سردارجهادگر شهید فریدون کشتگر
مسئول پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد خوزستان
1399/04/04


 

 
 زندگینامه:
 
در آخرین روزهای سرد پاییز، هوای ارومیه رنگ زمستانی به خود گرفته بود و روزهای پر برفی را برای فصل پایانی سال نوید می‌داد. برای غلامحسین کشتگر که انسانی شریف، مومن، و پر تلاش بود و به همراه و تک فرزندشان در گوشه‌ای از مرکز استان آذربایجان غربی به آرامی زندگی می‌کردند. لحظات به سختی اما با احساسی خوب سپری می‌شد. چون آنها منتظر مسافر تازه‌ای بودند تا با اضافه شدن به جمع خانواده شادی و نشاط ویژه‌ای به آنها هدیه کند. خدای متعال انتظار آنها را پایان داد و هدیه و نعمت خود را در هفتم آذرماه سال 1337 با تولد پسری زیبا به این خانواده صمیمی عنایت کرد و والدینش نام او را فریدون گذاشتند.

فریدون که از همان کودکی هوش و ذکاوت بالایی داشت تحت عقاید مذهبی پدر و اخلاق و رفتار اسلامی خانواده خویش قرارگرفت.روحیات مذهبی و رفتار توأم با ادب و محبت، از او کودکی نمونه در بین همسن و سالان خود ساخته بود و با همین زمینه معنوی فریدون وارد دبستان ابتدایی شده و تحصیلات ابتدایی را با کسب نمرات عالی به عنوان دانش آموز نمونه مدرسه به پایان برد. او با موفقیت و رتبه عالی مقطع راهنمایی تحصیلی را هم پشت سر گذاشت و با انگیزه فراوان و شور و حال نوجوانی به خاطر داشتن نمرات عالی و رتبه خوب وارد دبیرستان فردوسی ارومیه شده و در رشته ریاضی فیزیک مشغول تحصیل شد.

فریدون نوجوانی آرام، متین، با ادب، و دارای شخصیت قوی و روحیات معنوی و مذهبی بود که از او انسانی شریف و دوست داشتنی ساخته و به همین دلیل مورد توجه مسئولین مدرسه، و سایر دانش‌آموزان قرار داشت. آنها همواره از او به نیکی یاد می‌کردند. و در فرصت‌ها و مراسم مختلف او را مورد تشویق قرار می‌دادند. فریدون علاقه خاصی به ورزش و رشته بسکتبال داشت و یکی از اعضاء خوب تیم بسکتبال مدرسه بود که با جدیت در مسابقات مختلف شرکت می‌کرد. او در کنار تحصیل به فعالیت‌های اجتماعی نیز می‌پرداخت و شرکت در کلاس‌های قرآن و رفتن به هیئت‌های مذهبی و شرکت در مراسمات عزاداری به همراه پدر را با شور و حال خاص دنبال می‌کرد.

دانش‌آموز نمونه دبیرستان فردوسی علاوه بر تحصیل و فعالیت‌های درسی از فعالان دبیرستان در برنامه‌های گروهی و فعالیت‌های جمعی بود، او همراه با مطالعه کتابهای مذهبی و افزایش آگاهی‌های دینی و اعتقادی خود دربرنامه‌های سیاسی اجتماعی نیز به همراه برادر بزرگترش مشارکت فعال داشت. برادر بزرگتر فریدون در دوران دبیرستان تأثیر بسزایی در شکل گیری شخصیت و روحیات مذهبی وی داشت و به گونه‌ای مسیر آینده زندگی او را مشخص نمود. فریدون با شایستگی و نمرات عالی موفق به گرفتن مدرک دیپلم ریاضی فیزیک شده و با رتبه بسیار خوب با قبولی در رشته مهندسی راه و ساختمان وارد دانشگاه تبریز شد.

ورود فریدون به دانشگاه فصل جدیدی از فعالیت‌های سیاسی، مذهبی و اجتماعی را برای وی رقم زد. و او به واسطه داشتن آگاهی‌های لازم و تجارب فعالیت‌های اجتماعی در دوران دبیرستان به یکی از اعضای موثر انجمن اسلامی دانشگاه تبدیل شد و منشأ خدمات بسیار ارزشمندی برای دانشجویان دانشگاه گردید. که تشکیل گروه نجات و اعزام دانشجویان به منطقه زلزله زده طبس برای کمک و یاری زلزله زدگان یکی از این موارد بود.

