سردار جهادگرشهید حسین پارسا
مسئول پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد اصفهان
1399/04/08
    زندگینامه:

شهید حسین پارسا در سال 1336 در یک خانوادة کاملاً مذهبی در شهرستان نجف‌آباد پا به عرصة وجود نهاد او سومین فرزند خانواده بود. از زمانی که خود و محیط اطراف خود را شناخت آثار نبوغ و طلیعه ایمان در چهرة همیشه خندان او ظاهر بود، از آنجائی‌که شهرتش پارسا بود، پارسائی و پرهیزگاری را پیشة خود ساخته بودو از سنین دبیرستانی بود که پی به ماهیت پلید و ضدمردی و ضداسلامی رژیم سرسپرده پهلوی برد و مبارزه با ظلم را سرلوحة برنامه‌های خود قرار داد، لذا در پی کشف حقیقت اسلام و تحقیق پیرامون آن پرداخت و از منابع اسلامی کسب فیض نمود و بیشتر به مطالعة کتب اسلام‌شناسان متعهد و آشنائی با چگونگی فعالیت‌های آنان می‌پرداخت.

اصولاً شب‌ها دیر به خانه می‌آمد و وقتی در اطاق خود خلوت می‌کرد به مطالعه و استماع نوارهای سخنرانی مفید می‌پرداخت. در طول شبانه‌روز کمتر می‌خوابید، طبق عادت همیشگی، ساعت‌های متمادی به مطالعه می‌پرداخت.

در سال‌های 54 و 55 در اوج خفقان در منزل خودشان اقدام به تشکیل جلساتی کرده بود و از وجود شخصیت‌های مهم استفاده می‌کرد و سعی در ارشاد جوانان داشت. در عید غدیر سال 56 که انقلاب تازه آغاز شده بود، از یک سخنران انقلابی دعوتی بعمل آورد و اولین تظاهرات علنی علیه رژیم طاغوت را به اتفاق چندتن از جوانان هم‌رزم خود براه انداخت.

وقتی برای دستگیری او به منزل ایشان حمله بردند خیلی سریع از روی پشت‌بام فرار کرد... و بعد که تحت تعقیب قرار داشت، برادرشان بایشان پینشهاد کرد که من بروم و خودم را بجای شما معرفی کنم که او شدیداً مخالفت کرد و خودشان با پای خویش و با شهامت رفته و پرسیدند موضوع چیست؟ مأمورین در اثر جسارت و شهامت او جا خورده و پس از چند روز او را آزاد کردند.

در زمان انقلاب یکی از مهمترین مراکز تکثیر و پخش اعلامیه های امام(قدس‌سره) توسط ایشان اداره می‌شد و در شهر نجف‌آباد اولین اعلامیه‌های امام را نیز ایشان تکثیر کردند.

از خصوصیات اخلاقی ایشان شرکت همه‌جانبه در تمام ابعاد فعالیت‌های فردی و اجتماعی بود. او یک انسان مسلمان و متعهد در همة ابعاد بود، در رابطه با ورزش، صبح‌ها یک کیلومتر پیاده‌روی می‌کردند و در خانه اقدام به ورزش‌های انفرادی و بدن‌سازی می‌کردند همگام با آن فعالیت‌های تبلیغاتی و ارشادی را پیگیری می‌کردند و در زمانی که در اثر فعالیت‌های جوانان از خودگذشته‌ای چون او، دامنة آزادی‌های فعالیت‌های سیاسی وسیعتر شده بود گروه‌گروه دوستان خود را به بازدید از نمایشگاه‌های کتاب می‌برد. و همه را تشویق به مطالعه و تحقیق می‌نمود و از دیگر ابعاد اخلاقی ایشان بعد معنوی بود که همواره در دعاها و نیایش‌های مختلف شکرت می‌نمودند یا خود اقدام به ایجاد و برگزاری این مراسم می‌نمودند.

در خانواده برخوردی فوق‌العاده متین و مؤدبانه داشت و یکی از دلسوزان خانواده بود. علیرغم فعالیت‌های زیادی که در بیرون از خانه داشت از هیچگونه کمکی در امور خانه دریغ نمی‌نمود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل جهادسازندگی یکی از مؤسسین جهاد نجف‌آباد بود که به جهادسازندگی معنی بخشید و خود نمونه‌ای از یک جهادگر مقاوم و خستگی‌ناپذیر بود بطوری که کمتر روستائی از بخش نجف‌آباد است که حسین پارسا را نشناسند. در آغاز تشکیل جهادسازندگی ایشان خستگی نمی‌شناخت و بطور مداوم به جهاد شکل می‌بخشید و یکی از اعضای فعال جهاد نجف‌آباد بود.

