بازشناسی و تبیین تاریخ انقلاب اسلامی - رخداد های دهه شصت
فتح الله نادعلی
1399/04/11
قسمت دوم

سال 1360، ماه های آغازین خود را سپری می کرد؛ ولی کشور از چندی قبل، به واسطه التهاب آفرینی های نخستین رئیس جمهور ایران (ابوالحسن بنی صدر) دچار مشکلات شدید شده بود؛ مقابله با ارکان انقلاب اسلامی و بی توجهی نسبت به هشدارهای حضرت امام خمینی(ره) موجب شد تا گرایش او به سازمان مجاهدین خلق( منافقین) بیش از قبل علنی گردد.

 مقام معظم رهبری ( مد ظله العالی ) در خصوص ماهیت سازمان مذکور، می فرمایند : این گروهی را که ملت ایران از سال شصت، بحق اسم «منافق» گذاشت، آنها همین جور بودند. تفکری را نشان می دادند که آن را تفکر اسلامی معرفی می کردند. در افکار آنها نشانه های اسلامی از قرآن و نهج البلاغه بود و دلایلی می آوردند که هرکس خیال می کرد آنها مؤمن بالله هستند؛ وقتی که دقیق می شدیم می دیدیم نه، مطلقاً خبری از تفکر اسلامی در کار آنها نیست. ظواهر اسلامی ولی باطن، تفکر مارکسیستی بود- هم در اصول، هم در فروع، هم در شیوه ها، هم در اخلاق- لذا به اینها گفته شد «منافق»؛ و درست هم بود.

در کشور در آن وقت، احزاب و گروههای کمونیستی بودند، خودشان هم اعلان می کردند؛ ولی ایدئولوژی منافقین به قول خودشان، ایدئولوژی مارکسیستی بود و اعلان نمی کردند! تظاهر می کردند که اسلامی است. شاید بعضی از عوامشان و افراد سطح پایینشان واقعاً هم خیال می کردند که اسلامی هستند، لیکن آن کسی که آگاه بود، می دید که نیستند. این تسمیه به «منافقین» برای آنها، بهترین و مناسب ترین تسمیه بود که آن روز درواقع از دل مردم برخاست و روی آنها ماند تا امروز.

سازمان منافقین که با تحریم رفراندوم در واقع به قانون اساسی رای نداده بودند؛ زمانی که قصد داشتند مسعود رجوی را به عنوان کاندیدای خود در انتخابات ریاست جمهوری معرفی کنند ؛ با مخالفت امام خمینی (ره) روبه رو شدند. حضرت امام (ره) فرمودند : کسانی که به قانون اساسی رای ندادهاند؛ حق شرکت در انتخابات را ندارند.

پس از شکست سازمان در اعلام کاندیدای خود؛ آن ها تمام تلاش خود را معطوف به حمایت از ابوالحسن بنی صدر نمودند و بعد از این که بنیصدر به ریاست جمهوری رسید ؛ سازمان مذکور توانست در وی نفوذ کرده و به ایجاد اختلافات بیشتر او با مسئولین نظام اسلامی دامن بزند!

حضرت امام (ره) در سخنرانیهای پیدرپی به بنیصدر که دیگر اصلیترین متحد سازمان مجاهدین (منافقین ) محسوب میشد؛ هشدار میداد و بر پای بندی ایشان به قانون تاکید می فرمود و او نیز کمترین توجه را به نصایح و هشدار های امام نداشت ! سخنرانی حضرت امام (ره) در روز هیجدهم خرداد سال شصت؛ در خصوص اقدامات بنیصدر و متحدینِ وی ، در حقیقت اتمام حجت بود. حضرت امام در بخش هایی از سخنان خویش فرمودند: ..... من تا آنجایی که بتوانم، تا آنجایی که اخلاق اسلامی اقتضا می کند که همه این ها را به آرامش دعوت کنم، همه گروه ها و گروهک ها را به آرامش دعوت کنم، همه افراد را به آرامش دعوت کنم، عمل خواهم کرد، نصیحت خواهم کرد، نصیحت برادرانه خواهم کرد، نصیحت خاضعانه خواهم کرد، لکن این را باید همه بدانند که آن روزی که من احساس خطر برای جمهوری اسلامی بکنم، آن روزی که من احساس خطر برای اسلام بکنم، آن روز این طور نیست که باز من بنشینم نصیحت کنم؛ دست همه را قطع خواهم کرد. ......چنانچه اشخاصی در این برهه از زمان که ما ابتلا داریم به جنگ، باید آرامش محفوظ بشود، اگر کسانی در اطراف کشور سخنرانی کنند و سخنرانی آن ها اسباب تشنج بشود، آن شخص، هر کس می خواهد باشد، هر مقامی می خواهد باشد، من او را به جای خودش می نشانم.

