گفتگو با حماسه‌نگار و جهادگر جبهه‌ها «نصرت‌الله محمودزاده»؛
1398/07/07

واژه «مدیریت جهادی» درحال تخریب است

«نصرت‌الله محمودزاده» نیاز به معرفی ندارد. وی از نویسندگان نام آشنای کشور و از پیشکسوتان حوزه ادبیات پایداری است که به واسطه حضور مستمر در مناطق عملیاتی و ثبت وقایع دوران دفاع مقدس، آثار درخشانی در حوزه جنگ به‌ویژه در شاخه خاطره و زندگی‌نامه داستانی، از خود برجای گذاشته و به نوعی در آثار خود «پشت پرده جنگ» را به تصویر کشیده است.

 

نصرت‌الله محمودزاده، نویسنده پیشکسوت کتاب‌های دفاع مقدس، متولد سال 1335در بهشهر از استان مازندران است. تحصیلاتش را در انستیتو تکنولوژی بابل در رشته مکانیک به پایان برد. بعد از جنگ تحمیلی به ادامه تحصیل پرداخت و در مقطع کارشناسی ارشد رشته جامعه‌شناسی در دانشگاه شهید بهشتی فارغ التحصیل شد. در اولین روز تهاجم عراق به ایران، داوطلبانه به خوزستان شتافت و به عنوان نیروی داوطلب در عملیات آزادسازی سوسنگرد حضور داشت. او که در عملیات هویزه در محاصره دشمن قرار گرفته بود با وقایعی مواجه شد که بعدها منجر به نوشتن اولین کتابش با نام «حماسه هویزه» گردید.

محمودزاده، در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار نشریه «پُل» از فعالیت‌های خود که هنوز ادامه همان کارهای جهادی دوران دفاع مقدس است، صحبت کرد و مختصری از سوابق ادبی- جهادی‌اش گفت.

این نویسنده نام‌آشنای کشور اظهار داشت: من از سال 1360 بصورت رسمی، عضو وزارت جهاد سازندگی شده و از مدیران صنایع روستایی بودم. عمده فعالیتم ساماندهی فرش دستباف روستایی بود. همزمان از طرف پشتیبانی جنگ جهاد به عملیات‌ها اعزام می‌شدم و به کار نگارش مطالب جنگ، اهتمام زیادی می‌ورزیدم. حضور من در صحنه‌های واقعی جنگ، سبب می‌شد وقایع مهم را از نزدیک ببینم تا نیازی نباشد که توسط دیگران در جریان وقایع قرار بگیرم، از این‌رو، بستر نگارش مطالب برایم فراهم شد و من بطور رسمی به عنوان یک محقق، نویسنده و حتی خبرنگار افتخاری بسیاری از فعالیت‌های مطبوعاتی- ادبی خود را ادامه دادم.

محمودزاده، به نمونه‌هایی از کارهای ادبی خود در سالهای اولیه نویسندگی‌اش اشاره کرد و گفت: من با شرکت در عملیات‌های مختلف در طول جنگ، کتابهایی همچون «جاده بهشتیان» و «مرثیه‌ حلبچه» را نوشتم. کتاب ارزشمند «شب‌های قدر کربلای پنج»، که در طول حضور مستقیم در عملیات کربلای پنج نوشته شد، حکایت از فعالیت‌های زیبای رانندگان لودر و بلدوزر در خط مقدم دارد که بسیار خواندنی و ماندگار شد و چندین‌بار در جشنواره‌ها به عنوان کتاب «مستند جنگ» برگزیده شد. البته من پس از پایان جنگ، در ادامه فعالیت‌های فرهنگی خود، تصمیم گرفتم کارهای منسجم‌تری انجام دهم، از این‌رو، شخصیت‌هایی از فرماندهان جنگ را انتخاب کرده و درباره آنها تحقیقات وسیعی انجام دادم مانند «سنگرساز بی‌سنگر» زندگی شهید رضوی، «عقیق» شهید خرازی، «محمد؛ مسیح کردستان» شهید بروجردی، «سفر سرخ» شهید علم‌الهدی و ... از دیگر آثارم رمان «سرزمین آبی من»، «اشکهای سورن»، «رقص مرگ»، «بستر آرام هور»، «بعد از محمدالدوره»،، «آدم شویی»، «فریاد برآور شلمچه»، «پای گلدسته کوهستان» و «بام کردستان» است.

