مصاحبه با راویان جهاد در یادمان های راهیان نور
برگرفته از نشریه پل (ویژه راهیان نور)
1398/01/31

روایت اول فکه:

-: بسم الله الرحمن الرحیم.  بنده عیسی آگاهی هستم،  راوی قرارگاه راهیان نور وزارت جهاد کشاورزی و راوی مستقر در منطقه عملیاتی ولفجر مقدماتی در منطقه فکه. خداوند متعال این توفیق رو به بنده عنایت فرمودند که مدت 10 سال یعنی از سال 1386 تا 1396 در خدمت عزیزانمان در جهاد کشاورزی هستیم،  پیرامون وظیفه خطیر و ماموریت روایت 8 سال دفاع مقدس.

     چه اتفاقی افتاد که شما وارد حوزه روایتگری شدید ؟

-: حقیقت امر بنده مقطعی رو در سازمان جهاد کشاورزی استان خراسان شمالی شاغل بودم و این موضوع سبب شد با دوستان اداره  ایثارگران این مجموعه یک سری همکاری هایی در حوزه فرهنگی انجام بدیم و خوب عنایت دوستان در آن مجموعه شامل حال ماشد و فتح بابی شد برای حضور در این مجموعه و روایت دوران دفاع مقدس .

 

     آیا در دوره آموزشی خاصی شرکت کردید یا از تجربیات شخصی برای امر روایت استفاده میکنید؟

-: بخشی بر می گردد به مطالعاتی که  قبل از دوره های آموزشی داشتم ، بعد از آن به همت دوستان در اداره کل امور ایثارگران وزارت جهاد کشاورزی دوره های متعددی برگزار شد؛ از جمله یک دوره ی یک هفته ای با موسسه سیره روایت شهدا برگزار کردند و یک دوره ی دو مقطعی هم توسط باغ موزه دفاع مقدس تهران برگزار شده و علاوه بر این ها یک دوره استاد راوی سال 92 برگزار شد که به اتفاق راویان متعدد از ارگان های مختلف این دوره را سپری کردیم ، دوره آخر هم دوره تداوم استاد راوی بود که سال 95 از این دوره بهره مند شدم .

 

     لطفا در مورد فعالیت های جهاد در منطقه والفجر مقدماتی اگر اطلاعاتی دارید بفرمایید ؟

-: همیشه در کنار نیروهای نظامی مثل ارتش و سپاه یک رکن جریان عملیاتی ، جهاد بود ، یعنی اگر سه تا رکن رو بخوایم نام ببریم در مجموعه عملیات ها سپاه ، ارتش و جهاد رو میتوانیم اسم ببریم . در جریان عملیات والفجر مقدماتی،  این رو در ابتدا خدمتتون عرض بکنم در کنار نیروهای رزمنده «7000» نیروی رزمنده از جهاد اینجا آمدند و در این عملیات حضور داشتند.

از جمله کارهای مهمی که برادران جهادگر در این عملیات انجام داده اند :

1- احداث جاده ارتباطی به منطقه عملیاتی (جاده کاظمین)

جاده از تنگه زِلیجان شروع و به جنگل های امقر می رسد و از آن امتداد داره تا به نقطه رهایی عملیات پاسگاه صفریه.که به هر حال در این منطقه رَملی به همت عزیزان جهادگر از 8 یا 9 استان این جاده احداث شد. این جاده معروف است به جاده کاظمین .

2- ساخت پل های نفر رو و نردبان ها

با توجه به شناسایی موانع مین و کانال ها ، جهت عبور از کانال ها ، یک ماموریتی را به جهاد محول کردند و آن ساخت پل های نفر رو و نردبان ها بود که این پل ها از لوله های پروفیلی و برزنت با وزن تقریبی 40 تا 50 کیلوگرم و به طول 6 الی 9 متر در قرارگاه های جهاد ساخته شد ، در آن مقطع با تولید این پل ها و نردبان ها باعث شد که رزمنده ها بتوانند از خیلی معبرهای کانال ها عبور کنند.

 

3- خاکریز دوجداره به طول 80 کیلومتر

با آماری که بنده دارم در جریان این عملیات حدود 80 کیلومتر خاکریز دوجداره توسط رزمندگان جهادگر ساخته شد که جهت جان پناه و تثبیت مواضع رزمندگان استفاده شد.