با شروع جنگ تحمیلی او تاب ماندن در شهر را نداشت و روح بلندپرواز او آرام و قرار نداشت او همراه چندتن از دوستان و همرزمان خود به جبهة جنگ شتافت و جهاد خرمشهر را تأسیس نمود.

یکی از همرزمان شهید حسین پارسا دربارة شخصیت وی می‌گوید:

شهید حسین پارسا یکی از استوانه‌های شهر نجف‌آباد بود و سوابق مبارزاتی زیادی به همراه شهید احمد حجتی داشتند و با هم در همة کارها همگام و همراه بودند.

با شروع انقلاب به اتفاق شهید احمد تصمیم گرفتند که کارهای عمرانی در روستاها انجام دهند و لذا چندین نفر از بچه‌های حزب‌الهی را به صورت اردوهای مختلف سازماندهی کرده و در مناطق مختلف مستقر نمودند و بدینوسیله خدمات بسیاری را به مردم ارائه کردند.

در آنروزها با یک ماشین، کار جهاد را در یک دبیرستان شروع کردند تا اینکه بالاخره ساختمانی برای آن تهیه کرد که محل فعلی جهاد از یادگارهای شهید عزیز حسین پارسا می‌باشد.

با شروع جنگ تحمیلی ایشان به اتفاق شهید احمد حجتی با یک کمپرسی مقداری وسایل برداشته و در منطقه مستقر شدند و از امکاناتی که در دستشان موجود بود جهت پشتیبانی رزمندگان اسلام استفاده کردند از این جهت ایشان علاوه بر اینکه مؤسس جهاد در شهر نجف‌آباد بود، مؤسس پشتیبانی جنگ جهاد در منطقه نیز بود.

در آن موقع تعدادی از بچه‌های شهر نجف‌آباد، اصفهان، شهرکُرد و تعدادی از بچه‌های کاشان در منطقة آبادان، پشتیبانی جنگ جهادسازندگی استان اصفهان را تشکیل دادند و با تشکیل دادن این پشتیبانی توانستند در آن منطقه‌آی که آبادان محاصره بود برای تدارکات نیروهایی که در محاصره بودند فعالیت‌های ارزنده‌ای بکنند.

از جمله کارهای شهید عزیز حسین پارسا، حفظ اموال مردم خرمشهر بود و همینطور تجهیزات پالایشگاه آبادان که باید به نقطة امنی منتقل می‌گردید...

از کارهایی که انجام دادند این بود که یک تعمیرگاهی زده و شروع بکار کردند با چندین لودر که از خود عراقی‌ها به غنیمت گرفته بودند و شروع کار جهادسازندگی از همان روزها بود که به ابتکار شهید حسین پارسا و احمد حجتی یک پل روی رودخانة بهمنشیر زدند و توانستند ارتباط نیروهای این طرف رودخانه را با آنطرف برقرار کنند که در آن موقع این کار از اهمیت بسزائی برخوردار بود.

یکی از خصوصیت‌های اخلاقی ایشان ارج نهادن به افراد بود برای بزرگ و کوچک احترام خاصی قائل بود. به کارگرهای ساده شخصیت می‌داد و در مقابلشان متواضع بود. در روحیه دادن و هدایت کردن نیروها و آنها را به حدی رساندن که مسئولیت قبول کنند، مشتاقانه فعالیت می‌نمود و این نشانة روح والای این شهید عزیز بود.

شهید پارسا سخت‌کوش‌، معتقد و با ایمان بود. زرق و برق دنیا را به ریشخند می‌گرفت و هر عملی را برای جلب رضای معبودش انجام می‌داد. سعی در خلوص و بی‌ریائیش در همة عمل‌هایش مشهود بود.

همرزم دیگر وی می‌گوید:

«شهید پارسا اسوة مقاومت و ایثار بود. در کارها خودش مستقیم شرکت می‌کرد، ضمن اینکه مسئول بود ولی در کارهای مهندسی حضوری فعال داشت، اگر یک دستگاه لودر پنچر می‌شد خودش دست و آستین را بالا می‌زد و آن را تعویض می‌کرد. در کارگاه که کارگران کار می‌کردند او در کار آنها شریک می‌شد.

