شهید مهدی عاصی تهرانی
فرمانده ستاد پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی استان تهران
1399/04/14

 



زندگینامه:

زندگینامه و وصایای شهداء رضوان‌الله علیهم بعنوان یک تذکردهنده و یک زنگ بیدارباش از صدر اسلام تاکنون از اهمیت والایی برخوردار بوده است.

شهید مهدی عاصی تهرانی روز نهم اردیبهشت‌ماه سال 1332 در یک خانواده‌ای مذهبی و معتقد به اسلام و قرآن چشم به واقعیت جهان گشود. و چون تولدش مصادف با ولادت با سعادت حضرت حجت‌بن الحسن(ع) بود نام مهدی را برای او انتخاب کردند.

پدرش حسین عاصی تهرانی مردی مذهبی و علاقمند به خاندان نبوت و طرفدار حق و حقیقت بود و با اینکه شغل دولتی داشت بدون هیچ ترس و هراسی از رژیم ستمشاهی به ارشاد و راهنمائی همکاران و آشنایان خصوصاً بانوان جهت رعایت حجاب اسلامی، مبادرت می‌ورزید، و در شب 6 بهمن 1341 که رژیم منفور پهلوی انقلاب سیاه شاه و آمریکا را به رأی گذاشته بود از فرط ناراحتی و فشار عصبی و اوج مظلومیت اسلام سکته کرد و...

مهدی در سن 9 سالگی پدر را از دست دادو تحت سرپرستی مادر محترمه‌اش قرارگرفت و با حقوقی ناچیز با فداکاری و آبرومندی مادرش سال‌هائی طولانی از عمر خود را سپری نمود و در همان اوان هنگام نماز به مسجد می‌رفت و اقامه می‌گفت و با شرکت در جلسات قرائت قرآن اعتصامش را به قرآن نشان می‌داد.

مهدی همیشه از لباس‌های ساده استفاده می‌کرد. پس از پایان تحصیلات متوسطه اجباراً به سربازی رفت، او خدمت در ارتش شاهنشاهی را کمک به استکبار می‌دانست... تا اینکه خدمت او مصادف شد با حرکت انقلابی مسلمانان ایران و وقتی فرمان حضرت امام(قدس‌سره) جهت ترک پادگان‌ها به سربازان اعلام شد، او برا لبیک گفتن به فرمان رهبرش جزء اولین کسانی بود که با جمع کردن چندین سرباز دیگر با توجیه آنها پادگان را ترک گفتند. و به همین دلیل از طرف رژیم خون‌آشام چون عامل فرار سربازان شناخته شده و معرفی شده بود تحت تعقیب و حکم اعدامش صادر شده بود...

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در معیت شهید سپهبدقرنی به محافظت از ستاد مشترک ارتش پرداخت و بعد از فرمان امام مبنی بر بازگشتن به پادگان‌ها بلافاصله خود را به پادگان سنندج رسانید و چون این پادگان پس از چند روز به محاصرة ضدانقلابیون خودفروخته درآمده بود مردانه جنگید و بااینکه سرهنگ فرماندة پادگان گفته بود برای نجات جانتان شب پادگان را تخلیه کنید با چندتن از یارانش تصمیم به مقاومت گرفتند و با فداکاری پادگان را از سقوط نجات دادند و ضدانقلابیون تار و مار شدند. پس از پایان خدمت سربازی در شهریورماه 1358 در جهادسازندگی شهر ری مشغول بخدمت شد.

شهید مهدی عاصی تهرانی با خلوص، ایثار، تواضع و فروتنی که داشت بزودی جای خود را در بین جهادگران پیدا کرد و پس از مدت کوتاهی به عضویت شورای مرکزی جهادسازندگی شهرستان ری درآمد. و این خدمت مقدس که با اخلاص و ایثار توأم بود باعث شد که تا اوایل سال 65 بعنوان مسئول جهادسازندگی شهرستان ری باقی بماند.

شهید تهرانی در سال 59 با دختری از یک خانوادة مؤمن به اسلام و انقلاب ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دو فرزند به نام‌های محمد و فاطمه است.

زندگی خانوادگی و نحوة برخورد مهدی در خانواده همواره الگو و زبانزد دوستان و آشنایان و اقوام بود، او با اینکه در خانه همراه مادر، برادر و همسر و فرزندانش زندگی می‌کرد طوری رفتار می‌نمود که خانه‌اش همواره مملو از صفا و مهربانی باشد. او بیشترین کوشش و همت را در تربیت دو فرزند خردسالش بکار می‌بست و برای این مطلب بیشترین ارزش را قائل می‌شد. در رابطه با زندگی خانوادگی، او سنگ صبور و طبیبی برای همة اعضای خانواده بود و اکثر دوستان نیز حتی مشکلات خانوادگی خود را با او مطرح می‌کردند و او با دقت‌نظر و خلق و خوی اسلامی خویش راه‌گشای همه در این بعد از زندگی بود...