4- ساخت 20 تا 30 کیلومتر تراورسی

با توجه به اینکه منطقه رملی و خاک آن در حرکت بود برای عبور و مرور از صفحات تراورسی استفاده شد که گفته شده حدود 20 تا 30 کیلومتر جاده تراورسی در این منطقه توسط جهادگران احداث شده است .

 5- ساخته بُنِه جهت تدارکات

سپاه هفت الحدید که یکی از سپاه های جریان این عملیات محسوب میشود ، در منطقه جنگل امقر آمدند تدارکاتشان را پیاده کردند . برای گذاشتن و تامین تدارکات باید بُنِه هایی ساخته میشد که این بُنِه ها هم توسط برادران جهاد سازندگی ساخته شدند.

6- تامین 1500 دستگاه کمپرسی

حدود 1500 دستگاه کمپرسی توسط جهاد سازندگی تامین شد که در جریان این عملیات از آنها استفاده شد .

7- کمک مردمی 60 دستگاه تراکتور

یک آماری که بنده دیدم حدود 60 دستگاه تراکتور در مجموعه جهاد استان خراسان از کمک های مردمی تامین کرد و در این منطقه از آنها استفاده کردند.

8-ساخت شنرو

در کنار این ها ، با توجه به اینکه منطقه رملی بود لذا بعد از جریان عملیات و برای این منطقه دوستان جهادگر ما یک کار ابتکاری کردند و تویوتا لنکروز های قدیمی رو که داشتند لاستیک های آن را در آوردند و به جای آن شنی نصب کردند و با استفاده از شنی تویوتا لنکروز به سادگی در تپه های رملی عبور و مرور میکردند ، که نام این ماشین رو شنرو گذاشتند.

 

این ها بخشی بود از عملکرد نیروهای جهاد در عملیات والفجر مقدماتی در منطقه فکه. طبق آماری که من شنیدم و در آمار مشاهده کردم حدود 400 کیلومتر در جریان این عملیات جهادگران احداث کردند و به هر حال در نوع خودش کم نظیر محسوب میشود.

 یادمان شلمچه ؛ روح الله رجایی :

 -لطفا خودتان را معرفی بفرمایید و در مورد حضورتان در راهیان نور توضیح مختصری بفرمایید ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

روح الله رجایی هستم از استان همدان . در طول هشت سال دفاع مقدس این توفیق را داشتم که به مدت 28 ماه در    جبهه های مختلف غرب و جنوب حضور داشته باشم . بعد از جنگ هم به واسطه دینی که نسبت به شهدا احساس        می کردیم ،در کلاس های مختلف روایتگری حضور پیدا کردم و بعد از کسب مهارت های لازم فکر می کنم حدود 8 الی 9 سالی است که مناطق عملیاتی جنوب ،اروندکنار و شلمچه برای کاروان های راهیان نور روایتگری میکنم .

 

 

-با توجه به اینکه شما خودتان در منطقه شلمچه رزمنده بودید، از اینجا خاطره ای دارید که برای ما تعریف بفرمایید؟!

من به عنوان یک رزمنده بسیجی در این منطقه و در عملیات بزرگ و پیروزمندانه کربلای 5 شرکت داشتم . از نزدیک شاهد حماسه و از خودگذشتگی بچه های رزمنده در همین نقطه و نقاط مختلف شلمچه، در جزیره ام الطُوَیل و مقابل کانال پرورش ماهی بودم . در سمت چپ ما که می رسد به اروندرود ، بچه های ما در طی عملیات کربلای 5 از اروند صغیر عبور کرده بودند و جزایر بوارین و در ادامه جزایر ام الطویل دشمن را تسخیر کرده بودند . بخشی از پدافند جزیره ام الطُوَیل به ما واگذار شده بود . زمانی که ما وارد جزیره شدیم، دیدیم که خاکریز بسیار بلندی در کنار اروند زده شده که بچه های ما درحال پرکردن گونی و درست کردن سنگر برای جان پناه خودشان هستند .من به چشم خودم دیدم بچه های جهاد در طول آن چند صدمتر خاکریز ،تعدادی لودر بر اثر اصابت موشک های دشمن منهدم شده بود و آثار خون روی صندلی دستگاه ها بود . علی رغم آتش پرحجم دشمن ، جهادگران درحال زدن خاکریز برای استفاده رزمندگان بودند و انهدام این دستگاه ها مانع نشده بود که کار را رها کنند و کار نیمه تمام بماند .

