سردارجهادگر شهید یوسف فزوه
سردار جهادگر استان اصفهان
1399/04/15


 

زندگینامه:

در دومین روز تیر ماه سال 1339، دومین فرزند خانواده فزوه در یکی از روستاهای اصفهان به دنیا آمد. پدرش محمود آقا و مادرش صدیقه خانم، نام او را یوسف انتخاب کردند.

یوسف دوران کودکی را در روستا و با مهر و محبت خانواده خود پشت سر گذاشت. او تحصیلات دوران ابتدایی را در همان روستا گذراند و با مهاجرت خانواده فزوه به شهر اصفهان، تحصیل یوسف در مقطع راهنمایی در شهر اصفهان، در مدرسه مرآت جعفری ادامه یافت. او درس و تحصیل را با موفقیت پشت‌سر گذاشت و برای تحصیلات متوسطه در دبیرستان ادب در رشته ریاضی ثبت نام کرد.

سال 1356، با رویداد‌های انقلاب اسلامی همراه گشت. مدتی از سال تحصیلی نگذشته بود که خبرهایی از قیام مردم قم علیه رژیم پهلوی و در حمایت از امام خمینی(ره) در شهر اصفهان و شهرهای دیگر پیچید. پس از کشتار مردم قم از سوی رژیم پهلوی، مردم تبریز به پا خاستند. زد و خورد شدید بین مردم و نیروهای ارتش شاهنشاهی در تبریز نیز چندین کشته به جای گذاشت و در پی همین حادثه بود که جشن‌های عید نوروز سال 1357 ، به پاس احترام به شهدای انقلاب اسلامی، از سوی مردم برپا نشد.

اصفهان و شهرهای دیگر ایران نیز به تدریج به صحنه انقلاب اسلامی تبدیل گشت. مردم به شکل تظاهرات و راهپیمایی به خیابانها ریخته و علیه رژیم شاهنشاهی شعار می‌دادند. یوسف نیز همراه با مردم و دوستانش به راهپیمایی ‌های مردمی پیوست تا اینکه انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) در روز 22 بهمن ماه به پیروزی رسید. یوسف در سال 1358 مدرک دیپلم خود را گرفت. در همان سال در آزمون سراسری دانشگاهها شرکت کرد و در رشتۀ مهندسی کشاورزی، گرایش اصلاح نباتات در دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران پذیرفته شد. وی برای تحصیل از اصفهان به کرج آمد و تحصیلات دانشگاهی را آغاز نمود.

با بازگشایی دانشگاهها پس از پیروزی انقلاب اسلامی، گروههای مختلف سیاسی و نیروهای ضد انقلاب با استفاده از فرصت به دست آمده دانشگاهها را به محلّی برای درگیری‌های سیاسی تبدیل نموده و این روند موجب شد که با بروز انقلاب فرهنگی، دانشگاهها برای مدتی تعطیل شوند.

از سوی دیگر نهاد انقلابی جهاد سازندگی با هدف کمک به محرومین و روستائیان و ساختن کشور در روز 27 خرداد ماه سال 1358 به فرمان امام خمینی(ره) و با پیشتازی دانشجویان دانشگاههای کشور تأسیس شد.

یوسف با دوستان دانشجوی خود، پس از تعطیلی دانشگاهها، به هیات ‌های هفت نفره تقسیم زمین که از سوی جهاد سازندگی برای اجرای فرمان حضرت امام خمینی(ره) به وجود آمده بودند. پیوسته و برای کمک به کشاورزان منطقه محروم جیرفت به آن شهرستان مهاجرت کرد.

کار برای کشاورزان بدون زمین و محروم لذّت خاصی داشت. یوسف تمام وقت خود را برای کشاورزان صرف می‌کرد و برای زنده کردن کشاورزی منطقه و کمک به تقسیم زمین بین کشاورزان با تمام وجود تلاش می‌نمود. اما چیزی از دوره پر شور سازندگی نگذشته بود که با هجوم هواپیماهای دشمن بعثی عراق و تجاوز نیروهای زمینی ارتش صدام حسین در مناطق جنوب و غرب کشور، جنگی هشت ساله بر ملت ایران تحمیل شد.

خبر جنگ به زودی در همه کشور پیچید. امام خمینی(ره) با سخنرانی حماسی و شجاعانه خود همه ملت را برای مقابله با دشمن بسیج نموده و هجوم نیروهای مردمی به ویژه جوانان داوطلب جهاد به جبهه‌های نبرد شکل گرفت.

یوسف پس از مدتی از آغاز جنگ تحمیلی، موفق شد خود را به جبهه‌های جنگ برساند و در عملیات رمضان شرکت جوید. جبهه‌های جنگ برای یوسف دنیای دیگری بود که به آن عشق می‌ورزید، اما با بازگشایی دوباره دانشگاهها او مجبور بود درس خود را نیز دنبال کند.