بببا شروع جنگ تحمیلی از ناحیة استکبار جهانی بر علیه انقلاب اسلامی ایران و بسیج تمامی نیروها و امکانات امت حزب‌الله به سوی جبهه‌های جنگ از اولین جهادگران جهادسازندگی بود که عازم جبهه‌های جنگ شد و مدتی در منطقة دزفول عضو شورای سرپرستی ستاد پشتیبانی جنگ جهادسازندگی استان تهران بود.

پس از مدتی خلاء فقدان مهدی تهرانی در مجموعة جهادسازندگی استان تهران احساس شد و به درخواست مسئولین جهاد شهر ری ایشان از منطقه بازگشته و تداوم اقدامات مفید و ثمربخش را که در رابطة با جنگ انجام داده بود به دیگران محول نمود.

شهید تهرانی که واقعاً مجسمه‌ای از اخلاق اسلامی، ایثارگری، تواضع و فروتنی بود و صفات برجسته و بارز ایشان به همراه مدیریت قوی و خوبی که داشت باعث شده بود تا مسئولین جهاد در هر گوشه‌ای که نیاز به فردی پیدا می‌کردند تا قادر به حل مشکلات بزرگ باشد از وجود وی استفاده می‌نمودند بگونه‌آی که به هنگام تهدید استکبار در سال 63 در رابطه با خلیج‌فار سو عدم امنیت نفت‌کش‌ها و کشتی‌های تجاری و ضرورت برنامه‌ریزی و فراهم نمودن تدارکات لازم، ایشان را بعنوان مسئول ستاد نوح نبی(ع) استان هرمزگان انتخاب نمودند که انصافاً از عهدة این مسئولیت به خوبی برآمد.

پس از اینکه حدود هشت ماه در آنجا مشغول خدمت بود به لحاظ ضرورت وجود ایشان در شورای جهاد شهر ری مجدداً از بندرعباس به تهران بازگشته و مشغول انجام وظیفه شد و در اوائل سال هم به لحاظ ضرورت تحرک و فعالیت و سازماندهی و مدیریت قویتر و منظم‌تر در جهاد ورامین از طرف شورای جهاد استان تهران بعنوان شورای جهاد ورامین منصوب شد. هنوز چندماهی از این مسئولیت جدید نمی‌گذشت که با فرمان امام در رابطه با اولویت داشتن جنگ و اعزام نیرو به جبهه این عارف منتظر لقاءالله در درون خود شور و حال دیگری دید، گوئی سر از پا نمی‌شناخت و با اصرار فراوان ایشان و علیرغم نیاز مبرمی که به وجودش در پشت جبهه بود بعنوان فرماندة مهندسی رزمی ستاد پشتیبانی جنگ جهادسازندگی استان تهران منصوب و عازم جبهه شد، و هنوز چند روز بیش از نصب مسئولیت جدید نمی‌گذشت که در عملیات کربلای یک در اولین شب حمله در اثر اصابت ترکش توپ و خمپاره دشمن بعثی به منتها آرزوی خود یعنی شهادت در راه خدا رسید و به لقای حق پیوست.

شهید تهرانی انسانی کامل و عارفی عاشق و مجاهدی ایثارگر و اسوة حسنه‌ای برای تمامی اعضاء خانواده و دوستان مخصوصاً جهادگران بود.

از صفات برجستة ایشان پیوند عمیق و مستمر و دائمی با ولایت‌فقیه، روحانیت در خط امام و تبعیت و اطاعت محض از مقام معظم رهبری انقلاب بود. او مسلمانی آگاه، متعبد و وظیفه‌شناس بود.

یکی از همرزمانش می‌گوید:

مهدی صوت خوبی داشت چون سیرتش، اکثر مواقع اذان و دعای نماز را با صوت زیبایش می‌خواند و نیز دعا و نوحه و مرثیه‌خوانی را در مواقع خودش انجام می‌داد و وقتی خود به چنین مراسمی شرکت می‌کرد با شنیدن مصیبت‌های آقا امام حسین(ع) و اینگونه موارد در خود فرو می‌رفت و آرام می‌گریست.

حضور پرفیض و چهرة خندان و با نشاط همیشگی او غم و خستگی را از کسانی‌که با او کار می‌کردند یا با او ملاقات داشتند می‌زدود.