طی همان روز و روز بعد،با راهپیماییهای طرفداران سازمان منافقین در برخی از شهر های کشورو در نتیجه رویارویی با مردم، در گیری و خشونت های خونین در این شهر ها آغاز و تداوم یافت!

 دو روز بعد یعنی در بیست خرداد ، حکم حضرت امام خمینی (ره) مبنی بر عزلِ رئیس جمهور از فرماندهی نیروهای مسلح صادر و به دنبال آن بنیصدر در خانههای تیمی سازمان منافقین مخفی گردید. در 25 خرداد مردم ضمن برگزاری تظاهراتی در پایتخت خواهان عزل او از ریاست جمهوری شدند. بر این اساس طی چند روز موضوع کفایت سیاسی رئیسجمهور و اداره کشور پس از عزل وی در مجلس مورد ارزیابی قرار گرفت و بالاخره در سی ویک خرداد ماه ، طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید. دلایل زیر را می توان از اصلی عللِ رای نمایندگان مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت سیاسی او دانست:

 موضعگیری وی علیه نظام جمهوری اسلامی

  اتحاد با نیروهای ضدانقلاب وابسته به شرق و غرب جهت نابودی نظام اسلامی

 مخالفت مستمر وی با مجلس شورای اسلامی از بدو تأسیس و حتی پیش از افتتاح آن

 دخالت صریح در قوه قضاییه

  عدم درک صحیح از بدیهیترین اصول قانون اساسی

 عدم اعتقاد به اصل تفکیک قوا

حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی لحظاتی پس از رایگیری در جمع مردمی که در برابر مجلس تجمع کرده و خواهان عزل بنی صدر بودند؛ حاضر و اعلام کرد: به زودی رهبر کبیر انقلاب درباره عزل بنیصدر تصمیم نهایی را خواهند گرفت. وی همان روز طی نامه ای به حضرت امام خمینی (ره) مصوبه مجلس را به استحضار ایشان رساندند و امام در پاسخ اعلام فرمودند : پس از رأی اکثریت قاطع نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی مبنی بر اینکه آقای ابوالحسن بنیصدر برای ریاست جمهوری اسلامی ایران کفایت سیاسی ندارند؛ ایشان را از ریاست جمهوری اسلامی ایران عزل نمودم.

 بالاخره بنی صدر پس از 17 ماه تکیه به کرسی ریاست جمهوری و پس از مدتی زندگی مخفی و دو هفته زندگی در خانه های تیمی ، با گریم مخصوص و تغییر شکلِ خود به زن ، به همراه مسعود رجوی به صورت مخفیانه کشور را به مقصد پاریس ترک کرد. با عزل ِبنی صدر از مسند ریاست جمهوری و فرار ِ او ، سازمان مجاهدین خلق (منافقین) ، به عنوان اصلی ترین حامی رئیس جمهورِمخلوع ، ماهیت خود را بیشتر از قبل آشکار نمود . مقام معظم رهبری ( مد ظله العالی )در تحلیل این وقایع و نوع برخورد حضرت امام (ره) با منافقین ، بنی صدر و افراد دیگر در برهه های مختلف انقلاب اسلامی چنین می فرمایند :همین طور که در روش امیرالمؤمنین( علیه السلام) عرض کردیم، روش امام (رضوان اللَّه علیه) هم همین جور بود؛ یعنى اول با مدارا، با نصیحت؛ لیکن آن وقتى که اقتضاء کرد، برخورد کرد. یک گروه مربوط به دولت موقت بودند و مشکلات آنها بود، یک گروه آن کسانى بودند که علیه لایحه‌‌‌‌‌ى قصاص آن حرکت را انجام دادند، یک گروه حتّى کار را به ترور و درگیرى‌‌‌‌‌هاى خیابانى کشیدند؛ با هر کدام از اینها امام یک نحوى برخورد کرد. در سطوح بالاى حکومت هم بود؛ نخست‌‌‌‌‌وزیر بود، رئیس جمهور بود، حتّى بعدها در اواخر عمر امام (رضوان اللَّه علیه) در سطوح بالاتر از رئیس جمهور هم بود. امام با کسانى که احساس کردند ؛ نمیشود با اینها بیش از آن مدارا کرد ؛ برخورد کردند. .... امام به همین گروهک منافقین که خواسته بودند ؛ بیایند با ایشان ملاقات کنند، پیغام دادند که اگر شما به حق عمل کنید، من مى‌‌‌‌‌آیم سراغ شما؛ اگر دست از این کارهاى خلاف بردارید، خود من مى‌‌‌‌‌آیم سراغ شما. یعنى امام تا این حد با اینها مدارا کردند و حرف زدند. خوب، وقتى احساس خطر شد؛ بخصوص آن وقتى که مسئله، مسئله‌‌‌‌‌ى رسوخ دادن مبانى غلط در کالبد نظام و انقلاب است، این دیگر مثل سمِ مهلک است. آن وقت امام رعایت نکردند، مدارا نکردند؛ برخورد کردند.