یکی دیگر از حماسه های جهادگران که میتوانم بیان کنم : عرض میشود که این منطقه یک منطقه بسیار پیچیده از نظر مهندسی ،دژها و خاکریزهایی که دشمن زده بود، آب گرفتگی هایی که ایجاد کرده بود و اینها همه موانعی بود برای عبور رزمنده های ما . جهادگران مخلص در جهت خنثی کردن این تدابیر مهندسی دشمن اقدام میکردند ، ازجمله شکافتن انواع  دژ ها برای عبور ماشین آلات ،زدن جاده در میان آب گرفتگی ها و ایجاد سنگر برای حفاظت از نیروهای پیاده . عزیزان جهادگر ما بدون هیچ واهمه ای در آن شرایط خاص بالای دستگاه های مهندسی اعم از کمپرسی و لودر و بلدوزر بودند. راننده کمپرسی ها در زیر آتش شدید دشمن ،از فواصل دور شن و مخلوط می آوردند و در این منطقه خالی میکردند.     همه ی اینها کمکی بود که رزمندگان را در پیشروی و تثبیت منطقه یاری میکرد .همه ی اینها مرهون مهندسی بسیار خوب و شجاعانه جهادگران بود که حضرت امام خمینی (ره) این لقب سنگر سازان بی سنگر را به جهادگران دادند.  وقتی در معنی آن دقت می کنیم ،می بینیم که عجب صحبت به جایی بوده از حضرت امام ،اینها برای رزمندگان دیگر خاکریز و جان پناه می زدند ،در صورتی که خودشان در معرض گلوله ها و آتش سلاح های سبک و سنگین دشمن بودند .

 یادمان شرهانی ؛ حسینعلی حقی :

-خودتان را معرفی بفرمایید و در مورد نحوه آشنایی با جهاد مختصرا توضیح بفرمایید ؟

-بسم الله الرحمن الرحیم

حسینعلی حقی هستم، از بچه های سنگرساز بی سنگر مهندسی رزمی جنگ جهاد . نحوه آشنایی من با جهاد برمی گردد به سال های 58-59 . بعد از پیروزی انقلاب اسلامی من دانش آموز بودم ، زمانی که جهاد به فرمان حضرت امام تشکیل شد بخشی از جهاد کارهای فرهنگی انجام می دادند و بخشی هم وارد روستاها شدند برای محرومیت زدایی .

من درآن زمان بیشتر ارتباطم با کارهای فرهنگی بود که جهاد در دستور کار خودش قرارداده بود . علی رغم اینکه من محصل بودم ، هم درس می خواندم و  هم با پخش مجلات فرهنگی در ارتباط با بحث جهاد و فلسفه جهاد ،  تقریبا مقداری آمادگی داشتم . در ارتباط با فعالیت های جهاد . در زمان جنگ مردم شهرستان دهلران از شهر فرار کرده بودند و رفته بودند . ماهم در بخش های اطراف سکونت پیدا کرده بودیم و برای ادامه تحصیل چاره ای نداشتیم جز اینکه برویم به شهرستان های دیگر یا استان های همجوار . با توجه به اینکه من به رشته های فنی علاقه داشتم،  رشته راه و ساختمان را انتخاب کردم و در دزفول مشغول تحصیل شدم . یک بارکه از دزفول رفته بودم به خانواده سر بزنم ،زمان برگشت در بین راه یک ماشین وانت پاترول آمد ، ایستاد . بنده هم سوار شدم که تا دهلران بروم و از آنجا بتوانم به دزفول برگردم .

با راننده شروع به صحبت کردیم و گفتم که دانش آموز هستم و بچه این محل هستم و محل تحصیلم دزفول هست ، پرسید چه رشته ای ؟ گفتم رشته راه و ساختمان . گفت میتوانی بعد از فارغ التحصیلی با ما همکاری بکنید ؟ پرسیدم شما ؟ گفت من آقای رشید نهال هستم.  مسئول جهاد دهلران . اگر شما فارغ التحصیل شدی و  دیپلم گرفتی،  میتوانی باما همکاری کنید و کارهای عمرانی را انجام دهید .