جهاد، حلال معادله‌های سنگین

این نویسنده جهادگر به یکی از ابعاد جنگ جهاد که مغفول مانده است اشاره کرد و گفت: مهم‌ترین موضوعی که بصورت غیرشعاری برای اولین بار در یک جنگ طولانی و نه مقطعی بوجود آمد، این است که یک ارگان غیرنظامی (وزارت جهاد) داوطلبانه وارد جنگ می‌شود و فرماندهان نظامی را متقاعد می‌کند تا بخش حساسی از جنگ (مهندسی جنگ) را به آن واگذار کنند. این مسئله که چگونه جهاد به عنوان یک ارگان غیرنظامی، توانست ارتش و سپاه را متقاعد کند، کار را به دست بگیرد و کمبودهای مهندسی را جبران کند، خود موضوع قابل تاملی است.

وی با تاکید براینکه جهاد، با تلاش فرماندهان مهندسی این جایگاه را برای خود رقم زد و منتظر هیچ حکم رسمی و ابلاغیه‌ای از سوی هیچ ارگانی نبود، بیان داشت: این روند ادامه داشت تا اینکه به مرور زمان، جهاد در قرارگاه‌های فرماندهی و اتاق جنگ جایگاهی باز کرد و در تصمیم‌گیری‌های حیاتی نقش‌آفرینی کرد، بطوریکه در بسیاری از نقاط کلیدی مهندسی جنگ در آفند، پدافند و عبور از آب و دشت خوزستان، کوهستان غرب و شمالغرب گره‌گشای معادلات سنگین مهندسی شد.

محمودزاده، تصریح کرد: اگر مبانی مدیریت جهادی را از دل عملکرد جهادگران در روستا، پروژه‌های ویژه و جنگ، تدوین کرده و به جامعه تحویل می‌دادیم، می‌توانستیم در مواقع حساس از بحران‌ها عبور و در مسیر توسعه پایدار، تهدیدها را به فرصت تبدیل کنیم که ما از آن، به «مدیریت جهادی» تعبیر می‌کنیم. اما در این بین، نکته تاسف‌باری وجود دارد مبنی براینکه امروزه واژه «مدیریت جهادی»، وِرد زبان‌ها شده و درحال تخریب شدن است. علت آنست که وقتی جهاد نمی‌تواند تعریف درستی از مدیریت جهادی بیان کند، به دیگران اجازه می‌دهد با اهداف و سلایق شخصی خود، درباره مدیریت جهادی صحبت کنند.

امروز مدیریت جهادی تبدیل به یک شعار شده است

این جهادگر دوران دفاع مقدس، افزود: متاسفانه مدیریت جهادی اکنون تبدیل به یک شعار شده است، بی‌آنکه شاخص‌ها و فرآیندهای آن تعریف درستی داشته باشد. برای مثال، آیا در سال 1398، یعنی 40 سال پس از پیروزی انقلاب نیز باید مانند سالهای اولیه انقلاب، هنوز به کارهای ابتدایی برای رفع محرومیت در مناطق عقب نگه‌داشته بپردازیم و اسم آن را مدیریت جهادی بگذاریم؟! درحالی‌که امروز توقع می‌رود فعالیت‌هایی انجام شود که فن‌آوری‌های نو و مدیریت‌های نوین، محور توسعه باشد. همچنان که رد پای اینگونه نهضت‌ها در دوران جنگ هم وجود داشت و جهاد سازندگی کارهای بزرگی مانند ساخت پل بعثت بر روی اروند، پل خیبر و جاده سیدالشهدا بر روی هورالهویزه را خلق کرد که در تاریخ ماندگار ‌شد.

وی برای روشن‌تر شدن منظور خود توضیح داد: من هیچگاه قبول نمی‌کنم که برای مثال، دانشجوی نخبه رشته برق و صنایع دانشگاه شریف، به منظور اینکه کار جهادی انجام دهد، به منطقه محرومی برده شود و کار بنایی و ساختمانی انجام دهد. این فرد باید نرم‌افزار توسعه را ارتقاء دهد اما به خاطر اینکه همیشه از کار جهادی اینگونه تعبیر شده که یک جهادگر حتما باید در مناطق محروم روستایی و کم‌برخوردار حضور یابد و کارگری کند، شاهد انجام خدمات ساده این دسته از نخبگان در مناطق محروم هستیم. بخش مهمی از کار مدیریت جهادی، تشخیص این مسئله است که چرا پس از 40 سال، مناطقی از کشور ما محروم مانده است؟! چرا هنوز در بعضی مناطق، مدرسه و درمانگاه نداریم؟! چرا نسبت جمعیت روستا به شهر برخلاف برنامه انقلاب اتفاق افتاد و هجرت از روستا رو به ازدیاد است؟ یافتن پاسخ این «چراها» وظیفه جهادی یک دانشجوی نخبه کشور است. اما متاسفانه به دلیل برداشت کاملا سطحی همگان از فعالیت‌های جهاد سازندگی، نخبه‌ی کشور را درحال کار بنایی در مناطق روستایی می‌بینیم.