با کنار گذاشتن بنی صدر ، شورای موقت ریاست جمهوری با حضور آیت الله موسوی اردبیلی رئیس قوه قضاییه، محمدعلی رجایی نخست وزیر و حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس برای اداره امور اجرایی کشور تشکیل شد.

در بازشناسی رویداد های دهه شصت و به خصوص تبیین روند مبارزاتی سازمان منافقین خلق ، به نکاتی مهم و اساسی بر می خوریم که برای هر شخص، درهر زمان و مکانی قابل تامل است و دریایی است از فهم و شناخت . آنها با ترور مردم عادی سعی کردند با موج خشونت و ترس، عملا آب در آسیای دشمن بعثی بریزند و کشور را که در آغاز نبرد با استکبار جهانی قرار داشت ؛ باعملیات روانی خویش تضعیف نمایند . 

 مرحله درگیریهای مسلحانه و اقدام به بمبگذاری و   ترورهای گسترده مردم و مسئولان نظام اسلامی ، توسط سازمان مجاهدین خلق از پایان خرداد ماه آغاز شد . مسعودرجوی رهبر منافقین، این مرحله از عملیات سازمان مذکور را "مرحله بیآینده کردن نظام اسلامی" نامید و به این ترتیب عملا ورود سازمان به فاز مبارزه مسلحانه با نظام اسلامی کلید خورد . این ورود به صورت تدریجی و با زمینهسازی یکساله برای افکار عمومی صورت گرفته بود. سازمان برای آماده سازی هواداران خود، آنها را پلهپله به سمت درگیری و حرکتهای قهرآمیز سوق میداد.

روز دوم تیرماه یک بمب در سالن راهآهن قم در لحظه پیاده و سوار شدن مسافرین منجر گردید و 7 شهید و بیش از 50 زخمی به جای گذاشت. روز سوم تیر با هوشیاری مردم یک بمب قوی در جنب یک هنرستان دخترانه درتهران کشف و خنثی شد.

همزمان درگیری هایی از سوی طرفداران منافقین در گیلان، مشهد، تبریز و زنجان روی داد . نزدیک به 40 نفر دختر از این گروهک در یک خانه تیمی در شیراز دستگیر شدند. متعاقب آن نزدیک به 400 نفر از عوامل این نا امنی ها توسط نیروهای انقلاب اسلامی دستگیر شدند .

روز جمعه پنجم تیر انتخابات میان دورهای مجلس شورای اسلامی در 19 شهر کشور برگزار شد و حضور گسترده مردم در نمازهای جمعه در آن روز با تظاهرات و شعارهای گروههای مختلف مردم در مخالفت با بنیصدر و سازمان منافقین خلق همراه بود. آیتالله خامنهای امام جمعه تهران در سخنان خود ضمن ارائه تحلیلی از عملکرد سازمان خطاب به سران این سازمان گفت:

من سوابق و ضعفهای آنها را میدانم و خود آنها میدانند که ما به خوبی آنها را میشناسیم من میگویم که خودتان را در تاریخ رسوا کردید و حرفهای [قبلی] خود را تخطئه نمودید... شما ای مجاهدین خلق مقابله خود را با دولت و حکومت اسلامی به حساب مقابله با ارتجاع میگذارید. ارتجاع با منطق اسلام یا منطق کمونیسم؟ ارتجاع در منطق اسلام یعنی ارتداد و شماها هستید که مرتجعید.

وی همچنین در سخنان خود جوانان و نوجوانان هوادار سازمان را به تفکر و توجه به واقعیات و پذیرش نصایح خیرخواهان فراخواند و آنان را از دنبالهروی بدفرجام سران سازمان برحذر داشت.

بنی صدرمعزول که خود به دستاویزی برای شورش مسلحانه منافقین تبدیل شده بود ؛ ضمن موافقت و تاکید بر آغاز ترور مسئولان بلندپایه نظام جمهوری اسلامی، تسریع در اقدامات برنامهریزی شده قبلی این سازمان را خواستار شده بود.