من هم قبول کردم . درسم که تمام شد،  مراجعه کردم .حالا شانس ما، یا اینکه قرار بود تاریخ اینطور رقم بخورد، وقتی رسیدم از بچه های آنجا پرسیدم ،متوجه شدم آقای رشید نهال مسئول پشتیبانی مهندسی جنگ جهاد ایلام شده بودند . من همان روز رفتم پشتیبانی جنگ که در صالح آباد مهران بود. آقای رشید نهال را دیدم و گفتم که من به قولی که دادم، عمل کردم . رفتم دهلران ، شما تشریف نداشتید آمدم اینجا ،کارهای جهاد را انجام بدهم.گفتند چه بهتر . اینجا باید کارهای مهندسی جنگ را ادامه دهیم .

از همان روز شروع کردیم به کارهای مهندسی در ارتباط با راه سازی و پل سازی و دقیقا زمان عملیات کربلای یک بود . در آن زمان عراق حمله کرده بود و مهران را تصرف کرده بود. من هم با بچه های اکیپ راه سازی فعالیت خودم را شروع کردم و راه ارتباطی مورد نیاز رزمندگان را از بان رحمان در داخل تپه ماهور ها و کوها شروع کرده بودیم که برسد به سد شهیدآل اسحاق (کنجیان چم) .به یاری خدا ،کار ها انجام شد و عملیات هم با موفقیت اتفاق افتاد که منجر به آزاد سازی مهران شد .این نقطه عطفی بود که بنده وارد جهاد شدم .

-فعالیت تخصصی شما در آن زمان چه بود؟

-من آن زمان در مهندسی جنگ بودم .در آنجا کارهای استحکامات ، راه سازی و هرکار مهندسی که نیاز رزمندگان بود ما انجام می دادیم .کار های پل سازی هم را بعد از عملیات کربلای یک شروع کردیم و پل کربلا را که بعد از مهران بود زدیم. پل کربلا یک پل باکسی بود طویل و بعد از آن پل بان رحمان را زدیم که بنده خودم مسئولیت اجرای این پل ها را برعهده داشتم . بعد از اعزام به کردستان ، زیر نظر قرارگاه نجف،  در عملیات والفجر 10 ، ما باید پل هایی را در دره ها و رودهای خروشان ایجاد می کردیم تا رزمندگان بتوانند با عبور از این پل ها به نقطه رهایی برسند و عملیات انجام بگیرد.

اینجا بود که چند پل نفررو به گردان 17 نبی اکرم (ص) جهاد ایلام محول شده بود .این پل ها بر روی رودخانه سیروان در محور دوگاسیه احداث شد.

-چه مدت است که شما روایتگری می کنید ؟

-من از سال 85 در یادمان های جنوب (شلمچه ، دهلاویه ، چذابه ،فکه ، فتح المبین ، همین یادمان شرهانی ، نقطه ی ایثار مهران ) و همچنین در یادمان های شمال غرب( دالانی ، زریوار ) هم روایتگری کردم .

در ایام راهیان نور هرساله بمدت یک ماه از 15 اسفند تا 15 فرودین در خدمت زائران عزیز جهت امر روایتگری حضور دارم.

-درباره این منطقه و نقش جهاد در این منطقه عملیاتی توضیح بفرمایید؟

-یادمان شهدای شرهانی ، این یادمان ماحصل عملیات محرم است. اینجا جز موسیان از توابع شهرستان دهلران در استان ایلام محسوب می شود. در عملیات محرم این منطقه توسط سپاهیان اسلام آزاد شد. بعد از جنگ ، تفحص در این منطقه توسط بچه های لشکر 14 امام حسین (علیه السلام) شروع شد. ابتدا در این منطقه تنها یک معراج شهدا بود برای شهدای تازه تفحص شده که بعدا تبدیل به یادمان شهدای شرهانی شد .

