس العمل نشان می داد و بچه ها مقاومت می کردند و نمی گذاشتند که جاده اهواز- خرمشهر یا جاده امام صادق که در حاشیه رودخانه کارون پیش می رفت ما بتوانیم از این جاده ها و نیروها استفاده کنیم و منطقه جزیره آبادان به آن طرف جزیره را پوشش بدهیم بالطبع ما سه تا پل شناور داشتیم که دو تا از آنها برای سپاه بود ویکی هم مربوط به پل خیبری بود که توسط برادران جهاد فارس تعمیر و نگهداری می شد، خُب بالطبع دشمن با تجربه هایی که از قبل داشت خیلی سریع این پل ها را منهدم می کرد که از طرف قرارگاه به ما دستور دادند که حدود 7 خضر روی رودخانه کارون بزنیم که 2 تا توسط جهاد فارس احداث شد، یکی خراسان و دو تا نجف آباد و یکی توسط جهاد تهران که خیلی سریع این خضرها روی رودخانه کارون آماده انجام ماموریت شد، درضمن این که ما این کار را انجام می دادیم پوشش هوایی و خاکریزهای پدافندی که در منطقه آبادان در حال انجام بود بهروال خودش باقی بود که دشمن در منطقه شلمچه عملیات کرد و خود ما هم در منطقه بودیم و دشمن از سه راه حسینیه آمدوخیلی راحت آن جا را گرفت و بعد در جاده اهواز – خرمشهر هم مسدود کرد و خبرهایی که از قبل بود که می گفتند اطراف پادگان حمید هم دشمن آمده و همزمان با این عملیات دشمن آمد و پلهای روی رودخانه کارون که پل خیبری و پل سپاه بود را بمباران کرد و تنها وسیله ارتباط ما به محور آبادان و شلمچه و خرمشهر خضرهایی بود که روی کارون گذاشته بودیم، ما سریع به قرارگاه نجف آمدیم و خضرها را آماده ماموریت کردیم و از قبل هم برنامه هایی بود که فلان یگان یا لشکر ازچه خضری و ازچه محوری استفاده کند ، بعد موقعی که دشمن در محور شلمچه عملیات کرد چون پیشروی خیلی سریع بود و نیروهای ما هم ارتباطشان نسبت به همدیگر قطع شده بود ما آمدیم به خاطر اینکه اگراحیاناً دشمن تا پشت رودخانه کارون آمد و خرمشهر هم خواست سقوط کند از حاشبه رودخانه بهمن شیر که تقاطع رودخانه بهمن شیرو کارون بود یک خاکریزهایی زدیم تا نزدیکی دارخوین که کل جهادها ماموریتشان در همه جا لغو شد و همه بسیج شدند و این خاکریز را از تقاطع بهمن شیرو کارون تا نزدیکی دارخوین را احداث کردند و یک خاکریز خوب برای پدافند این طرف آب مهیا کردیم و تا مدتی که دشمن در منطقه شلمچه و خرمشهر عملیات می کرد ماموریت کل جهادها در منطقه زدن خاکریز بود و بعد از حاشیه رود بهمن شیر تا نزدیکی رودخانه اروند ما یک خاکریز زدیم ، جهاد خوزستان را مامور کردیم که نزدیک نهر جیرفت که به کارون می ریزد و تا پیشانی احداث کند که اگر دشمن تا منافقینی که اینجا تجمع کرده بودند به وسیله قایق می خواستند بیایند و خودشان را به بلوار خرمشهر – آبادان برسانند ما دراینجا یک حالت پدافندی داشته باشیم و برادران جهاد خراسان را مامور کردیم که در این سر نهر جیرفت که یک پیشانی بزنند که بعد ماموریتشان به سپاه داده شد و برادران جهاد خراسان جاده آسفالت را که درحاشبه رودخانه اروند بود در این قسمت قرار شد که خاکریز بزنند، و بعد با دستور حضرت امام و سیل نیروهای مردم که به جبهه ریختند دشمن را به عقب راند و یک قسمت از برادران روی دژ مرزی ایران و یک قسمت هم روی دژ مرزی عراق مستقر شدیم وبعد وقتی که نیروهای دشمن را به عقب راندیم قرارگاه نجف ماموریت پیدا کرد و برای یک شب منتقل شد به منطقه پاسگاه جاده حسینیه که مامور شد یک عملیاتی را انجام دهد ، چون دشمن آمده بود روی جاده شهید تاج الدینی مستقر شده بود و نیروهای ما حدود یک کیلومتر بالاتر از سه راه حسینیه مستقر بودند ، یک شناسایی ما با فرماندهان قرارگاه نجف و لشکر امام رضا داشتیم که قرار شد که جهاد نجف آباد وجهاد خراسان برای عملیات بیایند ووقتی که برای رزمنده جاده شهید تاجدالدینی را پاکسازی می کنند یک خاکریز بزنند تا کانال شیردان، قرار شد که از این پل حدود یک کیلومتر آن طرفتر یک خاکریز نعلی شکل بزنیم تا وصل کنیم به دژ مرزی خودمان که بچه ها از این قسمت منطقه پدافند کنند چون ما اطلاع کافی از منطقه کوشک نداشتیم که دشمن در چه وضعیتی است ، در شناسایی که رفتیم معلوم شده که نیروهای دشمن توی جاده شهید تاجدالدینی مستقر هستند و نیروهای ما پشت کانال شیروان موضع گرفتند و اینجاخط ما شد.