شهید پارسا با شروع جنگ مشتاقانه در جبهه‌های جنگ حضور پیدا کرد و فقط در بعضی مواقع به مرخصی می‌رفت. او و همرزمانش با تلاش شبانه‌روزی و مقاومت و ایستادگی توانستند در عملیات ثامن‌الائمه نقشی فعال را ایفا نمایند در آستانه عملیات زمانی که شهید پارسا پس از فعالیت‌های بسیار متوجه شد در خط مقدم هنوز اورژانسی آماده نشده با چند تن دیگر از دوستانش تصمیم می‌گیرند در همان شب محلی را برای اورژانس آماده نمایند وقتی به آن محل در محور فیاضیه می‌رسند شهید پارسا از ماشین پیاده شده و چند قدم دور می‌شود و ناگهان خمپاره‌ای کنار او به زمین می‌خورد و جسم پاکش را تکه‌تکه می‌نماید، و بدین صورت حسین به «پارسایان شهید» در عالم ملکوت می‌پیوندد.

بسم الله الرحمن الرحیم

وصیت‌نامة شهید حسین پارسا

امروز که تصمیم گرفتم وصیت‌نامه‌ای بنویسم به این خاطر بود که مرگ را احساس می‌کنم و اما بگویم این احساس نه از روی ترس آینده و یا ترس از حوادثی که بر ما می‌گذرد می‌باشد، بلکه ترسم از اینست که نسبت به حوادث خوش‌بین هستم. و اصولاً این طور فکر می‌کنم این خوش‌بینی‌ها از روی غفلت است که ما را به مرگ و هلاکت خواهد رساند و این برای ما حیف است. اما چه روزهائی بر ما می‌گذرد. ازکجا باید شروع کرد و فاجعه را باید از کجا آغاز کرد آیا از محدودیت‌های قرن های پیش باید گفت، آیا از مظلومیت اسلام باید گفت و از رنج‌ها و دردهائی که کفار و منافقین، سران زر و زور و تزویر بر ما و بر دل پیامبران وارد کردند، بگویم. آیا بر مظلومیت امامان شیعه و دردهای دل آنها بگویم از کجا آغاز کنم. دردهایی که بر عزیز زمانمان می‌گذرد، بگویم. از کجا باید گفت آیا برای از دست دادن فرزندان اسلام که زمینه‌ساز انقلاب امام مهدی(عج) بودند، سخن بگویم از مطهری؟ از مفتح؟ عراقی، چمران‌ها؟ و... از کجا بگویم که همچنانکه انقلاب ما حسینی بود و رهبرش حسین‌گونه... فجایعی هم که بوجود می‌آید حوادث زمان حسین(ع) را زنده می‌کند، بگویم که مصاف امروز ما با کفار و منافقین که در یک جبهة مشترک هستند یادآور حوادث زمان حسین(ع) است. 72 تن شهید شدند و با مظلومیت شهید شدند، حسین‌گونه شهید شدند و... منظره به آتش کشیدن و خراب کردن خیمه‌های حسین و فرزندان حسین را زنده کردند. آری از اینجا می‌گویم زیرا عقیده من و عقیده امت اسلام اینست زیرا آنروز زینبیان آماده مصاف شدند و امت ما هم آماده مصاف شد و بر عادت خود طبل و دهل را فردای فاجعه آوردند و با انکه اعلام جنگ داده بودند آمادگی مصاف دادند و دادیم آری می‌گویم که اینان حسینی‌ها را مورد حمله قرار دادند. و می‌گویم آنان که بر سوگ این‌ها نشستند چون اخباری‌ها را مورد حمله قرار دادند. و اما ای خدا و ای تاریخ. و ای امت تو شاهد باش که این کفار و منافقین برای چه طاغی شده‌اند آنان بر هیچ‌کس رحم نخواهند کرد و نمی‌کنند مگر نه اینست که انصاری در سوگ 72 تن نشست و گفت هر روز غسل شهادت می‌کنم و به شهادتش رساندند.

خدایا ز تو یاری شهادت بر کلمه لااله الاالله می‌خواهیم و شهادت کلمه الله اکبر و شهادت بر حقانیت تو و امت تو و رسالت پیامبر و امام ترا و شهادت بر حقانیت امامت ولی ام تو (امام خمینی عزیز) را و از تو می‌خواهیم که ما را به راه امامان مستدام بداری.

بار خدایا می‌دانیم که شهادت‌ها ما را زنده کرده و زنده می‌دارد و روشن به مسائل کرد که شهادت چنین خاصیتی دارد پس بر ما بدار شهادت را و توفیق شهادت را از تو خواستاریم...

حسین پارسا ششم رمضان

 

تعداد مشاهده خبر397 بار
تصاویر مرتبط


مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
 
آدرس پست الکترونیکی شما
   
شماره تلفن
توضیحات
 
تغییر کد امنیتی
کد امنیت
 
وزارت جهاد کشاورزی
کلیه حقوق این سایت متعلق به وزارت جهاد کشاورزی می باشد
Powered by DorsaPortal