نقش جهادگران در عملیات محرم خیلی قابل توجه بود. اولا از شمال امامزاده عباس تا رودخانه دوعلی حدودا 20 - 30 کیلومتر.  قبل از عملیات ، جهادگران آمدند دل کوه ها و تپه ماهور ها را شکافتند و راه ارتباطی را برقرار کردند که رزمندگان بتوانند خودشان را به نقطه رهایی برسانند . در حین عملیات با ساخت خاکریز ، پل و سنگرهای متعدد برای رزمندگان احداث کردند . گردان های مختلفی از جهاد استان های کشور در عملیات محرم حضور پیدا کردند و سنگر ساختند بدون آن که خودشان سنگری داشته باشند.

-نظر شما در خصوص حضور نسل جوان در یادمان های دفاع مقدس چیسیت ؟

-این موضوع از دو منظر قابل بررسی است.  چرا جوانان در این مناطق حضور پیدا می کنند ؟ چکار کنیم که جوانان در این مناطق حضور پیدا کنند ؟

خوب 8 سال دفاع مقدس،  حدودا یک دهه از عمر انقلاب را پشت سر گذاشته .ما باید کاری بکنیم که این دهه از عمر انقلاب که میتوان از آن به عنوان مقطع مقاومت و ایثار نام برد، ابتر نماند و  ادامه پیدا کند. وظیفه ما پیشکسوت ها این است  که تاریخ شفاهی دفاع مقدس را استخراج کنیم و به نسل بعد منتقل کنیم . نسل بعد ما چه کسانی هستند  ؟ همین جوان هایی هستند که در قالب کاروان های راهیان نور می آیند .ما باید به اینها یاد بدیم ، همان طوری که نهضت عاشورا بعد از هزار و چهار صد سال ،  هرسال به نحو مطلوب تری به نسل بعد منتقل میشود. موکب دار ، مداح ، سخنران و دنبال این است که آن فعالیتش نسبت به سال قبل بهتر است و یا پیام واقعه عاشورا را به جامعه منتقل بکند .  ماهم      می بایست اولا نهضت عاشورا را ربط بدهیم به دفاع مقدس و بعد نهضت دفاع مقدس را باید هرساله به نحو مطلوبتری به جامعه ی هدف منتقل کنیم . با یک روش و سیر منطقی که جوانان و نوجوانان ما آن را درک کنند تا بتوانند یک روز خودشان پیام رسان این واقعه برای جامعه بعدشان باشند .مهندسی دفاع مقدس را باید به یک فرهنگ عمومی تبدیل کرد اگر این کار را کردیم رسالت خودمان را انجام دادیم .

 یادمان هور ؛ منتظری نژاد :

 -خودتان را مختصرا معرفی بفرمایید و در مورد نحوه آشنایی با جهاد توضیح بفرمایید ؟

-بسم الله الرحمن الرحیم

بنده مرتضی منتظری نژاد هستم.  راوی جهاد در یادمان هور . خوب به لحاظ خدمات شایسته ای که جهادگران به روستاییان عزیز ارائه می کردند، این حقیر به فعالیت آنها علاقه مند شدم و دیدم که جایگاهی است که در قالب خدمت در راه رضای خدا به مردم مسلمان می توانم خدمت کنم .

-لطفا در مورد یادمان هور و فعالیت جهاد در این منطقه توضیح بفرمایید؟

-اینجا منطقه ی هورالعظیم است . حدود 2200 کیلومتر مربع وسعت داره و یکی از تالاب های بسیار بزرگ دنیا است . بخش کوچکی از هور برای جمهوری اسلامی ایران و بخش بزرگ آن برای کشور عراق است .هورالعظیم از دو رودخانه کرخه و دجله مشروب می شد و نزولات آسمانی آب هور را تامین می کرد . در شمال این منطقه خصوصا در زمستان 8 متر و در جنوب 3متر ارتفاع آب است.

عراق هیچ وقت این منطقه را به عنوان معبر نظامی ندید و به همین دلیل در آغاز جنگ از شمال(چذابه) و جنوب(طلاییه) هور به ایران حمله کرد. هیچ وقت تصور نمی کرد ایران بتواند در هور عکس العملی داشته باشد. چون هور شرایط  خودش را داشت،  یعنی تجیهیزات و نیروهای زبده و امکانات خودش را داشت که وارد هور شوند.