 شب عملیات شد ودشمن خودش از روی این دژ عقب نشینی کرد اما خود برادران جهاد نجف آباد از دژ مرزی خودمان شروع کردند و جهاد کاشان هم از جاده حسینیه شروع کرد و موفق شدند خیلی سریع خاکریز را بزنند و آن چیزی که از لحاظ مهندسی خواسته بودند این ماموریت انجام شد، بعد از این از جاده ثاراله به طرف محور کوشک تا جاده سرگل حسینیه حد قرارگاه نجف شد که ما جهاد خراسان و جهاد خوزستان را درهمان منطقه عمومی آبادان نگه داشتیم و جهاد کاشان را برای کارهای اضطراری که قرارگاه نجف داشت به این منطقه آوردیم، چون می خواست عملیات کند و دژ مرزی خودمان را به طور کلی پاکسازی کند و بعد یک عملیات دیگر داشت که می خواست برود و آن خط قدیم خودمان را که دو منطقه عمومی زید تا کوشک بود را بگیرد که ما ابتداء جاده ثاراله را به جهاد نجف آباد دادیم که یک خاکریز دوجداره بزند وجاده سرگرد حسینی را هم بازسازی و خاکریزیش را به جهاد کاشان دادیم و یک تیم دیگر از برادران جهاد کاشان را به جاده شیدان شیر آوردیم که اینجا هم یک خاکریز بزنیم که داشتند برنامه ریزی عملیات شب آینده را می کردند که این محور را پاکسازی کنند که اعلام قبول قطعنامه 598 شد و به طور کلی برنامه هایی که نیروهای نظامی در این منطقه داشتند مختل شد.

دوسه شب بعد دوباره خواستند عملیات کنند که دستور آمد که به طور کلی عملیات نکنند و نیروها در همان موقعیت هایی که هستند باشند و بالطبع کار مهندسی همان کارهایی که خود قرارگاه واگذار کرده بود ما ادامه دادیم که بعد از اعلام قطعنامه 598 ما به قرارگاه رفتیم که فرماندهان رفته بودند به قرارگاه خاتم برای جلسات خودشان که بعد از قبول قطعنامه نسبتاً یک از هم پاشیدگی بودکه تمام واحدها سردرگم بودند که چه کارکنند بعد از یک مدتی محدوده ها مشخص شد و قرارگاه نجف مامور شد که به منطقه خودش در غرب برگردد چون با قبول قطعنامه 598 منافقین در غرب عمل کرده بودند و برادران قرارگاه نجف که از قبل مأمور شده بودند رفتند به منطقه غرب و بالطبع منطقه به دست قرارگاه کربلا شد و از الحاقی رودخانه کارون به اروند تا دهانه خلیج فارس هم مجدداً افتاد به قرارگاه نوح که همان جهاد خراسان و خوزستان بود نیز به قرارگاه نوح مأمور شدند که دستورات را از قرارگاه نوح می گرفتند و کار می کردند و جهاد خراسان و نجف آباد هم در منطقه مشغول کار بودند که از قرارگاه خودشان بروند و طرح دژ سراسری را که از الحاقی کارون به اروند شروع شده و تا دهانه خلیج فارس ادامه داشت که به طرح شهید رجایی معروف شد و جهاد ها هم مأمور شدند که هر کس در منطقه خودش کارهای مربوط به طرح شهید رجایی را انجام بدهند.

 

 

 

تعداد مشاهده خبر557 بار
تصاویر مرتبط


مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
 
آدرس پست الکترونیکی شما
   
شماره تلفن
توضیحات
 
تغییر کد امنیتی
کد امنیت
 
وزارت جهاد کشاورزی
کلیه حقوق این سایت متعلق به وزارت جهاد کشاورزی می باشد
Powered by DorsaPortal