وصیت‌نامة شهید مهدی عاصی تهرانی

بسم الله الرحمن الرحیم. اشهدا ان لا اله الاالله و اشهد ان محمداً رسول‌الله و اشهد ان علی ولی الله.

خدایا تو خود می‌دانی که دلم می‌خواست که در راه رضای تو قدم بردارم که در غالب اوقات برنداشتم به خاطر اینکه نمی‌دانستم و باز عمل می‌کردم، به این دلیل بود که ترا نشناختم و نمی‌دیدم... خدایا هنوز هم نمی‌دانم این خودم هستم که این جریده را می‌نویسم یا نفس سرکش و جاه‌طلب من است، که برای خودنمائی به من می‌گوید: تو هم آدای شهیدان و شاهدان واقعی تاریخ را درآور، همینطور هم هست من مرده کجا و آن جاودانه‌ها کجا.

خدایا الان هم که دارم باصطلاح وصیتنامه می‌نویسم، هنوز باورم نشده که این دار، دار فانیست.

ولی ای خدای بزرگ، ای عزیز، ای ستار، ای غفار، با این عقل و چشم ناقصم ذره‌ای از کرم و لطف و ستاریت تو را حداقل در خودم می‌بینم که من چه بودم و تو مرا چگونه نشان دادی. من چه کردم و تو پنهان کردی، من چه راهی را می‌رفتم و تو نگذاشتی و بخشیدی و هدایت کردی و با من با این چشم کور و گوش کر و عقل ناقص خود چون چهار پا بلکه بدتر، لگام گسیخته تمام خوبی‌های تو را ندیده گرفتم و به هر سو گردن‌کشی کردم ولی باز تو مرا بخشیده و خواستی که من هدایت شوم و این عمل‌ها نه یک بار و نه دو بار، نه... بلکه بی‌نهایت بار تکرار شد...

... پس از شکر خداوند که این سعادت را نصیب من کرد که در این راه که همانا راه انبیاء و اولیاء خاص خداوند است قدم برداشته و رهرو آنها باشم و با تشکر و آرزوی سلامتی و طول عمر امام امت خمینی بت‌شکن که زمینه‌ساز آگاهی تمامی امت مسلمان شد و تشکر از خانواده‌ام که طوری عمل کردند که من بتوانم در مسیر زندگی چنین راهی را انتخاب کنم موارد زیر را بطور مختصر عرض می‌کنم انشاءالله در صورت مناسب بودن شرایط عمل شود:

ابتدا از مادر عزیزم حلال بودی می‌طلبم و آرزوی صبر برایش می‌کنم که مرا بدینگونه تربیت کرد و می‌خواهم که مرا ببخشد. همچنین از همسر مهربانم که تمام زحمت من و فرزندانم به گردن او بود و بیشتر شده. انشاءالله... بتواند فرزندان خوبی تربیت کرده و تحویل جامعه دهد. از همسرم هم می‌خواهم که مرا ببخشد و حلال کند.

 

از سایر عزیزان که تک‌تک اسم نبرده‌ام و دوستان و اقوام و همسایگان معذرت می‌خواهم انشاءالله مرا ببخشند. و حلال کنند، اگر میسر است هرکس می‌تواند برایم نماز قضاء بخواند...

حتی‌الامکان مرا در بهشت زهرا(س) دفن کنید و اگر جنازه نداشتم مهم نیست حضرت زهرا(س) که جنازه داشتند قبرشان معلوم نیست من هم مثل سایر عزیزانی که قبلاً جنازه‌شان بدست نیامده، مراسم را خیلی مختصر بگیرید.

فرزندانم را خوب تربیت کنید و خود نیز دنباله‌رو راه شهیدان از صدر اسلام تا انقلاب اسلامی ایران باشید و امام را فراموش نکنید، به حرف یاوه‌گویان توجهی نکنید و با توکل بر خدا بر دهان یاوه‌گویان بکوبید به امید زیات کربلا و قدس عزیز، خداوند انشاءالله مرا در زمرة شهدای انقلاب اسلامی قرار دهد. از همگی التماس دعا و طلب آمرزش می‌کنم.

والسلام علیکم و رحمت الله

مهدی عاصی تهرانی

تعداد مشاهده خبر434 بار
تصاویر مرتبط


مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
 
آدرس پست الکترونیکی شما
   
شماره تلفن
توضیحات
 
تغییر کد امنیتی
کد امنیت
 
وزارت جهاد کشاورزی
کلیه حقوق این سایت متعلق به وزارت جهاد کشاورزی می باشد
Powered by DorsaPortal