ما از غفلت دشمن نهایت استفاده را کردیم و دو عملیات بزرگ در این منطقه انجام دادیم . عملیات خیبر که در اسفند سال 1362 کلید خورد ، با اهداف از پیش تعیین شده و عملیات بدر که در یک سال بعد یعنی 19 اسفند سال 63 رقم خورد .

جهاد سازندگی در این عملیات ها حضور فعال داشت . علاوه بر اینکه قبل از عملیات ،زمان عملیات و بعد از عملیات،  جهاد فعالیت عمومی داشت مانند : ساخت سنگر، ساخت خاکریز دوجداره ،ساخت جاده های ارتباطی ،برق رسانی ،احداث سکوهای تانک، توپ و موشک و . کار مهم جهاد در این منطقه ، ساخت پل خیبر و جاده خاکی سیدالشهداء بود که در نوع خودش شاهکار مهندسی جنگ عنوان می شد .

تقریبا سه ماه مانده به عملیات فرماندهان سپاه پاسداران، به فرماندهان پشتیبانی مهندسی جنگ جهاد سازندگی اعلام کردند ما باید حلقه ی وصل بین عقبه و خط مقدم داشته باشیم تا بتوانیم مناطقی را که آزاد کردیم تثبیت کنیم . جهادگران تمام تلاش خودشان را کردند و توانستند پلی طراحی کنند به طول 14 کیلومتر که از 2500 قطعه تشکیل شده بود .هر کدام از قطعات می توانستند 6 تن بار را تحمل کنند . پل از 4 تیرآهن شماره 14 زنبوری ، ورق 4میلیمتری آج دار و همچنین جهت شناور ماندن در آب از بلوک های پلی استایل که در زیر این چهارچوب فلزی قرار می گرفت،  استفاده می شد. بخشی از پل را در دریاچه استادیوم آزادی به نمایش گذاشتند و فرماندهان سپاه و ارتش از نزدیک ملاحظه و تایید کردند. این پل در مدت 2ماه و نیم تمام شد و عقبه خودی به خط مقدم متصل شد .

از ویژگی های پل نیز میتوان به : آسیب ندیدن در برابر ترکش های بی امان دشمن ، حمل و نقل آسان ، هزینه نسبتا پایین و مونتاژ سریع و آسان اشاره کرد.

 

 

-شما چند سال برای روایتگری به منطقه تشریف میاورید ؟

-بنده توفیق داشتم حدود 12 سال برای روایتگری در مناطق مختلف راهیان نور حضور پیدا کنم .

-لطفا خاطره ای از زمان جنگ بیان بفرمایید؟

-شهید اسماعیل احمدزاده در عملیات شلمچه با وجود بارش گلوله ها ، گفت من به هر طریقی که ممکن باشد این قسمت جاده را به قسمت دیگر وصل خواهم کرد . همه تصور می کردند که ایشان شب ،در چادر یک حرفی زدند و خیلی جدی نباشد . فردا شب شد ، شهید احمدزاده در خط عملیات حضور پیدا کرد و تا صبح شروع به کار کرد . هرچه ما می گفتیم برای یک استراحت بیا پایین،  نمی آمد . دشمن هم آتش شدید را برای این جوان رشید اسلام اعمال می کرد. تازمانی که نزدیک نماز صبح بود که به درجه رفیع شهادت نائل آمدند . به طریق ممکن ایشان را به عقب انتقال دادیم . به نزد خانواده ایشان رفتم که خبر شهادت فرزندشان را بدهم ،گفتیم مجروح شدند ،مادر بزرگوار شهید گفتند نه خیر ایشان شهید شدندو من صبح خوابشان رادیدم .

 روایت عبور

حسین شریعت احمدی

راوی دفاع مقدس جهاد کشاورزی یادمان اروند

ابتدای انقلاب بنده دیپلمه بودم، نذر کردم اگر در مدارس عالیه پذیرفته شوم، در جهاد خدمت کنم. در کنکور سال 58 موفق شدم به مدرسه عالی راه پیدا کنم و بعد از انقلاب فرهنگی در خرداد 59  برای انجام نذرم ، وارد جهاد شدم که از آن به بعد بود که در جهاد ماندگار و توفیق خدمتم دائمی شد.