یوسف به دانشگاه بازگشت وبه تحصیل ادامه داد. اما هیچگاه عشق به حضور در جبهه‌های جنگ او را آرام نمی گذاشت. او توانست در هنگام تحصیل در عملیات محرم و عملیات بیت المقدس شرکت کند تا تحصیل و جهاد را در کنار هم دنبال کرده و به وظیفه خود در هر دو جبهه عمل کند.

تحصیلات یوسف به پایان رسید. او توانست مدرک کارشناس مهندسی کشاورزی را دریافت کند و برای ادامه خدمت به جهاد سازندگی استان اصفهان بپیوندند. یوسف در کمیته کشاورزی جهاد سازندگی استان اصفهان به فعالیت پرداخت. تلاش او برای پیشبرد اهداف جهاد سازندگی در خدمت به کشاورزان منطقه شبانه روز ادامه یافت و در کنار آن یوسف حضور و خدمت در جبهه‌های جنگ را نیز دنبال می‌کرد.

عملیات والفجر هشت فرصتی بود که یوسف را به جبهه‌های جنگ رساند. این عملیات در روز بیستم دی ماه سال 1364 با رمز یا فاطمه الزهزا (س) آغاز شد. پس از عبور موفقیت آمیز غوّاصان ایرانی از رود خروشان اروند، یگانهای نیروی زمینی سپاه پاسداران نیز با پشتیبانی آتش و شلیک هزاران گلوله، تهاجم خود را در محورهای مورد نظر آغاز نموده و خط مقدم دشمن را شکستند.

دشمن به دلیل غافلگیری و ابری بودن آسمان، هیچ مهلتی برای عکس العمل در برابر حمله‌های سپاهیان اسلام به دست نیاورد. قوای ایرانی پس از تصرف کامل فاو، در محورهای بصره، ام القصر و البحار به پیشروی خود ادامه دادند. یوسف در این عملیات مهم، مسئولیت محور عملیاتی – مهندسی، رزمی ستاد جهاد سازندگی استان اصفهان را بر عهده داشت. سنگینی عملیات و مخاطرات آن، مانع ایفای نقش و به کار گیری تجارب سودمند او برای انجام و پیشبرد وظایف و اهداف محوله نبود. با فرماندهی و مسئولیت یوسف همه چیز به خوبی در شرایطی سخت و جانکاه پیش می‌رفت. تا اینکه سرانجام دشمن به شکست خود در شهر فاو اعتراف کرد.

پس از پیروزی رزمندگان اسلام دشمن حدود دو ماه منطقه را زیر آتش سنگین و پاتک‌های سخت و بمباران وحشتناک قرار داد تا آنکه رفته رفته اوضاع آرام گرفت و خطوط پدافندی تثبیت شد.

یوسف بر فعالیت‌های خود در جبهه‌های نبرد افزوده بود. او در عملیات کربلای چهار شرکت داشت که با بمباران شیمیایی دشمن مجروح و مدتی بستری شد. اما این حوادث چیزی نبود که او را از ادامه جهاد باز دارد. پس از بهبود و سلامتی نسبی، او دوباره وارد منطقه عملیاتی شد و در عملیات کربلای پنج فعالانه حضور یافت. در این عملیات نیز دوباره مجروح شد.

با پایان تحصیلات، یوسف خود را وقف جنگ و جهاد کرده بود و در همین دوران بود که به خواستگاری مریم خانم رفت و پس از قبول خواستگاری، در مراسم ساده ای که روز بیستم فروردین ماه سال 1365 برگزار شد زندگی مشترک آنها آغاز گشت.

یوسف همزمان با جنگ و جهاد به فعالیت علمی و تحقیقاتی نیز می‌پرداخت. از جمله کارهای تحقیقاتی به ثبت رسیده او، طرحی درباره اصلاح بذر گندم است که با موفقیت اجرا شد و به همین مناسبت یک ایستگاه تحقیقاتی در استان اصفهان به نام او نامگذاری شد.

سال 1365، سال ششم جنگ و سال سرنوشت جنگ شناخته می‌شد. برای نخستین بار 300 گردان رزمی برای اجرای یک طرح بزرگ گرد هم جمع شدند و عملیات کربلای چهار را شکل بخشیدند که پس از دو بار مبارزه طاقت فر سا ادامه عملیات در قالب طرح عملیات کربلای پنج دنبال شد.

سحرگاه روز جمعه نوزدهم ماه سال 1365 ، برای تکمیل اهداف عملیات کربلای چهار، عملیات کربلای پنج در شلمچه آغاز گشت. یوسف با اینکه در عملیات کربلای چهار مصدوم شیمیایی شده و حالش کاملاً بهبود نیافته بود، در این عملیات شرکت کرد. او در این عملیات به عنوان معاون عملیاتی گردان انصار حُرّ به جهاد پرداخت.