فریدون کشتگر با فعالیت‌های سیاسی گسترده، به یکی از اعضا و مبارزین جنبش دانشجویی دانشگاه علیه رژیم سلطنتی تبدیل شده بود. او با عضویت در هسته‌های مبارزاتی دانشجویی ضربات سختی به رژیم طاغوت در منطقه وارد ساخت و بدین سبب مورد تعقیب ساواک قرار گرفت تا اینکه در جریان قیام مردم آذربایجان و تبریز در روز 29 بهمن ماه دستگیر، و پس از سه روز شکنجه سخت از دست مأموران ساواک آزاد شد. ولی فریدون هرگز دست از مبارزه بر نداشت و با آغاز تظاهرات مردمی برعلیه رژیم طاغوت، در کنار روحانیت منطقه قرار گرفته و فعالیت چشمگیری در سازماندهی تظاهرات و راهپیمایی‌ها داشت و به طرق مختلف مردم را از جنایات رژیم ستمشاهی آگاه می‌کرد. وی با کمک برادر بزرگش و دوستان دانشگاه با جمع آوری عکس‌ها و پوسترهایی از جنایات رژیم به برپایی نمایشگاه در شهر مهاباد و آگاه سازی مردم و بیداری آنها در مبارزه با حکومت شاهنشاهی اقدام کرد.

با پیروزی انقلاب اسلامی و به ثمر نشستن مبارزات مردم به رهبری امام خمینیه) در روز 22 بهمن ماه سال 1357، فریدون فصل جدیدی از مبارزات خود را آغاز کرد. وی با ورود به گروههای مسلح پاسدار انقلاب اسلامی و تصرف مراکز نظامی، برای حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی به تلاش و مبارزه ادامه داد و با عضویت در شورای امنیت شهر با جریان انحرافی خلق مسلمان به مقابله برخاست. فریدون همزمان با تحرک گروههای ضد انقلاب در کردستان وارد این منطقه شده و با آنها به مبارزه پرداخت، تا اینکه توسط حزب منحله دمکرات دستگیر و اسیر شد.

او به طرز وحشتناکی مورد شکنجه مزدوران حزب دمکرات کردستان قرار گرفت ولی با عنایت خداوند متعال به طور معجزه آسایی آزاد و علیرغم شکنجه فراوان با جدیت و علاقه بیشتری مبارزات خود را ادامه داد.

فریدون پس از مدتی فعالیت نظامی برای حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی در منطقه آذربایجان و کردستان، با تشکیل نهاد مقدس جهادسازندگی به فرمان امام خمینی در روز 27 خرداد ماه سال 1358، در همان روزهای ابتدای فعالیت جهاد سازندگی با هدف کمک به محرومین و انجام فرمان امامه) وارد جهاد سازندگی آذربایجان غربی شد وکار جهاد سازندگی را با عضویت در کمیته فرهنگی این نهاد آغاز کرد او پس از انجام خدمات فرهنگی چشمگیر در منطقه، به دلیل دارا بودن تخصص مهندسی راه و ساختمان به کمیته فنی جهاد سازندگی پیوست و با تلاش شبانه روزی خود آثار ارزنده‌ای را در مناطق محروم استان از جمله شهرستان ماکو و توابع آن و مناطق کردنشین از خود به یادگار گذاشت.

 با شروع جنگ تحمیلی در شهریور ماه سال 1359 فریدون مشتاقانه به همراه شهید باکری و امینی و سایر همرزمانش به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل پیوست و در ایستگاه هفت آبادان مشغول خدمت شد. پس از مدتی مسئولیت تطبیق آتش بار نیروهای اسلام در جبهه آبادان را به عهده گرفت و رشادت‌های فراوانی در عملیات شکستن حصر آبادان از خود به نمایش گذاشت.