روز ششم تیرماه با انفجار بمب کارگذاشته شده در ضبط صوت بزرگی که روی تریبون سخنرانی آیتالله خامنهای در مسجد ابوذر تهران قرار داده شده بود ؛ پروژه حذف مسئولان عالی نظام جمهوری اسلامی آغاز گردید . به لطف خداوند بزرگ ، امام جمعه محبوب تهران و نماینده حضرت امام در شورایعالی دفاع در این بمب گذاری به شهادت نرسید ؛ ولی جراحات شدیدی بر ایشان وارد گردید .

حضرت امام خمینی(ره) طی پیامی خطاب به آیتالله خامنهای، ترور شخصیتهای انقلاب را موجب افزایش قدرت مقاومت در صفوف فشرده ملت توصیف کرده و در مور ابعاد و آثار آن چنین فرمودند :

اکنون دشمنان انقلاب به سوء قصد به شما که از سلاله رسول اکرم (ص) و خاندان حسینبن علی (ع) هستید و جرمی جز خدمت به اسلام و کشور اسلامی ندارید و سربازی فداکار در جبهه جنگ و معلمی آموزنده در محراب و خطیبی توانا در جمعه و جماعت و راهنمایی دلسوز در صحنه انقلاب میباشید، آن قدر از بینش سیاسی بی‌‌نصیبند که بیدرنگ پس از سخنان شما در مجلس و] نماز[جمعه و پیشگاه ملت به این جنایت دست زدند و به کسی سوءقصد کردند که آوای دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنین انداز است... آیا با این اعمال وحشیانه و جرایم ناشیانه وقت آن نرسیده است که جوانان عزیز فریب خورده از دام خیانت اینان رها شوند، و پدران و مادران، جوانان عزیز خود را فدای امیال جنایتکاران نکنند و آنان را از شرکت در جنایات آنان برحذر دارند؟.

در همان زمان در اغلب اخبار مطبوعاتی و واکنشهای اقشار مختلف مردم و گروههای سیاسی، بدون کمترین تردیدی،سازمان منافقین مسئول انفجار مسجد ابوذر معرفی و شناخته شد. بعدها نیز در بیانیه وزارت خارجه آمریکا درباره منافقین، مجروح شدن آیتالله خامنهای در مسجد ابوذر تهران یکی از مجموعه اقدامات تروریستی این سازمان خوانده شد.

یک روز بعد یعنی روز یکشنبه 7 تیر ، سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران واقع در سرچشمه ی تهران میزبان برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و هیات دولت شد. بعداز تلاوت قرآن، آیت الله دکتر بهشتی برای حاضران سخن را آغاز نمود : ......ما بار دیگر نباید اجازه دهیم، استعمارگران برای ما مهره سازی کنند و سرنوشت مردم ما را به بازی بگیرند. تلاش کنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را به بازی نمی گیرند، انتخاب شوند. ...... این جملات آیتالله بهشتی نشان از دستور جلسهای در باب انتخابات ریاست جمهوری بود و هنوز این جلسه به انتها نرسیده بود که انفجاری مهیب   ساختمان حزب جمهوری اسلامی ایران را بر سر او و هفتاد و یک تن از بهترین های این دیار خراب کرد و بهشتی که خود یک ملت بود ؛ با شهادتش امت و امام را داغدار کرد .

در 8 تیر ماه 1360 و پس از انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی، برخی از زندانیان وابسته به منافقین در زندان اوین دست به شورش زدند که با واکنش شهید کچویی به عنوان مسئول زندان مواجه شدند. در حوالی ظهر همان روز، که برخی از عوامل دادستانی انقلاب تهران، همانند؛ شهید اسدا... لاجوردی و آیتا... محمدی گیلانی در محوطه زندان اوین بودند ؛ یکی از اعضای سازمان منافقین به نام سیدکاظم افجهای هزارهای که در میان پاسداران نفوذ کرده بود ؛ تصمیم به ترور یک جا و دست جمعی اعضای دادستانی رامیگیرد که محمد کچویی با او درگیر شده و تلاش میکند جان دیگر افراد حاضر در صحنه را نجات دهد. در درگیری او با عامل نفوذی منافقین، ایشان از ناحیه کتف و سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به شهادت میرسد.