دستیابی به فن‌آوری‌های پیشرفته، یعنی کار جهادی

محمودزاده، یادآور شد: درحالی‌که در جهان امروز، وقتی می‌بینیم آمریکا و اسرائیل در برابر ما با فن‌آوری پیشرفته صف‌آرایی کرده‌اند، ما نیز باید با مدیریت جهادی به این فن‌آوری‌ها دست بیابیم، و یا اینکه با مدیریت جهادی اجازه ندهیم بنادر کشور پُر از اقلام خوراکی و غذایی وارداتی شود که وقتی تحت تحریم کشورها قرار می‌گیریم، صف‌های طولانی گوشت، برنج و .... ایجاد شود. حل این قبیل معظلات کشور، یعنی کار جهادی. افراد مسئولی که می‌توانند آن نخبه را از آجرکشی به سمت تولید فن‌آوری در زمینه‌های مختلف و قدرتمند شدن در برابر دشمن هدایت کنند، نیازمند همان تفکراتی هستند که روزی فرماندهان جنگ را متقاعد کردند که جهاد قابلیت پذیرفتن مهندسی جنگ را دارد. در واقع جهاد شمایل دنیای آزادگی است.

این نویسنده پیشکسوت جهادگر، متذکر شد: درست است که جهادگران هیچگاه به دنبال سهمی برای خود در دوران جنگ نبودند، اما نباید سهم آنها به ناحق توسط گروه‌های دیگر مصادره شود. تصور کنید اکنون شهرداری تهران دست به هر اقدامی می‌زند و اسم آن را «مدیریت جهادی» می‌گذارد! مثلا شاهد ساخته شدن بُرج‌های بلند در یک کوچه کم‌عرض و باریک هستیم، کاری که در واقع یک نوع سرهم‌بندی با اهداف سودجویی‌های مالی محسوب می‌شود و کاملا برعکس آن چیزی است که در نفس مدیریت وجود داشته، اما شهرداری اسم آن را مدیریت جهادی گذاشته است! و مواردی از این دست بسیار زیاد است. من تعریف درست از مدیریت جهادی را وظیفه جهادگران می‌دانم و بزرگترین لطمه به جهاد از این ناحیه وارد شده است و همچنان ادامه دارد.

وی اشاره کرد: مقام معظم رهبری، مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و افراد آگاه به مسائل جنگ، بارها تاکید کرده‌اند که کارها و عملکرد جهاد باید تبیین شود. نگفته‌های جهاد، بیش از گفته‌های آن است و گفتنی‌های زیادی دارد که متاسفانه مورد دفاع بد و ناصواب قرار گرفته است.

انسان محوری، تنها و بهترین راه توسعه است

محمودزاده، ادامه داد: متاسفانه افراد مسئولی بصورت سطحی، عوام‌فریبانه و ریاکاری دست به یکسری اقداماتی زدند و اسم آن را کار جهادی گذاشتند و سوء‌مدیریت‌های زیادی بوجود آوردند که از شرح و تفصیل بیشتر آن می‌گذریم. لذا جهاد قادر است با بیان مبانی علمی، مدیریتی، ادبیاتی و تجارب خود دنیای امروز را متقاعد کند که «انسان محوری، تنها و بهترین راه توسعه است و هرجا که مشارکت مردم وجود نداشته باشد، توسعه به انحراف کشیده می‌شود.»

چرا مدیریت جهادی از حالت «مردم نهاد» به «دولت نهاد» تغییر یافته است؟!