فریدون پس از سه ماه حضور فعال در جبهه‌های آبادان به ارومیه برگشته و پس از مدتی عازم جبهه جنوب شد و در واحد مهندسی رزمی خوزستان خدمت خود را آغاز کرد و به دلیل شجاعت و استعداد فراوان، فرماندهی عملیات و پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی خوزستان به عهده وی گذاشته شد و مدت‌ها در این مسئولیت خدمت کرد و پس از یک دوره تلاش و جهاد دوباره به ارومیه بازگشت.

 فریدون با تجاربی که در مهندسی رزمی به دست آورده بود آرام و قرار نداشت و با اوج گیری جنگ دوباره به جبهه رفت تا در ستاد پشتیبانی و مهندسی جهاد سازندگی در منطقه به جهاد و نبرد خود با دشمن بعثی ادامه دهد. وی درعملیات فتح المبین نقش مهمی در احداث جاده عملیاتی شوش همراه با سنگر سازان بی سنگر ایفا کرد و علاوه بر آن در عملیات سوسنگرد و بیت المقدس نیز نقش مهمی در عملیات پشتیبانی و مهندسی ایفا کرد. علیرغم این همه خدمت، ایثار و فداکاری او از عملکرد خود راضی نمی شد و شوق شهادت لحظه‌ای او را آرام نمی گذاشت. او بسیاری از یارانش را در نبرد از دست داده بود و بی صبرانه منتظر رسیدن به آنها بود. فقط به لقاء حضرت حق می‌اندیشد و هدفی جز مبارزه و جهاد برای پیروزی نهایی نیروهای اسلام در برابر متجاوزان از خدا بی خبر نداشت بالاخره لحظه موعود فرا رسید و سنگر ساز بی سنگر لشکر ایمان و مکتب عشق، فریدون کشتگر در بیست و چهارم اردیبهشت ماه سال 1361 در حین ساختن خاکریز در منطقه شلمچه مورد اصابت ترکش توپ و تیر مستقیم تانک قرار گرفته و از ناحیه سر، صورت، سینه، دست و پا جراحت شدیدی به او وارد شد و با نوشیدن شهد شیرین شهادت به سوی یارانش پرواز کرده و در جایگاه قرب معشوق به آرامش ابدی رسید.

 جسم خاکی و پاک شهید فریدون کشتگر درمزار شهدای ارومیه در کنار سایر یارانش برای همیشه به خاک سپرده شد و روح بلند او به عرش پرواز کرد و رستگاری پیوست.

او نیک می‌دانست که برای رسیدن به حق باید رنجها کشید چنانکه در وصیت نامه‌اش می‌نویسد:

«باید انسان در راه الله رنج ببرد تا او را ملاقات کند، این سرنوشت انسان است:

بزرگی هر روح به اندازه رنجی است که در راه الله می‌برد. روح‌های بزرگ همواره به رنج‌های بزرگ مبتلایند. مگر نه اینکه حسین) این روح بزرگ آفرینش باید بزرگترین رنج‌ها را ببرد و در بزرگترین امتحان‌ها شرکت جویند. ما که شیعه هستیم (نیز) باید از او پیروی کنیم»

آری شهید فریدون کشتگر نیز همه رنج‌های ظاهری را بر لذات دنیا ترجیح داد تا به ملاقات حق رسد و شیعه راستین مولایش امام حسین(ع) باشد.

از وصیت‌نامه شهید فریدون کشتگر:

دنیا نه جای ماندن است و نه ارزش ماندن را دارد آن هم زمانی که اسلام عزیز مورد هجوم جهان خواران و ایادی آنها قرار گرفته، چگونه می‌توان به دور از صحنه در گیری حق و باطل به زندگی روزمره تن در داد. باید شهادت و مرگ سرخ را برگزید تا برای همیشه از مرگ سیاه رهایی یافت.

 

تعداد مشاهده خبر417 بار
تصاویر مرتبط


مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
 
آدرس پست الکترونیکی شما
   
شماره تلفن
توضیحات
 
تغییر کد امنیتی
کد امنیت
 
وزارت جهاد کشاورزی
کلیه حقوق این سایت متعلق به وزارت جهاد کشاورزی می باشد
Powered by DorsaPortal