یوسف با همرزمان و همکاران خود بسیار مهربان و گرم بود با اینکه معاون فرمانده گردان بود اما همیشه در جمع همرزمان حاضر و آماده بود. زمانی که آتش دشمن و فشار سهمگین دشمن بر موقعیت رزمندگان سنگینی می‌کرد، یوسف پناه همکاران مهندسی رزمی بود. قدرت تفکّر و تجربه و تحلیل قوی داشت. ابتکار حیرت‌انگیز و به موقع وی در موقعیت‌های مختلف مناطق عملیاتی زبانزد عام و خاص بود.

یوسف با تنی مجروح اما اراده ای نستوه، به عنوان معاون عملیاتی گردان انصار حُرّ، بار دیگر حماسه آفرید و در عملیات بیت‌المقدس 2 شرکت نمود.

عملیات بیت المقدس 2 در بیست و پنجم دی ماه سال 1366 با رمز «یا زهرا (س)» آغاز شد و تا دوم بهمن ماه همان سال به طول انجامید. این عملیات با هدف آزاد سازی ارتفاعات غرب شهر ماووت عراق در منطقه عمومی ارتفاعات قمیشت و سلیمانیه به وسعت 130 کیلومتر مربع آغاز شد و در سخت ترین شرایط آب و هوایی درمیان برف و سرما توسط یگان‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادامه پیدا کرد. این عملیات در دو مرحله طراحی و پیش بینی شده بود که در مرحله اول قرار بود ارتفاعات یولان، دست هرمدان، یال‌های کوجارو، الاغلو تصرف شده و در مرحله دوم به سوی کوههای مرکیه و قیوان ادامه یابد.

این عملیات گرچه در مرحله دوم متوقف گردید اما نتایج خوبی را برای رزمندگان به همراه داشت. در بیت المقدس بیش از 40 ارتفاع از جمله اورال، کلاله، هرمدان، بین دورا، شیخ محمد، یولان و چند روستای منطقه آزاد شد.

یوسف در این عملیات با سلحشوری و دلاوری تمام برای پیشبرد عملیات می‌جنگید و هیچ چیز در پیش روی او مانع فعالیت برای تحقق اهداف عملیات نبود. روز دوم عملیات، روز بیست و ششم دی ماه سال 1366، گرمای وجود یوسف، سرمای منطقه را بی اثر ساخته بود. تحرّک او حتی برای لحظه ای کاسته نمی شد. منطقه ماووت در سلیمانیه عراق به میدان نبرد و آتش رزمندگان اسلام و دشمن بعثی عراق تبدیل شده بود. دشمن سراسیمه آتش می‌ریخت ولی رزمندگان به پیشروی فاتحانه خود ادامه می‌دادند. خمپارها پی در پی، در اطراف رزمندگان بر زمین می‌نشست و صدای انفجار، میدان نبرد را پر ساخته بود که ناگهان انفجار خمپاره دشمن در نزدیکی یوسف، بدن او را هدف ترکش‌های خود قرار داد. ترکش‌های فراوان پای او را به شدت مجروح ساخت و برخورد ترکش با سینه او، قلب مالامال از عشق به جهاد و شهادت وی را نشانه رفت و گلوله‌های دشمن نیز سینه ستبر او را هدف قرار داد.

معاون عملیاتی فرمانده گردان انصار ، همچو سروی راست قامت بر زمین افتاد. خون از سینه یوسف جاری شد و این فرصتی بودکه او از چاه دنیا خارج شده و به جوار نور حق و اولیاء خدا پر کشد.

یوسف فزوه پس از سالها جهاد و تلاش همچو همه پیشکسوتان و سنگر سازان بی سنگر و همرزمان دلاورش به شهادت رسید تا به کاروان رهپویان سعادت و شاهدان تاریخ پیوندند.

ستاد پشتیبانی و مهندسی رزمی جهاد سازندگی اصفهان با شهادت یوسف فزوه، استوانه محکمی را از دست داد اما همرزمانش به پاس خون او استوارتر گذشته، راهش را ادامه داده و سنگر فرماندهی وی را خالی نگذاشتند. پیکر پاک شهید یوسف فزوه به اصفهان منتقل و در روز بیست و نهم دی ماه سال 1366، پس از تشییع با شکوه ، در گلستان شهدای اصفهان آرام گرفت. اما نام فرمانده شهید یوسف فزوه، نشان افتخار خانواده، همسر و تنها دخترش فاطمه و همه رهپویانی شد که به تحقق آرمان‌های شهیدان والا مقام انقلاب اسلامی و دفاع‌مقدس می‌اندیشند.

 

تعداد مشاهده خبر422 بار
تصاویر مرتبط


مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
 
آدرس پست الکترونیکی شما
   
شماره تلفن
توضیحات
 
تغییر کد امنیتی
کد امنیت
 
وزارت جهاد کشاورزی
کلیه حقوق این سایت متعلق به وزارت جهاد کشاورزی می باشد
Powered by DorsaPortal