منطقه ایی که عملیات والفجر 8 در آن انجام شده، منطقه عمومی اروند کنار، جنوبی ترین قسمت شبه جزیره آبادان و از آن طرف هم ، جنوبی ترین قسمت شبه جزیره فاو که در منطقه جنوبی عراق واقع شده است. تقریبا بعد از 10 روز که از عملیات والفجر گذشته بود به ذهنمون رسید که ما دستگاهی می خواهیم که ادوات سنگین را به آن طرف منتقل کنیم. نفرات از طریق قایق های بزرگ محلی که روتور نامیده میشد و حتی می تواند یک خودرو سبک را منتقل کند، انتفال داده می شدند. اما بحث ما انتقال ادوات سنگین اعم از لودر، بولدوزر، بیل مکانیکی و گریدر و یا ادوات مکانیزه لشگر های زرهی بود و بحث حمایت از نیروهایی که طرف دیگر بودند، بود. با توجه به آتش دشمن و نیاز به حمایت هایی که از پشت جبهه احساس میشد، فرماندهان نظامی در قرارگاه به این نتیجه رسیدند که نیاز به پل ثابت داریم. کار را به جهاد سازندگی به عنوان یک کار مهندسی رزمی محول کردند که حضور جهاد سازندگی در جنگ هم برای کارهای مهندسی رزمی بود. آقای مهندس بهروز پور شریفی فرزند خلاق و غیور آذربایجان شرقی، طرحی ارائه کردند مبنی بر اینکه از پایین رودخانه از کف اروند لوله هایی را تا روی آب بچینیم که هم آب جریان داشته باشد و جلوی جریان آب را نگیریم و هم از سطحش به عنوان یک جاده استفاده کنیم. با براوردهای انجام شده محاسبه شد از محل احداث پل 900 متر عرض و 12 متر عمیق ترین قسمت رودخانه و برای پر کردن آن منطقه از اروند نیاز به 5 هزار لوله است که این لوله ها در کارخانه نبرد اهواز ساخته شد. با توجه به اینکه این لوله را به تنهایی نمیشد در آب رها کرد باید به صورتی این لوله ها با همدیگر مهار می شدند. قرار بر این شد این لوله ها ردیف به ردیف مثل زنجیر و مثل دانه های تسبیح به هم متصل شوند و لوله اول کف رودخانه و سپس لوله بعدی تا 7 لایه از لوله ها بر روی همدیگر قرار بگیرند. تقریبا هزار و پانصد تریلی لوله از کارخانه نبرد اهواز کیلومتر هفت اهواز تا اینجا نهر حاج محمد حمل شده، هر لوله از 4 قسمت، 2 قسمت از سر و 2 قسمت از انتها به لوله بعد و قبل خودش متصل میشد، 7 لایه لوله روی هم گذاشته شد تا به سطح آب رسیدیم. 8 متر عرض جاده آسفالت مفید درجه 1 در اختیار رزمندگان قرار گرفت. این پل در 27 فروردین سال65 آغاز شد ودر 27 مهر همان سال به پایان رسید، 6 ماه مدت احداث این پل که عمدتا به طور شبانه روزی بود طول کشید.

شاه کلید این توانایی ها فرمایش حضرت امام بود که ما می توانیم. زمانی که سیم خاردارها را تحریم کردند ،آن نسل این موضوع را باور کرده بودند که می توانند و گرنه پل بعثت ساخته نمیشد و همچنین خیلی از اکتشافات و اختراعات دیگر انجام نمی گرفت، ما الان به این خودباوری در وضع فعلی نظام رسیدیم که به دستاورد های هوا فضا، ذرات بنیادی و نانو و...       می توانند عینا لمس کنند که ما چه می گوییم.

قرارگاه راهیان نور وزارت جهادکشاورزی در سال 1396 با همکاری قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء به منظور باز آفرینی آن شاهکار مهندسی جنگ تعداد50 قطعه از لوله های اصلی پل بعثت را به یادمان والفجر 8 منتقل کرده است.

 

تعداد مشاهده خبر519 بار
تصاویر مرتبط


مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
 
آدرس پست الکترونیکی شما
   
شماره تلفن
توضیحات
 
تغییر کد امنیتی
کد امنیت
 
وزارت جهاد کشاورزی
کلیه حقوق این سایت متعلق به وزارت جهاد کشاورزی می باشد
Powered by DorsaPortal