در نهم تیرماه، حضرت امام خمینی (ره) با پیامی با پیامی حکیمانه، مصیبت بزرگ هفتم تیر ماه را به اراده مصمم ملت برای مقابله با استکبار جهانی بدل نمودند و با تاکید بر عزم ملت فداکار ایران، به دشمنان این مرزو بوم اعلام نمودند : ....ملتی که برای اقامه عدل اسلامی و اجرای احکام قرآن مجید و کوتاه کردن دست جنایتکاران ابرقدرت و زیستن با استقلال و آزادی قیام نموده است ، خود را برای شهادت و شهید دادن آماده نموده است و به خود باکی راه نمی دهد که دست جنایت ابرقدرت ها از آستین مشتی جنایتکار حرفه ای بیرون آید و بهترین فرزندان راستین او را به شهادت رساند.ایشان با اشاره به اقدامات روانی سازمان منافقین در ترور شخصیتیِ مسئولان نظام اسلامی، مخصوصا شهید بهشتی از ماه ها قبل ، فرمودند : ..... شما تا توانستید به فرزندان اسلام چون شهید بهشتی و شهدای عزیز مجلس و کابینه با حربه ناسزا و تهمت های ناجوانمردانه حمله کردید که آن ها را از ملت جدا کنید و اکنون که آن حربه از کار افتاده و کوس رسوائی همه تان بر سر بازارها زده شده در سوراخها خزیده و دست به جنایاتی ابلهانه زده اید که به خیال خام خود ملت شهیدپرور و فداکار را با این اعمال وحشیانه بترسانید و نمی دانید که در قاموس شهادت واژه وحشت نیست .

 حضرت امام در تایید راه ملت در تداوم نهضت حضرت سید الشهدا علیه السلام ، اعلام نمودند : .... ملت ایران در این فاجعه بزرگ 72 تن بیگناه به عدد شهدای کربلا از دست داد. و در آشکار سازی راه غلط و اهداف استکباری گروهک منافقین ، ادامه دادند : .... گیرم که شما با شهید بهشتی که مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار در چشم دشمنان اسلام و خصوص شما بود دشمنی سرسختانه داشتید ، با بیش از 70 نفر بیگناه که بسیاری شان از بهترین خدمتگزاران خلق و مخالف سرسخت با دشمنان کشور و ملت بودند چه دشمنی داشتید ؟ جز آنکه شما با اسم خلق از دشمنان خلق و راه صاف کنان چپاولگران شرق و غرب می باشید.   و بالاخره حضرت امام ضمن اعتماد به قدرت ملت بزرگ ایران ، خطاب به دشمنان این نظام این گونه فرمودند : .... ما گرچه دوستان و عزیزان وفاداری را از دست دادیم که هر یک برای ملت ستمدیده استوانه بسیار قوی و پشتوانه ارزشمند بودند .... لیکن سیل خروشان خلق و امواج شکننده ملت با اتحاد و اتکال به خدای بزرگ هر کمبودی را جبران خواهد کرد . ملت ایران با اعتماد به قدرت لایزال قادر متعال همچون دریایی [منافقین] عاجز را که در سوراخ ها خزیده اید و نفس های آخر را می کشید ؛ به جهنم می فرستد.

نکته ای که در خصوص حادثه تلخ هفتم تیر قابل تامل و عبرت آموزی است ؛ ماهیت عامل بمب گذاری است . او فردی به نام محمدرضا کلاهی، دانشجوی رشته برق دانشگاه علم و صنعت بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی به سازمان مجاهدین خلق پیوست و با حفظ این عضویت، ابتدا پاسدار کمیته انقلاب اسلامی شد و بعد با هدایت سازمان، به داخل حزب جمهوری اسلامی نفوذ کرد. او در حزب ارتقاء یافت و مسوول کنفرانسها ، میزگردها ، جلسات و نهایتا مسئول حفاظت حزب گردید. او پس از آن که اعتماد همگان را به خوبی جلب نمود ؛ در هفتم تیر ماه بمب را با کیف دستی خود به داخل جلسه حزب جمهوری اسلامی انتقال داد و دقایقی قبل از انفجار، از ساختمان حزب خارج شد. پس از انفجار نیز مدتی در منزل یکی از اعضای سازمان مخفی و نهایتا از طریق مرزهای غربی کشور به عراق گریخت .

 ادامه دارد...

 

تعداد مشاهده خبر354 بار
تصاویر مرتبط


مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
 
آدرس پست الکترونیکی شما
   
شماره تلفن
توضیحات
 
تغییر کد امنیتی
کد امنیت
 
وزارت جهاد کشاورزی
کلیه حقوق این سایت متعلق به وزارت جهاد کشاورزی می باشد
Powered by DorsaPortal