این نویسنده و محقق، ادامه صحبت‌های خود را با این سوال آغاز کرد که مگر جهاد سازندگی در دوره جنگ، چند عضو داشت؟! و در ادامه بیان کرد: جهاد سازندگی با مشارکت بیش از پانصد هزار نفر از اقشار مختلف مردم اعم از رانندگان دستگاه‌های سنگین و استادکاران تجربی تا بهترین اساتید دانشگاه در جنگ حاضر شد. حال باید بررسی کنیم که از الگوهای جهادی واقعی که در دوره جنگ وجود داشت، اکنون در کدام بخش از ارگانها و وزارتخانه‌ها و ... بهره‌برداری می‌شود؟! متاسفانه امروز شاهد تغییر فرهنگ هستیم و می‌بینیم مردم منتظر نشسته‌اند تا دولت و ارگانهایی اقدام کرده و مشکلات را حل کنند زیرا مدیریت جهادی از حالت «مردم نهاد» به «دولت نهاد» تغییر یافته و بدین ترتیب زندگی‌ حاشیه‌نشینی در کلان‌شهرها گسترش یافته است.

وی در باره انفعال امروز مردم نسبت به تلاش آنان در دوران جنگ، اظهار داشت: ما از همین مردم در دوره جنگ، استفاده‌های بسیاری کردیم و دیدیم که مثلا یک راننده لودر یا کمپرسی با تنها وسیله‌ای که همه دارایی‌اش در زندگی محسوب می‌شد، در جنگ حاضر شد و در معرض بمباران دشمن قرار گرفت. زیرا مردم به‌خوبی درک کرده بودند که مدیریت جهادی یعنی «حضور همه باهم» و فرماندهان جنگ، جلوتر از سایرین در میدان جنگ حاضر می‌شدند مانند شهید رضوی، طرحچی، خرازی، باکری، همت و... .

محمودزاده، گفت: هر اقدامی بدون مشارکت مردم، یعنی توسعه دادن یک اقدام «ضد فرهنگ جهادی». در دوران جنگ،530 هزار جهادگر وارد جبهه شدند که تعداد بسیار انگشت شماری از آنها عضو رسمی جهاد بودند. این مسائل گفته نشده و اگر گفته ‌شده، بسیار سطحی و شعاری بوده است و به جرئت می‌توان گفت؛ به عنوان یک ابزار مقدس مورد سوء‌استفاده قرار گرفته است. درحالی‌که وقتی کارهای جهادی، کارکردگرا می‌شود تبدیل به یک ارزش شده و با دوام آن، به شکل یک هنجار اجتماعی درمی‌آید و هنجارها، قاعده رفتاری را در یک جامعه ایجاد می‌کنند که تداوم راه انقلاب و شهدا می‌شود، نه ابلاغیه‌ها و دستورالعمل‌های دولتی و سازمانی.

پروژه «تاریخ جنگ جهاد سازندگی در دفاع مقدس» آخرین کار محمودزاده

این نویسنده کتاب در پایان گفتگوی خود به آخرین کارهای ادبی‌اش اشاره و خاطرنشان کرد: حدود یک سال‌ونیم است که پنج پروژه اساسی و زیربنایی را در دستور کارم قرار دادم. یکی با عنوان «تاریخ جنگ جهاد سازندگی در دفاع مقدس» این کتاب با تحقیقات وسیعی درحال انجام می‌باشد که تاکنون با همکاری فرماندهان جنگ جهاد استانها و مرکز اسناد سپاه پاسداران، یک‌سوم کار پیش رفته است. چهار پروژه دیگر را نیز با اداره کل امور ایثارگرانِ جهاد دنبال می‌کنم. یکی کتاب «جاده امن هور» راجع به کارهای مهندسی جهاد در عملیات خیبر و دیگری «مله‌خورد مسموم» است که به مهندسی در عملیات والفجر 10 پرداختم که این دو کتاب به زودی چاپ خواهد شد. کتاب دیگرم در مورد یکی از موفقیت‌های تحقیقات مهندسی جهاد است که در حال تدوین آن هستم. آخرین اثرم در مورد شخصیت «شهید طرحچی؛ معمار و بنیانگذار مهندسی جنگ جهاد» است که آن نیز در مراحل تحقیق است. امیدوارم همچنان توفیق تدوین کارهای مبنایی و زیربنایی جهاد را داشته باشم.

گفتگو از فرزانه همتی/

تعداد مشاهده خبر44 بار
تصاویر مرتبط


مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
 
آدرس پست الکترونیکی شما
   
شماره تلفن
توضیحات
 
تغییر کد امنیتی
کد امنیت
 
وزارت جهاد کشاورزی
کلیه حقوق این سایت متعلق به وزارت جهاد کشاورزی می باشد
Powered by DorsaPortal